کلمات انگلیسی برای "قارچ‌ها، قارچ‌ها و جلبک دریایی"

در اینجا نام های مختلف قارچ ها، قارچ ها و جلبک های دریایی به انگلیسی مانند "شیتاکه"، "ترافل" و "نوری" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
red algae [اسم]
اجرا کردن

*جلبک قرمز

Ex: REd algae adds a burst of color to the underwater landscape.

جلبک‌های قرمز انفجاری از رنگ به منظرۀ زیر آب اضافه می‌کنند.

green algae [اسم]
اجرا کردن

*جلبک سبز

Ex: The presence of green algae in water bodies can indicate the health and balance of the ecosystem .

وجود جلبک‌های سبز در آب‌ها می‌تواند نشان‌دهنده سلامت و تعادل اکوسیستم باشد.

brown algae [اسم]
اجرا کردن

*جلبک قهوه‌ای

Ex: Brown algae have complex life cycles with genetic diversity .

جلبک‌های قهوه‌ای چرخه‌های زندگی پیچیده‌ای با تنوع ژنتیکی دارند.

kelp [اسم]
اجرا کردن

*کتانجک

Ex: The distinct taste and texture of kelp are appreciated in certain cuisines around the world .

طعم و بافت متمایز جلبک دریایی در برخی از آشپزی‌های جهان مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

nori [اسم]
اجرا کردن

*نوری (جلبک)

Ex: Sprinkle nori flakes on homemade ramen for an authentic touch .

پرک‌های نوری را روی رامن خانگی بپاشید برای یک لمس اصیل.

porphyra [اسم]
اجرا کردن

پورفیرا

Ex: Prepare a refreshing and nutritious porphyra smoothie by blending rehydrated sheets with banana and coconut water .

یک اسموتی خنک و مقوی پورفیرا با مخلوط کردن برگ‌های آبرسانی شده با موز و آب نارگیل آماده کنید.

gim [اسم]
اجرا کردن

جلبک دریایی خوراکی

Ex: Wrap the rice and fresh ingredients in gim to create a delectable sushi roll .

برنج و مواد تازه را در برگ‌های جلبک دریایی برشته بپیچید تا رول سوشی خوشمزه‌ای درست کنید.

truffle [اسم]
اجرا کردن

قارچ دنبلان

Ex: The distinctive taste of truffles adds an earthy and musky note to dishes like pasta and risotto .

طعم متمایز ترافل به غذاهایی مانند پاستا و ریزوتو یک نت خاکی و مشک‌گونه می‌افزاید.

اجرا کردن

*قارچ خوراکی دکمه‌ای

Ex: The chef impressed the customers by his special dish of button mushrooms with crumbled feta cheese .

آشپز با غذای ویژه خود از قارچ دکمه‌ای با پنیر فتا خرد شده مشتریان را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

*قارچ صدفی

Ex: Oyster mushrooms are known for their distinct flavor .

قارچ صدفی به خاطر طعم متمایزش شناخته شده است.

shiitake [اسم]
اجرا کردن

*شیتاکه

Ex: Topping pizza with sliced shiitake mushrooms seems to be very risky.

گذاشتن قارچ شیتاکه خرد شده روی پیتزا بسیار پرخطر به نظر می‌رسد.

morel [اسم]
اجرا کردن

*کرکونوسه

Ex: Impress your guests with a mouthwatering morel mushroom and asparagus quiche for a delightful brunch option .

میهمانان خود را با یک کیش خوشمزه از قارچ مورل و مارچوبه برای یک گزینه برانچ دلپذیر تحت تأثیر قرار دهید.

chanterelle [اسم]
اجرا کردن

*قارچ قیفی

Ex: Make a rustic mushroom pizza with chanterelles and fresh herbs .

یک پیتزا قارچ روستیک با قارچ چانترل و گیاهان تازه درست کنید.

mushroom [اسم]
اجرا کردن

قارچ

Ex: I added chopped mushrooms to my homemade lasagna .

من قارچ خرد شده را به لازانیای خانگی خود اضافه کردم.

اجرا کردن

جلبک مثانه‌ای

Ex: Support your thyroid health by incorporating bladderwrack supplements into your daily routine .

با گنجاندن مکمل‌های جلبک مثانه‌ای در برنامه روزانه خود، از سلامت تیروئید خود حمایت کنید.

carrageen [اسم]
اجرا کردن

*خزه ایرلندی

Ex: The vegetarian jelly was made using carrageen as a plant-based alternative .

ژله گیاهی با استفاده از کاراگینان به عنوان یک جایگزین گیاهی ساخته شد.

dulse [اسم]
اجرا کردن

dulse

Ex: Adding a pinch of dulse flakes to my stir-fry enhances the overall taste.

اضافه کردن یک نوک انگشت پولک‌های dulse به هم‌زده‌پز من طعم کلی را بهبود می‌بخشد.

اجرا کردن

جلبک فوکوئید

Ex: Fucoid algae add a unique texture and flavor to sushi rolls and seafood dishes .

جلبک‌های فوکوئید بافت و طعم منحصر به فردی به رول‌های سوشی و غذاهای دریایی اضافه می‌کنند.

اجرا کردن

*جلبک ایسلندی

Ex: Iceland moss is commonly used in traditional Scandinavian cuisine

خزه ایسلندی معمولاً در آشپزی سنتی اسکاندیناوی استفاده می‌شود.

Irish moss [اسم]
اجرا کردن

*جلبک ایرلندی

Ex: Irish moss can be used as a thickener in homemade soups, gravies, and sauces.

خزه ایرلندی می‌تواند به عنوان غلیظ‌کننده در سوپ‌ها، گریوی‌ها و سس‌های خانگی استفاده شود.

laver [اسم]
اجرا کردن

جلبک خوراکی

Ex: In Korean cuisine, laver is commonly used to make traditional dishes.

در آشپزی کره‌ای، laver معمولاً برای تهیه غذاهای سنتی استفاده می‌شود.

rockweed [اسم]
اجرا کردن

جلبک قهوه ای

Ex: Rockweed can be blanched and pickled to create a tangy and crunchy condiment.

جلبک سنگی را می‌توان بلانچ و ترشی کرد تا یک چاشنی تند و ترد ایجاد شود.

sea lettuce [اسم]
اجرا کردن

کاهوی دریایی

Ex: I love the vibrant color that sea lettuce adds to my fresh seafood salad .

من عاشق رنگ زنده‌ای هستم که کاهوی دریایی به سالاد غذای دریایی تازه من اضافه می‌کند.

sea tangle [اسم]
اجرا کردن

جلبک قهوه ای

Ex: I like to add sliced sea tangle to my miso soup for an extra burst of flavor and texture .

من دوست دارم جلبک دریایی خرد شده را به سوپ میسو خود اضافه کنم تا طعم و بافت بیشتری داشته باشد.

seaweed [اسم]
اجرا کردن

جلبک دریایی

Ex: Seaweed can be ground into powder and used as a seasoning to add depth of flavor to dishes.

جلبک دریایی می‌تواند به پودر تبدیل شده و به عنوان چاشنی برای افزودن عمق طعم به غذاها استفاده شود.