مواد غذایی - قطعات گوشت
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به برش های مختلف گوشت مانند "فیله"، "چاپ" و "استیک" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a large piece of meat or fish cut into thick slices

استیک
او استیک خود را نیم پز ترجیح میدهد، با پوستهای سوخته در بیرون و مرکزی گرم و قرمز.
meat cut from the chest of an animal, especially a cow

گوشت سرسینه
ما از یک دودخانه محلی دیدن کردیم که به خاطر سینه گاو خوشمزه اش معروف است.
the portion of a forequarter of beef or other large animal, extending from the neck to the ribs and including the shoulder blade

*شقه گوشت گاو
یک راست گوشت گردن میتواند به راحتی یک خانواده چهار نفره را سیر کند.
a cut of meat from the lower portion of an animal's leg, known for its rich flavor when cooked

*ماهیچه
ساق گاو به آرامی پخته شده، گوشتی آبدار و نرم که از استخوان جدا میشود را به دست میدهد.
a meat cut that includes a bone with an elongated shape

استخوان بلند
آنها به یک ماجراجویی آشپزی رفتند و یک رستوران تخصصی را کشف کردند که کتلت گوساله با استخوان بلند سرو میکرد.
a meaty cut of beef taken from the tail of a cow

دنبالچه گوساله
آنها در یک کارگاه آشپزی شرکت کردند و یاد گرفتند که چگونه کوفتههای دم گاو درست کنند.
the joint or knuckle of a pig's front or hind leg, often used in cooking for its flavorful meat

*گوشت ساق خوک
ما یک باربیکیو در حیاط خلوت برگزار کردیم و یک ران خوک را به طور عالی دودی کردیم.
a cut of meat from the lower portion of an animal's leg

ساق, قلم
ساق گاو حاوی مغز استخوان غنی و بافت همبند است.
beef that is taken from an animal's back, typically a cow, which is of high quality

گوشت راسته
ما در یک کلاس آشپزی شرکت کردیم و یاد گرفتیم که چگونه یک سرلوین تفت داده خوشمزه درست کنیم.
a lean and flavorful cut of meat located on the underside of an animal, typically used for dishes like fajitas or stir-fries

*گوشت پهلو
ما برای یک پیک نیک تابستانی جمع شدیم و از ساندویچهای استیک فلانک کبابی و برش خورده لذت بردیم.
meat from the upper part of the back legs of a cow, which is of high quality

گوشت بالای ران
رستوران یک غذای امضا از ران برش خورده ارائه میداد که به کمال پخته شده بود.
a piece of meat with one or more rib bones

گوشت دنده
او از دود دادن دندهها در دودکن حیاط خلوت خود لذت میبرد، با استفاده از مخلوطی از چوبهای سخت برای طعم دودی.
a tender and well-marbled cut of meat located towards the back of an animal

گوشت کمر
ما برای یک باربیکیوی تابستانی جمع شدیم و از برگرهای خوشمزه فیله کوتاه لذت بردیم.
meat that is cut from near the backbone of a pig or cow, which is of high quality

گوشت فیله
دستفروشان در یک بازار شلوغ سیخهای خوشمزه از فیله را برای مشتریان گرسنه کباب میکنند.
a cut of pork taken from the lower part of the pig's rib cage

دنده خوک (خوراک)
در یک بازار غذای خیابانی پرجنبوجوش، یک غرفه غذا در تاکوهای دندهگوشت با الهام از آسیا تخصص دارد.
a pig's foot that is cooked as food

پاچه (خوک یا گوسفند)
فروشنده خیابانی تکههای ترد پای خوک را با سس دیپ تند در بازار غذا سرو کرد.
a small portion of meat, typically including part of a rib

گوشت دنده
منو شامل چاپهای کبابی با یک طرف سیبزمینی بود.
a fatty and flavorful cut of meat obtained from the underside of a pig

*گوشت شکم خوک
بازدیدکنندگان در جشنواره کامیونهای غذایی برای تاکوهای خوشمزه با گوشت شکم خوک، پیاز ترشی و سس گشنیز و لیمو در صف ایستادند.
a cut of pork that consists primarily of the fatty layer beneath the skin

