تعاملات - سپاسگزاری و ناسپاسی
به اصطلاحات انگلیسی درباره قدردانی و ناسپاسی شیرجه بزنید، مانند "کلمه ای برای گذاشتن" و "نگاه کردن به دهان اسب هدیه".
مرور
فلشکارتها
آزمون
to feel really grateful, particularly because something dangerous or unpleasant did not happen

خدا را شکر کردن, به خیر گذشتن
وقتی ماشین چند سانت مانده به دیوار ایستاد، خدا را شکر کردم.
to try to appreciate and cherish all the good things one has in one's life

قدر داشتهها را دانستن, شکرگزار نعمتها بودن
بهجای اینکه تمام روز غر بزنی، قدر داشتههایت را بدان.
to be ungrateful to the person who has helped one by mistreating or betraying them

نمک خوردن و نمکدان شکستن, حقناشناسی کردن
به کسانی که این فرصت را به تو دادند توهین نکن؛ نمکدان نشکن.
to look for faults in a gift, favor, or opportunity that has been given to one, in a way that shows ingratitude

دندان اسب پیشکشی را شمردن, هدیه را عیبجویی کردن
او پیشنهاد داد ماشینش را قرض بدهد، و او با ایراد گرفتن از رنگش دندان اسب پیشکشی را شمرد.
to use something in the most effective or productive way

به بهترین شکل از چیزی استفاده کردن, از فرصت استفاده کردن
با مدیر ده دقیقه وقت داریم؛ بیایید درست از آن استفاده کنیم.
to talk highly of someone as a way of helping them get an advantage, such as succeeding in a job interview

سفارش کسی را کردن, از کسی تعریف و تمجید کردن
او سفارش کارآموز سابقش را کرد و او به مصاحبه دعوت شد.
to not appreciate a person or thing because one thinks one will never lose them

قدر ندانستن, اهمیت ندادن و نادیده گرفتن
قدر مهربانیاش را ندانست تا وقتی که دیگر کمکش نکرد.