مواد غذایی - انواع گوشت های آماده، برگرها و سوسیس ها

در اینجا نام های گوشت های دلی، پتی ها و سوسیس ها به انگلیسی مانند "جرکی"، "بیفبرگر" و "پپرونی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مواد غذایی
اجرا کردن

*سوسیس خون

Ex: She added crumbled black pudding to her salad for an extra burst of flavor and texture .

او پودینگ سیاه خرد شده را به سالاد خود اضافه کرد برای انفجاری اضافی از طعم و بافت.

bologna [اسم]
اجرا کردن

*بالونی

Ex: She made a classic bologna and cheese sandwich , perfect for a quick and satisfying lunch .

او یک ساندویچ کلاسیک بولونیا و پنیر درست کرد، که برای یک ناهار سریع و رضایتبخش عالی بود.

chipolata [اسم]
اجرا کردن

*سوسیس کوکتل

Ex: The chipolata and vegetable stir-fry was a healthy and flavorful option for a quick lunch .

سرخ کردنی چیپولاتا و سبزیجات یک گزینه سالم و خوشمزه برای ناهار سریع بود.

chorizo [اسم]
اجرا کردن

چوریزو (نوعی سوسیس گوشت خوک)

Ex: He enjoyed a breakfast scramble with chorizo , eggs , and peppers , creating a satisfying and hearty morning meal .

او از یک همزدنی صبحانه با چوریزو، تخم مرغ و فلفل لذت برد و یک وعده غذایی صبحگاهی رضایتبخش و مقوی ایجاد کرد.

wiener [اسم]
اجرا کردن

سوسیس هات‌داگ

Ex: He enjoyed a Chicago-style hot dog , topped with a wiener , mustard , onions and pickles .

او از یک هات داگ به سبک شیکاگو لذت برد، که با یک **سوسیس»، خردل، پیاز و ترشی تزئین شده بود.

frankfurter [اسم]
اجرا کردن

سوسیس هات‌داگ

Ex: He added a frankfurter to his loaded nachos , creating a delicious twist on a classic dish .

او یک فرانکفورتر به ناچوی پر شده خود اضافه کرد، که یک چرخش خوشمزه در یک غذای کلاسیک ایجاد کرد.

hamburger [اسم]
اجرا کردن

گوشت گاو چرخ‌کرده

Ex: The recipe calls for a pound of hamburger to be mixed with onions and breadcrumbs for meatballs .

دستور تهیه نیاز به یک پوند همبرگر دارد که با پیاز و خرده نان برای کوفته مخلوط شود.

hot dog [اسم]
اجرا کردن

*هات‌داگ

Ex: He grilled the hot dogs before adding them to the buns .

او قبل از اضافه کردن به نان، هات داگها را کباب کرد.

اجرا کردن

*سوسیس جگر پخته

Ex: The liver sausage and onion omelette offered a rich and satisfying breakfast choice .

املت سوسیس جگر و پیاز یک انتخاب غنی و رضایتبخش برای صبحانه ارائه می‌داد.

liverwurst [اسم]
اجرا کردن

*سوسیس جگر پخته

Ex: The liverwurst and avocado wrap provided a creamy and flavorful lunch option, packed with protein.

رپ سوسیس جگر و آووکادو یک گزینه ناهار خامه‌ای و خوشمزه ارائه داد، پر از پروتئین.

pepperoni [اسم]
اجرا کردن

*پپرونی

Ex: He added pepperoni slices to his homemade pasta sauce .

او برش‌های پپرونی را به سس پاستای خانگی خود اضافه کرد.

salami [اسم]
اجرا کردن

سالامی

Ex: The store offers various types of salami , from mild to spicy .

فروشگاه انواع مختلفی از سالامی را ارائه می‌دهد، از ملایم تا تند.

sausage [اسم]
اجرا کردن

سوسیس

Ex: She made a sausage and bean soup on a cold day .

او در یک روز سرد سوپ سوسیس و لوبیا درست کرد.

اجرا کردن

*سوسیس خون

Ex: He enjoyed a blood sausage and blue cheese salad .

او از یک سالاد سوسیس خونی و پنیر آبی لذت برد.

boerewors [اسم]
اجرا کردن

سوسیس آفریقایی

Ex: He added slices of boerewors to his homemade pizza , infusing it with a unique and delicious flavor .

او برش‌هایی از بوئروورس را به پیتزای خانگی خود اضافه کرد و به آن طعمی منحصر به فرد و خوشمزه بخشید.

pancetta [اسم]
اجرا کردن

پانشیتا (نوعی سالامی)

Ex: The Italian man offered thinly sliced pancetta for adding rich flavor to dishes .

