مواد غذایی - غلات و آرد

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به غلات و آرد مانند "گندم"، "تاپیوکا" و "آرد ذرت" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
almond meal [اسم]
اجرا کردن

آرد بادام‌درختی

Ex: They prepared a flavorful and gluten-free crust for their homemade quiche using almond meal .

آنها یک پوسته خوشمزه و بدون گلوتن برای کیش خانگی خود با استفاده از آرد بادام آماده کردند.

bran [اسم]
اجرا کردن

*سبوس

Ex: She mixed bran into her homemade muffin batter , picturing herself as a creative baker .

او سبوس را در خمیر مافین خانگی خود مخلوط کرد، در حالی که خود را به عنوان یک نانوا خلاق تصور می‌کرد.

amaranth [اسم]
اجرا کردن

*تاج خروس

Ex: As they explored a local farmers market , they discovered a bag of amaranth .

در حالی که آنها یک بازار محلی کشاورزان را کاوش می‌کردند، یک کیسه از تاج خروس را کشف کردند.

flax [اسم]
اجرا کردن

کتان

Ex: They mixed flax into their homemade granola bars .

آنها کتان را در گرانولا بارهای خانگی خود مخلوط کردند.

flaxseed [اسم]
اجرا کردن

*بذر کتان

Ex: As a health-conscious individual, he sprinkled ground flaxseed over his morning yogurt.

به عنوان فردی که به سلامتی خود اهمیت می‌دهد، تخم کتان آسیاب شده را روی ماست صبحانه‌اش پاشید.

linseed [اسم]
اجرا کردن

*بذر کتان

Ex: My friend uses linseed to make homemade granola bars for herself .

دوستم از تخم کتان برای درست کردن گرانولا بارهای خانگی برای خودش استفاده می‌کند.

sesame [اسم]
اجرا کردن

کنجد

Ex: They coated their chicken nuggets with sesame seeds.

آنها ناگت مرغ خود را با دانه‌های کنجد پوشاندند.

buckwheat [اسم]
اجرا کردن

گندم سیاه

Ex: We enjoyed a delightful buckwheat salad with roasted vegetables .

ما از یک سالاد خوشمزه گندم سیاه با سبزیجات کبابی لذت بردیم.

emmer [اسم]
اجرا کردن

*گندم دودانه

Ex: He was surprised when he tasted the emmer pudding for the first time .

وقتی برای اولین بار پودینگ امر را چشید، تعجب کرد.

spelt [اسم]
اجرا کردن

گندم آلمانی

Ex: As they hosted a brunch party, they served spelt muffins.

در حالی که آنها یک مهمانی ناهار میزبانی می‌کردند، مافین‌های اسپلت سرو کردند.

durum [اسم]
اجرا کردن

گندم الجزایری

Ex: They enjoyed a comforting durum soup on a chilly evening .

آنها از یک سوپ آرامش‌بخش گندم دوروم در یک شب سرد لذت بردند.

wheat [اسم]
اجرا کردن

گندم

Ex: They included wheat in their diet for its nutritional benefits and fiber content .

آنها گندم را به دلیل فواید تغذیه‌ای و محتوای فیبر آن در رژیم غذایی خود گنجاندند.

wheat berry [اسم]
اجرا کردن

*دانه گندم

Ex: She blended soaked wheat berries into her favorite smoothie .

او دانه های گندم خیس خورده را در اسموتی مورد علاقه اش مخلوط کرد.

rye [اسم]
اجرا کردن

چاودار

Ex: She baked a batch of aromatic rye bread, picturing herself as a skilled home baker.

او یک دسته نان چاودار معطر پخت، خود را به عنوان یک نانوا خانگی ماهر تصور کرد.

barley [اسم]
اجرا کردن

جو (غله)

Ex: He picked a barley from the sack and examined it closely .
oat [اسم]
اجرا کردن

جو دوسر

Ex: For a nutritious breakfast, I enjoy a bowl of warm oats topped with fresh fruit.

برای یک صبحانه مقوی، از یک کاسه جو دوسر گرم که با میوه تازه تزئین شده است لذت می‌برم.

