سلامت و بیماری - عارضه های پزشکی

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شرایط پزشکی مانند "آلرژی"، "دیابت" و "بی خوابی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
alcoholism [اسم]
اجرا کردن

الکلیسم

Ex: Alcoholism can impact a person 's career , relationships , and overall well-being .

الکلیسم می‌تواند بر شغل، روابط و رفاه کلی فرد تأثیر بگذارد.

allergy [اسم]
اجرا کردن

حساسیت

Ex: The child 's allergy to pollen causes him to have severe hay fever symptoms every spring .

آلرژی کودک به گرده‌ها هر بهار باعث بروز علائم شدید تب یونجه در او می‌شود.

amenorrhoea [اسم]
اجرا کردن

آمنوره

Ex:

سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) یک اختلال هورمونی شایع است که با آمنوره همراه است.

amnesia [اسم]
اجرا کردن

فراموشی

Ex:

مصرف سنگین الکل منجر به یک دوره فراموشی بیهوشی شد که در طی آن او چیزی از شب را به یاد نمی‌آورد.

اجرا کردن

شوک آنافیلاکتیک

Ex: Those with known allergies may carry an epinephrine auto-injector to use in the event of anaphylactic shock .

افرادی که آلرژی شناخته شده دارند ممکن است یک تزریق کننده خودکار اپینفرین را برای استفاده در صورت شوک آنافیلاکتیک همراه داشته باشند.

anaphylaxis [اسم]
اجرا کردن

آنافیلاکسی

Ex: Tom 's latex glove allergy triggered anaphylaxis with facial swelling .

آلرژی تام به دستکش لاتکس باعث آنافیلاکسی با تورم صورت شد.

aphasia [اسم]
اجرا کردن

زبان‌پریشی

Ex: Children can develop temporary aphasia after brain trauma .

کودکان می‌توانند پس از ضربه مغزی آفازی موقت ایجاد کنند.

اجرا کردن

آرتریوسکلروز

Ex: The doctor recommended medication to manage blood pressure and reduce arteriosclerosis progression .

پزشک داروهایی را برای مدیریت فشار خون و کاهش پیشرفت تصلب شرایین توصیه کرد.

brain death [اسم]
اجرا کردن

مرگ مغزی

Ex: Brain death is different from a coma , as it represents the complete absence of brain function .

مرگ مغزی با کما متفاوت است، زیرا نشان‌دهنده فقدان کامل عملکرد مغز است.

catarrh [اسم]
اجرا کردن

زکام (پزشکی)

Ex: Chronic catarrh can be bothersome , causing nasal congestion and frequent throat clearing .

کاتار مزمن می‌تواند آزاردهنده باشد، باعث گرفتگی بینی و پاکسازی مکرر گلو می‌شود.

اجرا کردن

لب شکری

Ex: The surgical repair of a cleft palate is typically performed during early infancy .

ترمیم جراحی شکاف کام معمولاً در دوران نوزادی انجام می‌شود.

congestion [اسم]
اجرا کردن

احتقان

Ex: Steam inhalation is a natural remedy that can help alleviate chest congestion and improve breathing .

استنشاق بخار یک درمان طبیعی است که می‌تواند به کاهش احتقان قفسه سینه و بهبود تنفس کمک کند.

اجرا کردن

سندرم هذیان ناشی از ترک الکل

Ex: The nurse recognized the early signs of delirium tremens and alerted the medical team .

پرستار علائم اولیه دلیریوم ترمنس را تشخیص داد و تیم پزشکی را آگاه کرد.

anemia [اسم]
اجرا کردن

کم‌خونی

Ex: She experienced shortness of breath due to anemia .

او به دلیل کم‌خونی دچار تنگی نفس شد.

exposure [اسم]
اجرا کردن

سرمازدگی

Ex: Protective gear prevents exposure to freezing temperatures .

تجهیزات محافظتی از قرار گرفتن در معرض دمای یخ‌زده جلوگیری می‌کند.

fever [اسم]
اجرا کردن

تب

Ex: She took medicine to bring down her fever .

او دارو مصرف کرد تا تب خود را پایین بیاورد.

gallstone [اسم]
اجرا کردن

سنگ کیسه صفرا

Ex: Surgical removal of the gallbladder is a common treatment for severe or recurrent gallstones .

برداشتن جراحی کیسه صفرا یک درمان رایج برای سنگ‌های صفراوی شدید یا عودکننده است.

