سلامت و بیماری - مشکلات و بیماری‌های روانی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بیماری‌ها و مشکلات روانی مانند "اضطراب"، "اسکیزوفرنی" و "تروما" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
anxiety [اسم]
اجرا کردن

اختلال اضطراب

Ex:

درمان شناختی رفتاری به بیماران کمک می‌کند تا افکار ایجادکننده اضطراب را بازتعریف کنند.

اجرا کردن

اختلال دوقطبی

Ex: People with bipolar disorder may also benefit from lifestyle changes , such as maintaining a regular sleep schedule , engaging in regular exercise , and avoiding drugs and alcohol , to help stabilize mood .

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی همچنین می‌توانند از تغییرات سبک زندگی، مانند حفظ برنامه منظم خواب، انجام ورزش منظم و اجتناب از مواد مخدر و الکل، برای کمک به تثبیت خلق و خو بهره‌مند شوند.

اجرا کردن

اختلال شخصیت مرزی

Ex: People with borderline personality disorder may engage in impulsive behaviors , such as reckless spending , substance abuse , or self-harm , as a way to cope with emotional distress .

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است در رفتارهای تکانشی مانند خرج کردن بی‌پروا، سوء مصرف مواد یا خودآزاری شرکت کنند، به عنوان راهی برای مقابله با پریشانی عاطفی.

breakdown [اسم]
اجرا کردن

فروپاشی روانی

Ex: She sought therapy to recover from a breakdown triggered by a traumatic event in her childhood .

او برای بهبودی از یک فروپاشی عصبی که توسط یک رویداد آسیب‌زا در کودکی اش ایجاد شده بود، به دنبال درمان رفت.

اجرا کردن

خودبیمارانگاری

Ex: People with hypochondria may experience significant distress and impairment in their daily lives due to their preoccupation with health concerns .

افراد مبتلا به هیپوکندریا ممکن است به دلیل اشتغال ذهنی با نگرانی‌های سلامتی، پریشانی قابل توجه و اختلال در زندگی روزمره خود را تجربه کنند.

kleptomania [اسم]
اجرا کردن

جنون دزدی

Ex: Medications , such as selective serotonin reuptake inhibitors ( SSRIs ) , may also be prescribed to help reduce the urges associated with kleptomania .

داروهایی مانند مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) نیز ممکن است برای کمک به کاهش تمایلات مرتبط با دزدی‌خویی تجویز شوند.

megalomania [اسم]
اجرا کردن

اختلال خودبزرگ‌بینی

Ex: His megalomania made collaboration impossible he saw himself as infallible .

مگالومانیا او همکاری را غیرممکن کرد—او خود را خطاناپذیر می‌دید.

catatonia [اسم]
اجرا کردن

روان‌گسیختگی کاتاتونی

depression [اسم]
اجرا کردن

افسردگی

Ex:

درمان و دارو به او کمک کرد تا با افسردگی بالینی کنار بیاید.

psychosis [اسم]
اجرا کردن

روان‌پریشی

Ex: Early intervention is crucial for people with psychosis , as prompt treatment can lead to better long-term outcomes and reduce the risk of severe complications .

مداخله زودهنگام برای افراد مبتلا به روان‌پریشی حیاتی است، زیرا درمان سریع می‌تواند به نتایج بهتر درازمدت منجر شود و خطر عوارض شدید را کاهش دهد.

اجرا کردن

اختلال روان‌تنی

Ex: Chronic stress can contribute to the development or exacerbation of psychosomatic disorders , as the body 's response to stress can manifest in physical symptoms .

استرس مزمن می‌تواند به توسعه یا تشدید اختلالات روان‌تنی کمک کند، زیرا پاسخ بدن به استرس می‌تواند در علائم فیزیکی ظاهر شود.

delirium [اسم]
اجرا کردن

روان‌آشفتگی

Ex: Her delirium over the unexpected promotion led her to make hasty decisions .

هذیان او درباره ترفیع غیرمنتظره باعث شد تصمیمات عجولانه بگیرد.

complex [اسم]
اجرا کردن

عقده (روانی)

Ex: The complex surrounding his childhood trauma affected his adult relationships .

