سلامت و بیماری - انواع آسیب ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع مختلف آسیب‌ها مانند "کبودی"، "شکستگی" و "رگ به رگ شدن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
accident [اسم]
اجرا کردن

حادثه

Ex: Despite the rainy weather , they managed to enjoy their camping trip without any accidents .

علیرغم هوای بارانی، آنها توانستند بدون هیچ حادثه‌ای از سفر کمپینگ خود لذت ببرند.

bite [اسم]
اجرا کردن

جای‌دندان

Ex: She had a bite mark on her arm from a stray cat .

او یک جای گاز روی بازویش از یک گربه ولگرد داشت.

black eye [اسم]
اجرا کردن

کبودی دور چشم (در اثر ضربه)

Ex: He slipped on the ice and fell face-first , resulting in a painful black eye .

او روی یخ لیز خورد و به صورت افتاد، که منجر به یک چشم سیاه دردناک شد.

break [اسم]
اجرا کردن

شکستگی

Ex: The fall caused a break in his collarbone .

سقوط باعث شکستگی در استخوان ترقوه او شد.

bruise [اسم]
اجرا کردن

کبودی

Ex: The doctor examined the bruise on the child ’s arm and reassured the parents that it was a common injury that would heal on its own .

پزشک کبودی روی بازوی کودک را بررسی کرد و به والدین اطمینان داد که این یک آسیب شایع است که به خودی خود بهبود می‌یابد.

wound [اسم]
اجرا کردن

زخم

Ex: The doctor stitched up the wound to help it heal faster .

پزشک زخم را بخیه زد تا به بهبود سریع‌تر آن کمک کند.

scrape [اسم]
اجرا کردن

خراشیدگی

Ex: I felt a sting as the scrape on my elbow came into contact with water .

وقتی خراش روی آرنجم با آب تماس پیدا کرد، احساس سوزش کردم.

sprain [اسم]
اجرا کردن

رگ‌به‌رگ‌شدگی

Ex:

او مچ دست رگ به رگ شده خود را با باند پیچید تا در هنگام بهبودی از آن حمایت کند.

fracture [اسم]
اجرا کردن

شکستگی

Ex: Treatment for a fracture depends on its severity and location but may include immobilization with a cast or splint , medications for pain and inflammation , and sometimes surgery .

درمان شکستگی به شدت و محل آن بستگی دارد اما ممکن است شامل بی‌حرکتی با گچ یا آتل، داروهای درد و التهاب، و گاهی اوقات جراحی باشد.

اجرا کردن

شکستگی ناشی از فشار

Ex: Long-distance runners should be cautious to avoid stress fractures in the leg bones .

دوندگان مسافت‌های طولانی باید مراقب باشند تا از شکستگی‌های استرسی در استخوان‌های پا جلوگیری کنند.

اجرا کردن

شکستگی باز

Ex: A compound fracture requires surgery to clean and properly set the broken bone .

شکستگی مرکب نیاز به جراحی برای تمیز کردن و تنظیم صحیح استخوان شکسته دارد.

bump [اسم]
اجرا کردن

برآمدگی

Ex: The athlete developed a bump on his knee after falling during practice .

ورزشکار پس از افتادن در حین تمرین روی زانویش یک برآمدگی پیدا کرد.

lesion [اسم]
اجرا کردن

جراحت

Ex: The cut resulted in a painful lesion .
rupture [اسم]
اجرا کردن

پارگی

Ex: She felt a sudden sharp pain in her abdomen , fearing it was a sign of an appendix rupture .

او به طور ناگهانی درد تیزی در شکمش احساس کرد، و ترسید که این نشانه‌ای از پارگی آپاندیس باشد.

hobble [اسم]
اجرا کردن

لنگیدن

Ex: Despite the bandaged foot , the child maintained a determined hobble after stubbing his toe .

با وجود پای باندپیچی شده، کودک پس از برخورد انگشت پا به چیزی، با لنگیدن مصمم به راه خود ادامه داد.

pull [اسم]
اجرا کردن

پارگی عضله

Ex: Incorrect lifting techniques can lead to pulls in the neck and shoulders .

تکنیک‌های نادرست بلند کردن می‌توانند منجر به کشیدگی در گردن و شانه‌ها شوند.

scab [اسم]
اجرا کردن

پوسته زخم

Ex: The scab on the scrape turned brown and gradually disappeared .

دلمه روی خراش قهوه‌ای شد و به تدریج ناپدید شد.

scald [اسم]
اجرا کردن

سوختگی (بر اثر مایع داغ یا بخار)

Ex: The chef accidentally got a scald while draining pasta .
scar [اسم]
اجرا کردن

جای زخم

Ex: While scars can not be completely removed , treatments such as laser therapy , steroid injections , or surgical revision can help improve their appearance .

اگرچه جای زخم‌ها به طور کامل قابل حذف نیستند، اما درمان‌هایی مانند لیزر درمانی، تزریق استروئید یا اصلاح جراحی می‌توانند به بهبود ظاهر آنها کمک کنند.

cut [اسم]
اجرا کردن

بریدگی

Ex: She suffered a cut after tripping over the edge of the table .

او پس از زمین خوردن به لبه میز دچار بریدگی شد.

sting [اسم]
اجرا کردن

جای نیش

Ex: After the sting , his hand started swelling , so he took an antihistamine .

پس از نیش، دستش شروع به تورم کرد، بنابراین آنتی‌هیستامین مصرف کرد.

concussion [اسم]
اجرا کردن

ضربه مغزی

Ex: The patient presented with symptoms of a concussion , including dizziness , confusion , and sensitivity to light , after a car accident .

بیمار پس از یک تصادف رانندگی، علائم ضربه مغزی از جمله سرگیجه، گیجی و حساسیت به نور را نشان داد.

contusion [اسم]
اجرا کردن

خون‌مردگی

Ex: She applied ice to reduce the swelling of the contusion .

او یخ را برای کاهش تورم کوفتگی اعمال کرد.

pinch [اسم]
اجرا کردن

زخم یا قرمزی جای نیشگون

Ex: The pinch on her toe came from accidentally stepping on a small object .

نیشگون روی انگشت پایش از قدم گذاشتن تصادفی روی یک شیء کوچک ناشی شد.

اجرا کردن

گوش گل‌کلمی

Ex: The coach emphasized the importance of ear protection to prevent cauliflower ear in the team .

مربی بر اهمیت محافظت از گوش برای جلوگیری از گل کلم گوش در تیم تأکید کرد.

ulcer [اسم]
اجرا کردن

زخم

Ex: Stress and excessive use of NSAIDs were identified as contributing factors to the development of her stomach ulcer .

استرس و استفاده بیش از حد از NSAIDs به عنوان عوامل موثر در ایجاد زخم معده او شناسایی شدند.