مواد غذایی - مواد غذایی و افزودنی های آن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مواد غذایی و افزودنی ها مانند "ژلاتین"، "جوش شیرین" و "اسیدولانت" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
اجرا کردن

*افزودنی

Ex: Carrageenan is a food additive derived from seaweed that is used as a thickener and stabilizer in dairy products and other foods .

کاراگینان یک افزودنی غذایی است که از جلبک دریایی استخراج می‌شود و به عنوان غلیظ‌کننده و تثبیت‌کننده در محصولات لبنی و سایر غذاها استفاده می‌شود.

rice paper [اسم]
اجرا کردن

*کاغذ برنج

Ex: As the rice paper softened , I carefully layered sliced mangoes and coconut flakes , creating a sweet and tropical dessert roll .

همانطور که کاغذ برنج نرم می‌شد، با دقت برش‌های انبه و پرک نارگیل را لایه‌لایه کردم و یک رول دسر شیرین و گرمسیری درست کردم.

اجرا کردن

ماده نگهدارنده

Ex: Many processed foods have preservatives to extend their shelf life .

بسیاری از غذاهای فرآوری شده دارای مواد نگهدارنده هستند تا ماندگاری آنها را افزایش دهند.

edible ink [اسم]
اجرا کردن

*جوهر خوراکی

Ex: Chefs and bakers may use edible ink pens to add personalized messages or artwork to wedding cakes .

سرآشپزها و نانواها ممکن است از قلم‌های مرکب خوراکی برای افزودن پیام‌ها یا آثار هنری شخصی‌سازی شده به کیک‌های عروسی استفاده کنند.

اجرا کردن

*رنگ خوراکی

Ex: Blue food coloring is often used to give a bright blue hue to sports drinks and other beverages .

رنگ خوراکی آبی اغلب برای دادن رنگ آبی روشن به نوشیدنی‌های ورزشی و سایر نوشیدنی‌ها استفاده می‌شود.

gold leaf [اسم]
اجرا کردن

*برگ طلا

Ex: Gold leaf can be added to edible flowers and other botanicals for a dazzling effect on salads or cheese boards .

ورق طلا را می‌توان به گل‌های خوراکی و گیاهان دیگر اضافه کرد تا اثری خیره‌کننده در سالادها یا تخته‌های پنیر ایجاد کند.

اجرا کردن

طعم مصنوعی

Ex: The candy had an artificial strawberry flavor that burst in your mouth.

آب نبات دارای طعم مصنوعی توت فرنگی بود که در دهان می‌ترکید.

اجرا کردن

*ماده غلظت‌دهنده

Ex: The dessert mousse employed a gelatin-based thickening agent to create a light and airy texture .

دسر موس از یک عامل غلیظ کننده مبتنی بر ژلاتین برای ایجاد بافتی سبک و هوایی استفاده کرد.

sweetener [اسم]
اجرا کردن

شیرین‌کننده

Ex: Can you pass me the sugar packet? I need a sweetener for my tea.

میشه بسته شکر رو به من بدی؟ من به یک شیرین کننده برای چایم نیاز دارم.

stabilizer [اسم]
اجرا کردن

*تثبیت‌کننده

Ex: My grandmother always uses a stabilizer when baking her famous cheesecake to ensure it maintains its perfect texture .

مادربزرگ من همیشه از تثبیت کننده هنگام پخت چیزکیک معروفش استفاده می‌کند تا مطمئن شود که بافت عالی آن حفظ می‌شود.

اجرا کردن

*ماده ژلاتینی کننده

Ex: I found out that the fruit compote used a gelling agent to bind the fruits together .

متوجه شدم که کمپوت میوه از یک عامل ژله‌ای برای چسباندن میوه‌ها به هم استفاده کرده است.

agar [اسم]
اجرا کردن

آگار

Ex: The agar cubes added a delightful chewiness to the tropical fruit salad .

مکعب‌های آگار به سالاد میوه گرمسیری یک جویدنی دلپذیر اضافه کردند.

pectin [اسم]
اجرا کردن

*پکتین

Ex: I bought pectin at the store to make my own jelly from fresh fruits .

من پکتین را از فروشگاه خریدم تا ژله خودم را از میوه‌های تازه درست کنم.

humectant [اسم]
اجرا کردن

*نگهدارنده رطوبت

Ex: The hair conditioner included a humectant that helped retain moisture and reduce frizz .

نرم کننده مو شامل یک مرطوب کننده بود که به حفظ رطوبت و کاهش وز کمک می‌کرد.

اجرا کردن

*براق‌کننده

Ex: The bakery used a glazing agent to give their pastries a delightful shine and preserve their freshness .

نانوایی از یک عامل لعاب‌دهی استفاده کرد تا به شیرینی‌هایش درخششی دلپذیر بدهد و تازگی آن‌ها را حفظ کند.