کمپلکس پیرامون ضربه روحی دوران کودکی او بر روابط بزرگسالی اش تأثیر گذاشت.

monomania [اسم]
اجرا کردن

اشتغال ذهنی با موضوعی واحد

Ex: While passion can drive success , there 's a fine line before it turns into monomania , clouding judgment and balance .

در حالی که اشتیاق می‌تواند موفقیت را به پیش ببرد، یک خط نازک وجود دارد قبل از اینکه به تک‌شیدگی تبدیل شود، قضاوت و تعادل را تار می‌کند.

neurosis [اسم]
اجرا کردن

روان‌نژندی

Ex: Unlike psychosis , neurosis does not involve a loss of contact with reality , but it can still significantly impact mental health .

برخلاف سایکوز، نوروز شامل از دست دادن تماس با واقعیت نمی‌شود، اما همچنان می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان داشته باشد.

اجرا کردن

اختلال وسواس فکری‌عملی

Ex: Living with obsessive-compulsive disorder can be challenging , as the condition often interferes with daily activities , work , and relationships .

زندگی با اختلال وسواس فکری-عملی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، زیرا این شرایط اغلب با فعالیت‌های روزمره، کار و روابط تداخل می‌کند.

اجرا کردن

اختلال اضطراب پس از سانحه

Ex: People with post-traumatic stress disorder may avoid places , people , or activities that remind them of the traumatic event , leading to social isolation and difficulties in daily functioning .

افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ممکن است از مکان‌ها، افراد یا فعالیت‌هایی که آن‌ها را به یاد حادثه آسیب‌زا می‌اندازد، اجتناب کنند، که منجر به انزوای اجتماعی و مشکلات در عملکرد روزانه می‌شود.

trauma [اسم]
اجرا کردن

شوک (روانی)

Ex:

درمانگر تکنیک‌هایی برای مدیریت اضطراب و کابوس‌های مرتبط با تروما ارائه داد.

shell shock [اسم]
اجرا کردن

اختلال تنش‌‌زای پس از جنگ

delusion [اسم]
اجرا کردن

نادرست‌انگاری (روان‌شناسی)

dementia [اسم]
اجرا کردن

زوال عقل

Ex: As dementia progressed , her ability to speak clearly diminished .

با پیشرفت زوال عقل، توانایی او در صحبت کردن به وضوح کاهش یافت.

اجرا کردن

اختلال اضطراب فراگیر

Ex: Support from friends and family , along with professional help , is essential in managing generalized anxiety disorder .

حمایت از دوستان و خانواده، همراه با کمک حرفه‌ای، در مدیریت اختلال اضطراب فراگیر ضروری است.

اجرا کردن

سندرم مونشهاوزن

Ex: Individuals with Munchausen syndrome may have a history of visiting multiple healthcare providers for various ailments .

افراد مبتلا به سندرم مونشهاوزن ممکن است سابقه مراجعه به چندین ارائه دهنده خدمات بهداشتی برای بیماری‌های مختلف را داشته باشند.

schizoid [اسم]
اجرا کردن

اختلال شخصیت اسکیزویید

Ex: Alex 's inclination toward intellectual pursuits is a characteristic of schizoid .

تمایل الکس به فعالیت‌های فکری، ویژگی اسکیزوئید است.

amnesia [اسم]
اجرا کردن

فراموشی

Ex:

مصرف سنگین الکل منجر به یک دوره فراموشی بیهوشی شد که در طی آن او چیزی از شب را به یاد نمی‌آورد.

اجرا کردن

سندرم آسپرگر

Ex:

تمرکز شدید سارا بر موضوع مورد علاقه‌اش ویژگی رایجی است که با سندرم آسپرگر مرتبط است.

اجرا کردن

اختلال خودزشت‌انگاری

Ex: Body dysmorphic disorder can lead to severe emotional distress , social isolation , and , in some cases , may result in repeated cosmetic surgeries to " fix " imagined defects .

اختلال بدشکلی بدن می‌تواند منجر به پریشانی عاطفی شدید، انزوای اجتماعی و در برخی موارد، ممکن است به جراحی‌های زیبایی مکرر برای 'رفع' نقص‌های خیالی منجر شود.