زبان‌شناسی - املا و حروف نگاری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به املاء و تایپوگرافی مانند "املاء"، "نستعلیق" و "ایتالیک" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
زبان‌شناسی
spelling [اسم]
اجرا کردن

هجی

Ex: Learning correct spelling is fundamental to writing clear and effective sentences .

یادگیری املای صحیح برای نوشتن جملات واضح و مؤثر اساسی است.

punctuation [اسم]
اجرا کردن

نشانه‌گذاری

Ex: He was confused by the lack of punctuation in the email , which made it hard to follow .

او به دلیل عدم وجود نشانه‌گذاری در ایمیل گیج شده بود، که دنبال کردن آن را سخت می‌کرد.

typography [اسم]
اجرا کردن

تایپوگرافی

Ex: The magazine layout featured dynamic typography , with headlines and captions arranged in varied sizes and styles to guide readers through the content with ease .

چیدمان مجله شامل تایپوگرافی پویا بود، با تیترها و زیرنویس‌هایی که در اندازه‌ها و سبک‌های مختلف چیده شده بودند تا خوانندگان را به راحتی از طریق محتوا راهنمایی کنند.

lowercase [اسم]
اجرا کردن

حروف کوچک

Ex: Her handwriting is a mix of uppercase and lowercase , making it unique .

دستخط او ترکیبی از حروف بزرگ و کوچک است، که آن را منحصر به فرد می‌کند.

alphabet [اسم]
اجرا کردن

حروف الفبا

Ex: She practiced writing the alphabet in cursive .

او نوشتن الفبا به صورت شکسته را تمرین کرد.

bold [اسم]
اجرا کردن

برجسته

Ex: Text in bold stands out from regular type .
ligature [اسم]
اجرا کردن

لیگاتور (واحدی در نویسه‌نگاری)

cedilla [اسم]
اجرا کردن

سِدیل (نشانه‌ی قلاب‌شکل زیرِ حروف)

grave [اسم]
اجرا کردن

اکسان گراو

Ex: In the word ' à la carte , ' the grave modifies the vowel sound .

در کلمه 'à la carte'، علامت گراو صدای حرف صدادار را تغییر می‌دهد.

thorn [اسم]
اجرا کردن

تورن (یکی از حروف انگلیسی باستان)

Ex:
eth [اسم]
اجرا کردن

اِث (یکی از حروف انگلیسی باستان)

virama [اسم]
اجرا کردن

ویراما (نشانه حذف واکه درونی)

calligraphy [اسم]
اجرا کردن

خوش‌نویسی

Ex: Learning calligraphy requires patience and a steady hand to achieve beautiful script .

یادگیری خوشنویسی به صبر و دستی ثابت برای دستیابی به خط زیبا نیاز دارد.

kanji [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نگار کانجی

hanja [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نگار هانجا

rune [اسم]
اجرا کردن

رون (یک حرف از الفبای رونی)

stroke [اسم]
اجرا کردن

حرکت قلم

Ex: He counted the strokes in each Korean character .