سلامت و بیماری - درد های روحی و جسمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به درد روانی و جسمی مانند "گرفتگی"، "درد" و "اسپاسم" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
backache [اسم]
اجرا کردن

کمردرد

Ex: He uses a special cushion to avoid backache during long drives .

او از یک بالش خاص استفاده می‌کند تا از درد کمر در طول رانندگی‌های طولانی جلوگیری کند.

colic [اسم]
اجرا کردن

قولنج نوزادی

cramp [اسم]
اجرا کردن

گرفتگی (عضله)

Ex:

ورزشکاران الکترولیت می‌نوشند تا از گرفتگی جلوگیری کنند.

crick [اسم]
اجرا کردن

درد ناگهانی عضله

Ex: A quick head turn caused an annoying crick in the neck .

چرخش سریع سر باعث ایجاد یک crick آزاردهنده در گردن شد.

earache [اسم]
اجرا کردن

گوش‌درد

Ex: My son often gets an earache when he has a cold .

پسر من اغلب وقتی سرما می‌خورد درد گوش دارد.

eyestrain [اسم]
اجرا کردن

خستگی چشم

Ex: Incorrect prescription glasses or contact lenses may contribute to eyestrain .

عینک یا لنزهای تماسی با نسخه نادرست ممکن است به خستگی چشم کمک کنند.

اجرا کردن

دردهای رشد

Ex: Tim 's leg discomfort was likely just growing pains , reassured his pediatrician .

ناراحتی پای تیم احتمالاً فقط دردهای رشد بود، متخصص اطفالش اطمینان داد.

headache [اسم]
اجرا کردن

سردرد

Ex: She often gets a headache when she 's tired .

وقتی خسته است اغلب سردرد می‌گیرد.

lumbago [اسم]
اجرا کردن

کمردرد

Ex: Persistent lumbago should be evaluated by a healthcare professional for proper diagnosis .

کمر درد مداوم باید توسط یک متخصص مراقبت های بهداشتی برای تشخیص مناسب ارزیابی شود.

pins and needles [عبارت]
اجرا کردن

خواب‌رفتگی (عضوی از بدن)

Ex: I had pins and needles in the tips of my fingers .
toothache [اسم]
اجرا کردن

دندان‌درد

Ex: If you have a toothache , you should avoid very hot or cold drinks .

اگر دنداندرد دارید، باید از نوشیدنی‌های خیلی داغ یا خیلی سرد پرهیز کنید.

اجرا کردن

گرفتگی عضلات دست

Ex:

یخ، گرما و ماساژ می‌توانند از گرفتگی نویسنده تسکین دهند.

ache [اسم]
اجرا کردن

درد

Ex: She felt a slight ache in her shoulder after the workout .

او بعد از تمرین احساس درد خفیفی در شانه‌اش کرد.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: Individuals with kidney stones often describe the episodes as moments of intense agony .

افراد مبتلا به سنگ کلیه اغلب این دوره‌ها را به عنوان لحظاتی از رنج شدید توصیف می‌کنند.

anguish [اسم]
اجرا کردن

درد روحی یا جسمی

Ex: He tried to hide the anguish in his eyes , but the pain of heartbreak was unmistakable .

او سعی کرد رنج را در چشمانش پنهان کند، اما درد شکستن قلب غیرقابل انکار بود.

neuralgia [اسم]
اجرا کردن

درد عصب

Ex: The dentist diagnosed her jaw pain as glossopharyngeal neuralgia .

دندانپزشک درد فک او را به عنوان نورالژی گلوسوفارنژیال تشخیص داد.

pang [اسم]
اجرا کردن

درد شدید و ناگهانی

Ex: The athlete experienced a pang of pain in the injured muscle during the competition .

ورزشکار در طول مسابقه یک درد شدید در عضله آسیب دیده احساس کرد.

smart [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex:

درد در زانوی او نشان می‌داد که زخم در حال خونریزی است.

spasm [اسم]
اجرا کردن

گرفتگی (عضله)

stab [اسم]
اجرا کردن

احساس‌ شدید و ناگهانی

Ex: When he saw the damage to his car , a stab of anger surged through him .

وقتی که آسیب به ماشینش را دید، یک تکان خشم از درونش گذشت.

suffering [اسم]
اجرا کردن

عذاب

Ex: The family shared in their collective suffering after the loss of their home .

خانواده در رنج جمعی خود پس از از دست دادن خانه‌شان سهیم شدند.

torment [اسم]
اجرا کردن

شکنجه روحی یا جسمی

Ex: The relentless bullying at school was a source of torment for the young boy .

قلدری بی‌امان در مدرسه منبع عذاب برای پسر جوان بود.

torture [اسم]
اجرا کردن

شکنجه روحی و جسمی

Ex: The haunted house promised visitors a night of spine-chilling torture as they navigated its dark corridors .

خانه جن زده به بازدیدکنندگان وعده یک شب شکنجه دلهره‌آور را داد در حالی که در راهروهای تاریک آن گشت می‌زدند.

twinge [اسم]
اجرا کردن

درد شدید و ناگهانی

Ex: A twinge in his muscles indicated the need for a break during the workout .

یک درد تیز در عضلاتش نشان‌دهنده نیاز به استراحت در حین تمرین بود.

griping [اسم]
اجرا کردن

دل‌‌پیچه

Ex: Griping can be a symptom of irritable bowel syndrome .

دردهای شکمی می‌توانند نشانه‌ای از سندرم روده تحریک‌پذیر باشند.

اجرا کردن

حالت افت ناگهانی فشار (هوا)

Ex: Pilots are trained to avoid rapid ascents to reduce the risk of decompression sickness .

خلبان‌ها آموزش دیده‌اند تا از صعودهای سریع اجتناب کنند تا خطر بیماری کاهش فشار را کاهش دهند.

اجرا کردن

آسیب فشار تکراری

Ex: Ignoring early tingling and pain allowed the repetitive strain injury to become chronic .

نادیده گرفتن سوزن سوزن شدن و درد اولیه به آسیب فشار تکراری اجازه داد تا مزمن شود.

chest pain [اسم]
اجرا کردن

درد قفسه‌ سینه

Ex: Chest pain accompanied by shortness of breath could be a sign of a heart-related issue .

درد قفسه سینه همراه با تنگی نفس می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل مرتبط با قلب باشد.

stomachache [اسم]
اجرا کردن

دل‌درد

Ex: She took a hot bath to help soothe her stomachache .

او یک حمام گرم گرفت تا به تسکین درد معده خود کمک کند.

اجرا کردن

درد دهانی صورتی

Ex: Allergy sufferers sometimes experience orofacial pain due to sinus pressure and congestion .

افراد مبتلا به آلرژی گاهی به دلیل فشار سینوس و احتقان، درد اوروفاسیال را تجربه می‌کنند.