اجرا کردن

نارسایی قلب

Ex: Treatment for heart failure may include medications , lifestyle changes , and in some cases , surgery .

درمان نارسایی قلب ممکن است شامل داروها، تغییرات سبک زندگی و در برخی موارد جراحی باشد.

heatstroke [اسم]
اجرا کردن

گرمازدگی

Ex: He collapsed from heatstroke while working in the sun for hours .

او از گرمازدگی در حالی که ساعت‌ها زیر آفتاب کار می‌کرد، از پا افتاد.

bronchitis [اسم]
اجرا کردن

برونشیت

Ex: Cold , damp weather often exacerbated his bronchitis symptoms , making breathing more difficult .

هوای سرد و مرطوب اغلب علائم برونشیت او را تشدید می‌کرد و تنفس را دشوارتر می‌ساخت.

اجرا کردن

افزایش قند خون

Ex:

هایپرگلیسمی درمان نشده می‌تواند منجر به عوارضی مانند کتواسیدوز دیابتی شود.

اجرا کردن

کاهش قند خون

Ex:

هیپوگلیسمی می‌تواند زمانی رخ دهد که سطح انسولین نسبت به مقدار گلوکز در خون بسیار بالا باشد.

hypothermia [اسم]
اجرا کردن

سرمازدگی

Ex: Early signs of hypothermia include numbness , weakness , and difficulty speaking .

علائم اولیه هیپوترمی شامل بی‌حسی، ضعف و مشکل در صحبت کردن می‌شود.

hysteria [اسم]
اجرا کردن

واکنش شدید عاطفی یا عصبی

اجرا کردن

کمبود ایمنی

Ex: Living a healthy lifestyle and following medical recommendations are essential for managing immunodeficiency .

زندگی کردن با سبک زندگی سالم و پیروی از توصیه‌های پزشکی برای مدیریت نقص ایمنی ضروری است.

insomnia [اسم]
اجرا کردن

اختلال بی‌خوابی

Ex: Many people with insomnia find that limiting screen time before bed can significantly improve their ability to fall asleep .

بسیاری از افراد مبتلا به بی‌خوابی متوجه می‌شوند که محدود کردن زمان صفحه نمایش قبل از خواب می‌تواند توانایی آنها در به خواب رفتن را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

اجرا کردن

سوء‌تغذیه

Ex: The effects of malnutrition can be devastating , leading to stunted growth , weakened immune systems , and impaired cognitive development .

عوارض سوء تغذیه می‌تواند ویرانگر باشد، منجر به توقف رشد، تضعیف سیستم ایمنی و اختلال در رشد شناختی شود.

migraine [اسم]
اجرا کردن

میگرن

Ex: He ’s been getting frequent migraines lately , especially after long hours at the computer .

او اخیراً دچار میگرن های مکرر شده است، به ویژه پس از ساعات طولانی کار با کامپیوتر.

narcolepsy [اسم]
اجرا کردن

حمله خواب

Ex:

طبیعت غیرقابل پیش‌بینی حملات نارکولپسی می‌تواند بر زندگی شخصی و حرفه‌ای تأثیر بگذارد.

necrosis [اسم]
اجرا کردن

بافت‌مردگی (پزشکی)

Ex: Gangrene is a type of necrosis that occurs when there is a lack of blood supply to the affected area .

قانقاریا نوعی نکروز است که در صورت کمبود خونرسانی به ناحیه آسیب‌دیده رخ می‌دهد.

obesity [اسم]
اجرا کردن

چاقی مفرط

Ex: The prevalence of obesity is associated with various factors , including sedentary lifestyles , poor dietary habits , and genetic predisposition .
اجرا کردن

پوکی استخوان

Ex: The doctor prescribed calcium supplements to strengthen bones weakened by osteoporosis .

پزشک مکمل‌های کلسیم را برای تقویت استخوان‌های ضعیف شده توسط پوکی استخوان تجویز کرد.

paraplegia [اسم]
اجرا کردن

فلج پایین‌تنه

Ex: The new technology offers promising solutions for individuals living with paraplegia .

فناوری جدید راه‌حل‌های امیدوارکننده‌ای را برای افراد مبتلا به فلج پایین تنه ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

زخم گوارشی

Ex: Symptoms of peptic ulcers may include burning stomach pain , nausea , and vomiting .