*چربی پشت خوک
آشپز چربی پشت را ذوب کرد تا برای پخت و سرخ کردن در آشپزخانه مزرعه روغن خوک درست کند.
a pork cut from the upper shoulder, used in barbecue and slow-cooking for its rich flavor and marbling, often for pulled pork and stews

Boston butt, برش گوشت شانه بالایی بوستون
عروسی روستیک حومه شهر شامل Boston butt کباب حکاکی شده با سبزیجات کبابی بود.
a thin piece of meat that is cut into a thick slice and usually broiled or fried

برش نازک گوشت (کبابی یا سرخشده)
فروشنده خیابانی ساندویچهای کتلت مرغ ترد با کاهو و مایونز سرو کرد.
meat cut from the front part of the body of a bird

گوشت سینه (مرغ و...)
آشپز یک غذای گورمه از سینه بلدرچین پر شده با قارچ های وحشی و گیاهان معطر آماده کرد.
the lower leg portion of a bird, typically served as a distinct cut of meat

ران (مرغ، بوقلمون و...)
آنها ران مرغ را یک شبانهروز مزهدار کردند.
a small, tender cut of lamb meat attached to the rib bone, typically taken from the rib, loin, or shoulder

*برش گوشت بره
آشپز دنده بره را با سس نعنا آماده کرد.
a lean and tender cut of meat from the back of the pig, commonly used for roasting

*برش گوشت خوک
شام تعطیلات شامل فیله خوک آبدار بود که با گیاهان معطر به نرمی کباب شده بود.
meat from the wing of a duck, chicken, etc., eaten as food

بال (غذا)
او از کباب کردن بال مرغ و آغشته کردن آن به سس باربیکیو برای یک میان وعده تند و خوشمزه لذت میبرد.
a section of meat, usually from the front ribs of a pig or lamb

گوشت دنده
یک دنده خوک یک شب در ماریناد خوابانده شد.
a cut of beef attached to the rib bones

گوشت با استخوان دنده
متأسفانه، قیمت دندههای کوتاه میتواند بسیار بالا باشد.
meat taken from the upper part of the front leg of an animal

گوشت کتف
خانواده از یک وعده غذایی آرامشبخش متشکل از شانه گاو پخته شده به آرامی با پوره سیبزمینی و سبزیجات کبابی لذت بردند.
a cut of meat that comes from the lower belly or underside of the cow

ظرف گوشت گاو, زیر شکم
منو شامل یک غذای خلاقانه از تاکوهای تهیه شده از سینه گاو بود.
a portion of meat, typically from the lower limb of an animal

*ران
فروشنده خیابانی ران های خوشمزه بوقلمون سرو کرد.
a lean cut of meat, typically from the hindquarters of an animal

*گردران
گوشت گرد کباب شد و به عنوان استیک های خوشمزه در باربیکیوی حیاط خلوت سرو شد.
a cut of pork, typically from the upper part of the shoulder

*گوشت شانه خوک
رستوران farm-to-table یک غذای امضا شده از شانه پیکنیک با سس خامهای ارائه میداد.
one long half of an animal's body that has been cut in two for meat

پهلو, جانب
خرید یک طرف کامل هزینه را کاهش میدهد.
a thick slice of beef that is often cooked by grilling

بیفتک گوساله, استیک گوشت گوساله
او یک بیف استیک آبدار با پخت متوسط-کم همراه با پوره سیب زمینی سفارش داد.
a piece of meat cut from the body of an animal

تکه گوشت
او برشهای نازکی از گوشت گاو برای تفتدادن برید، آنها را به سرعت روی حرارت زیاد با سبزیجات و سس پخت.
the soft part of the body of an animal, between the skin and bones

گوشت (جانداران)
شکارچی به گوشت شکار خود حمله کرد و با گرسنگی سیری ناپذیر آن را بلعید.
the leg of a lamb or an adult sheep that is eaten as food

ژیگو, گوشت ران
آنها یک ران گوسفند نرم و آبدار کباب کردند.
a large cut of meat from the area where two or more bones meet, typically including a part of the bone