اجرا کردن

ارزن مرواریدی

Ex: It was a busy day , but I managed to make a quick and tasty pearl millet stir-fry .

روز پرکاری بود، اما توانستم یک تفت‌دادنی سریع و خوشمزه از ارزن مرواریدی درست کنم.

millet [اسم]
اجرا کردن

ارزن

Ex:

وقتی که او یک دستور جدید نان بر پایه ارزن کشف کرد، با هیجان یک نان پخت.

wild rice [اسم]
اجرا کردن

برنج وحشی

Ex: He cooked a delicious wild rice and mushroom risotto for his vegetarian dinner .

او برای شام گیاهخواری خود یک ریزوتو خوشمزه با برنج وحشی و قارچ پخت.

teff [اسم]
اجرا کردن

*دانه تف

Ex: The chef prepared a mouthwatering teff stir-fry , incorporating flavorful spices and vegetables .

آشپز یک تفت‌دادنی وسوسه‌انگیز از تف تهیه کرد، که شامل ادویه‌ها و سبزیجات خوش‌طعم بود.

اجرا کردن

*ارزن مرواریدی

Ex: She packed a nutritious lunchbox for her children , including finger millet crackers with a creamy hummus dip .

او یک جعبه غذای مغذی برای فرزندانش آماده کرد، شامل کراکرهای ارزن انگشتی با دیپ هوموس خامه‌ای.

maize [اسم]
اجرا کردن

ذرت

Ex: As the summer sun set , a family gathered in the backyard , grilling maize skewers alongside juicy grilled meats .

همانطور که خورشید تابستان غروب می‌کرد، خانواده‌ای در حیاط خلوت جمع شدند و سیخ‌های ذرت را در کنار گوشت‌های کبابی آبدار کباب می‌کردند.

corn [اسم]
اجرا کردن

دانه‌ذرت خشک

Ex: As the corn dried in the sun , it turned into golden kernels ready for harvest .

همانطور که ذرت در آفتاب خشک شد، به دانه‌های طلایی تبدیل شد که آماده برداشت بودند.

sorghum [اسم]
اجرا کردن

*ذرت خوشه‌ای

Ex: He marinated chicken in a tangy sorghum glaze before grilling it to perfection .

او قبل از کباب کردن مرغ به صورت عالی، آن را در یک لعاب ترش و تند از سورگوم خواباند.

Job's tears [اسم]
اجرا کردن

*اشک روباه

Ex: He brewed a refreshing Job's tears tea, perfect for calming the mind and promoting relaxation.

او یک چای خنک کننده از اشک ایوب دم کرد، که برای آرامش ذهن و ترویج آرامش عالی است.

اجرا کردن

*آرد سفیدشده

Ex: They substituted bleached flour in their cookie recipe to achieve a softer and tender texture .

آن‌ها آرد سفید شده را در دستور پخت کلوچه خود جایگزین کردند تا بافت نرم‌تر و لطیف‌تری به دست آورند.

اجرا کردن

*آرد غنی‌شده

Ex: He mixed enriched flour with yeast and warm water to make homemade dinner rolls .

او آرد غنی‌شده را با مخمر و آب گرم مخلوط کرد تا نان‌های شام خانگی درست کند.

cake flour [اسم]
اجرا کردن

آرد کیک

Ex: For her grandmother 's birthday , she baked a moist red velvet cake using cake flour .

برای تولد مادربزرگش، او یک کیک مخمل قرمز مرطوب با استفاده از آرد کیک پخت.

اجرا کردن

آرد شیرینی‌پزی

Ex: He carefully folded the fruit filling into the pastry dough made with pastry flour .

او با دقت پر کردن میوه را در خمیر شیرینی که با آرد شیرینی درست شده بود تا کرد.

plain flour [اسم]
اجرا کردن

آرد سفید

Ex: He added plain flour to the sauce , thickening it to a creamy consistency for the pasta dish .

او آرد ساده را به سس اضافه کرد، آن را تا یک قوام خامه‌ای برای غذای پاستا غلیظ کرد.