مرد ایتالیایی پانچتای نازک بریده شده را برای افزودن طعم غنی به غذاها ارائه داد.

mortadella [اسم]
اجرا کردن

*مورتادلا

Ex: He added slices of mortadella to his pizza , creating a flavorful and unique topping combination .

او برش‌هایی از مورتادلا را به پیتزای خود اضافه کرد و ترکیبی خوشمزه و منحصر به فرد از تاپینگ ایجاد کرد.

biltong [اسم]
اجرا کردن

گوشت ورقه‌ای خشک و نمک‌سودشده

Ex: He asked me to maek tacos with flavorful biltong , salsa , and fresh toppings for dinner .

او از من خواست که برای شام تاکو با biltong خوشمزه، سالسا و تاپینگ‌های تازه درست کنم.

cold cuts [اسم]
اجرا کردن

کالباس

Ex: As you strolled through the food market , the vendor enticed you with samples of various cold cuts .

همانطور که در بازار غذا قدم می‌زدید، فروشنده شما را با نمونه‌هایی از انواع گوشت‌های سرد وسوسه کرد.

corned beef [اسم]
اجرا کردن

گوشت گاو نمک سود

Ex: She prepared a delicious corned beef sandwich for her lunch .

او برای ناهارش یک ساندویچ خوشمزه با گوشت گاو نمک سود آماده کرد.

اجرا کردن

کالباس

Ex: He prepared a simple sandwich with sliced luncheon meat , lettuce , and mayo for his quick lunch .

او برای ناهار سریع خود یک ساندویچ ساده با گوشت ناهار خوری برش داده شده، کاهو و مایونز آماده کرد.

gammon [اسم]
اجرا کردن

گوشت ران خوک

Ex: My friends enjoyed tangy barbecue gammon skewers at the summer barbecue .

دوستانم از سیخ‌های گامون باربیکیو ترش و شیرین در باربیکیوی تابستانی لذت بردند.

ham [اسم]
اجرا کردن

گوشت ران خوک (معمولاً دودی)

Ex: He enjoys sandwiches made with thinly sliced ham and Swiss cheese , stacked between slices of fresh bread .

او از ساندویچ‌های ساخته شده با ژامبون نازک برش خورده و پنیر سوئیسی لذت می‌برد، که بین برش‌های نان تازه چیده شده‌اند.

jerky [اسم]
اجرا کردن

گوشت ورقه‌ای خشک‌شده

Ex: The jerky was marinated in a blend of herbs and spices , giving it a savory flavor .

جرکی در مخلوطی از گیاهان و ادویه‌ها مارینه شده بود که به آن طعمی خوشمزه داد.

pastrami [اسم]
اجرا کردن

*پاسترامی

Ex: He ordered a pastrami and egg breakfast sandwich , served on a toasted bagel , to start his day off right .

او یک ساندویچ صبحانه با پاسترامی و تخم مرغ سفارش داد، که روی یک نان بیگل تست شده سرو می‌شد، تا روزش را خوب شروع کند.

prosciutto [اسم]
اجرا کردن

پروشوتو

Ex: He added a touch of elegance to his pasta dish by tossing it with prosciutto , peas , and Parmesan cheese .

او با مخلوط کردن پروشوتو، نخود فرنگی و پنیر پارمسان، لمسی از ظرافت به غذای پاستای خود اضافه کرد.

patty [اسم]
اجرا کردن

کوکو

Ex: She made mini sliders with turkey patties , topped them with cranberry sauce .

او اسلایدرهای کوچکی با پتی بوقلمون درست کرد و روی آنها را با سس کرنبری پوشاند.

rasher [اسم]
اجرا کردن

ورقه نازکی از گوشت خوک

Ex: She prepared a tasty pasta carbonara , tossing cooked spaghetti with rashers of crispy pancetta , eggs , and Parmesan cheese .

او یک پاستا کاربونارای خوشمزه آماده کرد، با مخلوط کردن اسپاگتی پخته شده با ورقه‌های پانکتای ترد، تخم‌مرغ و پنیر پارمزان.

bacon [اسم]
اجرا کردن

بیکن

Ex: She avoids eating bacon as part of her vegetarian diet .

او از خوردن بیکن به عنوان بخشی از رژیم گیاهخواری خود اجتناب می‌کند.

chopsteak [اسم]
اجرا کردن

استیک چرخ کرده

Ex: He enjoyed a flavorful chopsteak , seasoned with garlic and herbs , alongside a side of mashed potatoes .

او از یک چاپستیک خوشمزه، چاشنی‌دار شده با سیر و گیاهان معطر، همراه با یک طرف سیب‌زمینی له شده لذت برد.