گوشت مفصل
او تکه گوشت خوک را با گیاهان و ادویهها چاشنی زد قبل از اینکه آن را در فر قرار دهد تا به آرامی بریان شود.
the hindquarter or leg of an animal, often referring to a cut of meat from that region

*گوشت ران
من یک بشقاب ران کبابی خرگوش سفارش دادم، همراه با سس خردل لطیف.
a cut of meat from the lower part of an animal's leg, often used for its rich flavor and gelatinous texture

قلم پای حیوان, برش گوشت از پایین پای حیوان
a cut of meat derived from the neck region of an animal, typically used in stews, soups, and braised dishes

*گوشت گردن
او از یک کاسه آرامشبخش سوپ مرغ با رشتهفرنگی لذت برد، با تکههای نرم گوشت گردن.
a cut of beef taken from the hindquarters of the animal

*استیک دمگاه
باربیکیوی به سبک کرهای شامل استیک راسته نازک برش خورده بود که در سس خوشمزهای بر پایه سویا خوابانده شده بود.
a cut of beef from the loin region that contains a T-shaped bone, with tenderloin on one side and strip steak on the other

*استیک تی-بن
شام مناسبت ویژه شامل یک استیک تیبون کاملاً سرخ شده بود.
the upper part of a bird's leg, often used as a meaty portion for cooking and eating

ران (خوردنی)
از مادرم خواستم که برای شام یک ران بوقلمون کبابی لعابدار با عسل خوشمزه آماده کند.
a Y-shaped bone between the neck and breast of a bird

استخوان جناغ
آنها آرزو کردند و استخوان آرزو را کشیدند، به امید بخت خوب.
(of food, particularly meat or fish) having the bones taken out for easier consumption

بی استخوان
کتلت های گوشت خوک بی استخوان به طور کامل چاشنی زده و کباب شدند.
containing bones or an abundance of bones

پر از استخوان
بافت استخوانی ساردینها لذت بردن از آنها را دشوار میکند.
(of meat) containing little or no fat

لخم (گوشت), بدون چربی
قصاب فیلههای ماهی لاغر را برچسب زد.
lacking skin or having had the skin removed

بی پوست, عاری از پوست
رانهای بوقلمون بیپوست نرم و آبدار بودند، عالی برای شام شکرگزاری.
a tender cut of beef taken from the short loin, characterized by its distinctive strip of fat

استیک نواری, برش نرم گوشت گاو
مادربزرگم کباب استریپ استیک درست کرد، با تکههای استیک مزهدار شده و فلفل دلمهای رنگارنگ و پیاز.
small strips of fish or poultry that are typically breaded and deep-fried, similar to fish fingers or chicken tenders

نوارهای ماهی یا مرغ
بچهها از گوژنهای کوچک مرغ لذت بردند که برای فرو بردن در سسهای مورد علاقهشان عالی بودند.
small strips or cubes of bacon or salt pork that are typically used as a flavoring ingredient in French cuisine

تکههای کوچک بیکن
سالاد سیبزمینی خامهای با لاردونهای ترد بیکن غنی شد.
a boneless steak cut from the tenderloin of beef

فیله
او فیله را به کمال سرخ کرد.
a large section of meat initially separated from the carcass during butchering, containing major muscle groups and bones

برش اولیه, قطع اصلی
a smaller portion of meat that is taken from a primal cut during butchering, typically containing specific muscles or sections

برش زیر اولیه, بخش ثانویه گوشت
a flavorful cut of beef taken from the rib section of the cow, known for its tenderness and marbling

ریب آی, گوشت دنده گاو
a rolled dish typically made by wrapping meat, fish, or vegetables around a filling and then cooking it

رول
رولاد مرغ نرم با اسفناج و پنیر پر شده بود.
the meat from the breast portion of a turkey, typically boneless and skinless, and commonly used in cooking for its lean and flavorful meat

*سینه بوقلمون
سینه بوقلمون کبابی، که نازک بریده شده بود، ستاره شام شکرگزاری بود.