اجرا کردن

*آرد همه منظوره

Ex: He combined all-purpose flour with buttermilk and eggs to make a fluffy pancake batter for breakfast .

او آرد همه‌کاره را با دوغ و تخم‌مرغ ترکیب کرد تا خمیر پنکیک نرمی برای صبحانه درست کند.

اجرا کردن

آرد پخت‌وپز

Ex: He followed the recipe and combined self-raising flour with butter and sugar to make delicious cookies .

او دستور العمل را دنبال کرد و آرد خودورآور را با کره و شکر ترکیب کرد تا کلوچه‌های خوشمزه درست کند.

اجرا کردن

*آرد گندم سبوس‌دار

Ex: He baked a loaf of bread using graham flour , giving it a rich and nutty flavor .

او با استفاده از آرد گراهام یک نان پخت، که به آن طعمی غنی و آجیلی داد.

اجرا کردن

*آرد سفیدنشده

Ex: I found that using unbleached flour in my pancakes resulted in a more flavorful and satisfying breakfast .

من متوجه شدم که استفاده از آرد سفید نشده در پنکیک‌هایم منجر به صبحانه‌ای خوشمزه‌تر و رضایت‌بخش‌تر شد.

اجرا کردن

*آرد گلوتن

Ex: The bakery offered gluten-free options for customers with dietary restrictions.

نانوایی گزینه‌های بدون گلوتن را برای مشتریان با محدودیت‌های غذایی ارائه می‌داد.

semolina [اسم]
اجرا کردن

آرد سمولینا

Ex: The cake was made with semolina , giving it a slightly grainy consistency .

کیک با سمولینا درست شده بود که به آن بافت کمی دانهای می‌داد.

اجرا کردن

*آرد بدون گلوتن

Ex: I mixed gluten-free flour with a variety of spices to create a flavorful coating for my crispy gluten-free fried chicken .

من آرد بدون گلوتن را با انواع ادویه‌ها مخلوط کردم تا یک پوشش خوشمزه برای مرغ سوخاری ترد بدون گلوتن خود درست کنم.

hard flour [اسم]
اجرا کردن

*آرد قوی‌

Ex: Hard flour , known for its high protein content , is ideal for baking breads that require a strong structure and a chewy texture .

آرد سخت، که به دلیل محتوای پروتئین بالا شناخته شده است، برای پخت نان هایی که نیاز به ساختار قوی و بافت جویدنی دارند، ایده آل است.

bread flour [اسم]
اجرا کردن

آرد نان

Ex: The bread flour helped the dough rise beautifully , resulting in a loaf with a lofty height .

آرد نان به خمیر کمک کرد تا به زیبایی بالا بیاید و در نتیجه نانی با ارتفاع بلند به دست آمد.

wheat flour [اسم]
اجرا کردن

*آرد گندم

Ex: For a healthier alternative, she replaced all-purpose flour with whole wheat flour in her muffin recipe.

برای یک جایگزین سالم‌تر، او آرد همه‌کاره را با آرد گندم کامل در دستور پخت مافین خود جایگزین کرد.

whole wheat [صفت]
اجرا کردن

کامل (نان و آرد)

Ex: He found whole wheat crackers to be the perfect snack option .

او دریافت که کراکرهای گندم کامل گزینه میان وعده ای عالی هستند.

wholemeal [صفت]
اجرا کردن

سبوس‌دار

Ex: She baked a batch of wholesome wholemeal cookies , combining oats , nuts , and dried fruits for a chewy and nutritious treat .

او یک دسته کوکی‌های سبوس‌دار سالم پخت، ترکیبی از جو دو سر، آجیل و میوه‌های خشک برای یک خوراکی جویدنی و مغذی.

wheatmeal [اسم]
اجرا کردن

آرد گندم

Ex: I packed a nutritious wheatmeal sandwich for lunch, filling it with lean protein, crisp vegetables, and a spread of creamy avocado.

من یک ساندویچ مغذی از آرد گندم کامل برای ناهار آماده کردم، که آن را با پروتئین کم چرب، سبزیجات ترد و یک لایه آووکادوی خامه‌ای پر کردم.

tapioca [اسم]
اجرا کردن

تاپیوکا

Ex: She enjoyed a warm bowl of tapioca pudding on a chilly winter evening.