اجرا کردن

*بهبوددهنده آرد

Ex: The bread recipe called for a flour treatment agent to enhance the dough 's elasticity .

دستور تهیه نان به یک عامل درمان آرد برای افزایش کشسانی خمیر نیاز داشت.

اجرا کردن

طعم‌دهنده

Ex: The marinara sauce used a flavor enhancer made from sun-dried tomatoes , enhancing the robust and tangy taste .

سس مارینارا از یک تقویت کننده طعم ساخته شده از گوجه‌فرنگی‌های خشک شده در آفتاب استفاده کرد، که طعم قوی و تند را تقویت می‌کند.

flavoring [اسم]
اجرا کردن

*طعم‌دهنده

Ex: The cinnamon flavoring added a warm and aromatic touch to the baked apples .

طعم‌دهنده دارچین یک لمس گرم و معطر به سیب‌های پخته اضافه کرد.

emulsifier [اسم]
اجرا کردن

*امولسیفایر

Ex: The hair styling cream included an emulsifier to combine the water and styling agents .

کرم حالت دهنده مو شامل یک امولسیفایر برای ترکیب آب و عوامل حالت دهنده بود.

اجرا کردن

*حفظ کننده رنگ

Ex: The food packaging film had a color retention agent to prevent discoloration and maintain the attractive appearance of it .

فیلم بسته‌بندی مواد غذایی حاوی عامل حفظ رنگ بود تا از تغییر رنگ جلوگیری کند و ظاهر جذاب محصول را حفظ نماید.

اجرا کردن

*عامل تقویت‌کننده

Ex: The fortified energy bar contained a fortifying agent that provided an additional dose of protein and fiber for sustained energy .

نوار انرژی تقویت شده حاوی یک عامل تقویت کننده بود که دوز اضافی پروتئین و فیبر برای انرژی پایدار فراهم می‌کرد.

اجرا کردن

*عامل حجم‌دهنده

Ex: The low-calorie salad dressing used a bulking agent to create a satisfying texture without adding excess calories .

سس سالاد کم کالری از یک عامل حجیم کننده برای ایجاد بافتی رضایت بخش بدون افزودن کالری اضافی استفاده کرد.

antioxidant [اسم]
اجرا کردن

آنتی‌اکسیدان

Ex: The blueberries were rich in antioxidants , which helped protect the body against free radicals .

زغال اخته سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها بود، که به محافظت از بدن در برابر رادیکال‌های آزاد کمک می‌کرد.

اجرا کردن

*عامل ضد کف

Ex: The bubble bath included an antifoaming agent to minimize foam and maintain clear water .

حمام حباب شامل یک عامل ضد کف برای به حداقل رساندن کف و حفظ آب شفاف بود.

اجرا کردن

*عامل ضد کلوخه‌ساز

Ex: The confectioners ' sugar had an anticaking agent that kept it light and fluffy .

شکر قنادی حاوی یک عامل ضد کلوخه شدن بود که آن را سبک و پفکی نگه می‌داشت.

اجرا کردن

*تنظیم‌کننده اسیدیته

Ex: The salad dressing used an acidity regulator to achieve the perfect balance of tanginess and acidity .

سس سالاد از یک تنظیم کننده اسیدیته استفاده کرد تا به تعادل کامل بین تندی و اسیدیته دست یابد.

acidulant [اسم]
اجرا کردن

*اسیدی‌کننده

Ex: The soft drink used an acidulant to provide a tangy and refreshing taste.

نوشابه گازدار از یک اسیدان برای ایجاد طعم ترش و طراوت‌بخش استفاده کرد.

gelatin [اسم]
اجرا کردن

*ژلاتین

Ex: The cheesecake filling included gelatin to help it set and hold its shape when chilled .

پر کردن کیک پنیر شامل ژلاتین بود تا به آن کمک کند هنگام سرد شدن شکل خود را بگیرد و حفظ کند.

pink slime [اسم]
اجرا کردن

لجن صورتی

Ex: Fast food chains removed pink slime from their menus to regain trust .

رستوران‌های فست فود لجن صورتی را از منوهای خود حذف کردند تا اعتماد را بازگردانند.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: The soup needed a little more salt to bring out the taste .

سوپ به کمی نمک بیشتر نیاز داشت تا طعم آن را بهتر کند.

baking soda [اسم]
اجرا کردن

جوش‌شیرین

Ex: Baking soda served as a natural toothpaste alternative , gently whitening teeth and freshening breath .

جوش شیرین به عنوان یک جایگزین طبیعی برای خمیر دندان عمل می‌کرد، به آرامی دندان‌ها را سفید می‌کرد و نفس را تازه می‌کرد.

اجرا کردن

بیکینگ‌پودر

Ex: Baking powder helped the biscuits achieve a perfect rise and a tender crumb .

بیکینگ پودر به بیسکویت‌ها کمک کرد تا به یک افزایش عالی و بافت نرم دست یابند.