علائم زخم معده ممکن است شامل درد سوزش معده، حالت تهوع و استفراغ باشد.

sepsis [اسم]
اجرا کردن

عفونت خون

Ex: In severe cases , sepsis can lead to organ failure and a dangerous drop in blood pressure .

در موارد شدید، سپسیس می‌تواند منجر به نارسایی اندام و افت خطرناک فشار خون شود.

اجرا کردن

سندرم مرگ ناگهانی نوزاد

Ex:

برای کاهش خطر سندرم مرگ ناگهانی نوزاد، متخصصان توصیه می‌کنند که نوزادان را به پشت بخوابانید.

cataract [اسم]
اجرا کردن

آب‌مروارید (چشم‌پزشکی)

Ex:

عمل آب مروارید معمولاً برای برداشتن عدسی کدر و جایگزینی آن با یک عدسی مصنوعی انجام می‌شود.

toxemia [اسم]
اجرا کردن

سمی شدن خون

Ex: Education on toxemia signs is vital in prenatal care .

آموزش در مورد علائم توکسمی در مراقبت‌های دوران بارداری حیاتی است.

scurvy [اسم]
اجرا کردن

اسکوربوت (بیماری ناشی از کمبود ویتامین ث)

emphysema [اسم]
اجرا کردن

آمفیزم

Ex: The damage caused by emphysema is irreversible , but management strategies aim to alleviate symptoms .

آسیب ناشی از آمفیزم غیرقابل برگشت است، اما راهبردهای مدیریتی به دنبال کاهش علائم هستند.

diarrhea [اسم]
اجرا کردن

اسهال

Ex: Treatment for diarrhea often includes rehydration with fluids and electrolytes to prevent dehydration .

درمان اسهال اغلب شامل آبرسانی با مایعات و الکترولیت‌ها برای جلوگیری از کم‌آبی بدن می‌شود.

atrophy [اسم]
اجرا کردن

آتروفی

Ex: Physical therapy is often prescribed to prevent or mitigate muscle atrophy after surgery .

فیزیوتراپی اغلب برای پیشگیری یا کاهش آتروفی عضلانی پس از عمل جراحی تجویز می‌شود.

اجرا کردن

حمله قلبی

Ex: She survived a heart attack last year and now advocates for heart health awareness .

او سال گذشته از یک حمله قلبی جان سالم به در برد و اکنون از آگاهی بهداشت قلب حمایت می‌کند.

اجرا کردن

ارتفاع‌زدگی

Ex: Skiers and trekkers are advised to recognize early signs of altitude sickness and descend if symptoms worsen .

به اسکی بازان و کوهنوردان توصیه می‌شود که علائم اولیه بیماری ارتفاع را تشخیص دهند و در صورت تشدید علائم، پایین بیایند.

stroke [اسم]
اجرا کردن

سکته (مغزی)

Ex: Rehabilitation therapy is often necessary to help stroke survivors regain lost skills and improve their quality of life .

درمان توانبخشی اغلب برای کمک به بازماندگان سکته مغزی جهت بازیابی مهارت‌های از دست رفته و بهبود کیفیت زندگی آن‌ها ضروری است.

اجرا کردن

ایست قلبی

Ex: Cardiac arrest is a medical emergency that demands rapid response to improve survival chances

ایست قلبی یک وضعیت اورژانسی پزشکی است که نیاز به پاسخ سریع برای بهبود شانس بقا دارد.

اجرا کردن

سکته قلبی

Ex: Individuals who have experienced a myocardial infarction may be prescribed medications to manage heart health and prevent recurrence .

افرادی که سکته قلبی را تجربه کرده‌اند ممکن است داروهایی برای مدیریت سلامت قلب و جلوگیری از عود تجویز شود.

infarction [اسم]
اجرا کردن

آنفارکتوس

Ex: Regular exercise and a healthy lifestyle can reduce the risk of infarction in various organs .

ورزش منظم و سبک زندگی سالم می‌تواند خطر انفارکتوس را در اندام‌های مختلف کاهش دهد.

hemorrhage [اسم]
اجرا کردن

خون‌ریزی

Ex: The doctor was able to stop the hemorrhage and save the patient 's life .

پزشک توانست خونریزی را متوقف کند و جان بیمار را نجات دهد.

اجرا کردن

آمبولی ریوی

Ex: Anticoagulants are used to treat pulmonary embolism .

ضدانعقادها برای درمان آمبولی ریوی استفاده می‌شوند.