او از یک کاسه گرم پودینگ تاپیوکا در یک عصر سرد زمستانی لذت برد.

rolled oats [اسم]
اجرا کردن

جوی دوسر پرک

Ex: I toasted a handful of rolled oats with maple syrup and spices to make a crunchy and sweet granola topping .

من یک مشت جو پرک شده را با شربت افرا و ادویه‌ها تفت دادم تا یک رویه گرانولای ترد و شیرین درست کنم.

arrowroot [اسم]
اجرا کردن

*نشاسته آراروت

Ex: I added arrowroot starch to my homemade soup to thicken the broth .

من نشاسته آرواروت را به سوپ خانگی خود اضافه کردم تا آبگوشت را غلیظ کنم.

brown rice [اسم]
اجرا کردن

*برنج قهوه‌ای

Ex: I like to mix cooked brown rice with black beans , corn , and salsa for a flavorful and filling burrito filling .

من دوست دارم برنج قهوه‌ای پخته شده را با لوبیا سیاه، ذرت و سالسا مخلوط کنم تا یک پرکننده بوریتو خوشمزه و سیرکننده داشته باشم.

bulgur [اسم]
اجرا کردن

*بلغور

Ex: I like to use bulgur in my vegetarian chili recipe for added texture and flavor .

من دوست دارم در دستور غذای چیلی گیاهی خود از بلغور برای افزودن بافت و طعم استفاده کنم.

cereal [اسم]
اجرا کردن

خوراک غله‌ای

Ex: The factory produces cereal for both humans and livestock .
cornflakes [اسم]
اجرا کردن

برگه ذرت

Ex: He remembers childhood memories of enjoying a bowl of cornflakes while watching cartoons on Saturday mornings .

او خاطرات کودکی از لذت بردن از یک کاسه کورن فلکس در حالی که صبح شنبه ها کارتون تماشا می کرد را به یاد می آورد.

cornflour [اسم]
اجرا کردن

آرد ذرت

Ex: She dusts the chicken wings with cornflour before frying them .

او قبل از سرخ کردن، بال مرغ را با نشاسته ذرت آغشته می‌کند.

meal [اسم]
اجرا کردن

بلغور (گندم، جو، ذرت و غیره)

Ex: She attends a workshop on animal nutrition , learning about the importance of incorporating meal into livestock diets .

او در یک کارگاه درباره تغذیه حیوانات شرکت می‌کند، و اهمیت گنجاندن آرد در رژیم غذایی دام را یاد می‌گیرد.

oatmeal [اسم]
اجرا کردن

اوت‌میل

Ex: He likes to add a dollop of peanut butter to his oatmeal for a protein boost .

او دوست دارد یک قاشق کره بادام زمینی به جو دوسر خود اضافه کند تا پروتئین آن افزایش یابد.

rice paper [اسم]
اجرا کردن

*کاغذ برنج

Ex: As the rice paper softened , I carefully layered sliced mangoes and coconut flakes , creating a sweet and tropical dessert roll .

همانطور که کاغذ برنج نرم می‌شد، با دقت برش‌های انبه و پرک نارگیل را لایه‌لایه کردم و یک رول دسر شیرین و گرمسیری درست کردم.

sweet corn [اسم]
اجرا کردن

ذرت شیرین

Ex: As the sun set , we roasted sweet corn on the open fire .

همین که خورشید غروب کرد، ما ذرت شیرین را روی آتش کباب کردیم.

manioc [اسم]
اجرا کردن

آرد مانیوک

Ex:

او برنج ساده را با استفاده از نشاسته مانیوک به یک پودینگ برنج دلپذیر تبدیل کرد.

soya bean [اسم]
اجرا کردن

دانه سویا

Ex: She roasted soya beans in the oven with a sprinkle of chili powder for a spicy and crunchy party snack .

او لوبیای سویا را در فر با پاشیدن مقداری پودر فلفل برای یک میان‌وعده تند و ترد مهمانی برشته کرد.