زبان‌شناسی - نحو

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نحو مانند "کلمه تابع"، "پرسشی" و "خنثی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
زبان‌شناسی
antecedent [اسم]
اجرا کردن

پیشین

Ex: In " The dog wagged its tail , " " dog " is the antecedent of " its . "

در جمله «سگ دم خود را تکان داد»، «سگ» پیش‌آیند «آن» است.

control [اسم]
اجرا کردن

(دستور زبان) نقش داشتن

Ex:

"او سعی کرد در را باز کند," با "او" کنترل عمل باز کردن در.

gap [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: In the sentence " She _ _ _ to the store , " the gap could be filled with " went . "

در جمله "او ___ به فروشگاه رفت،" جا خالی می‌تواند با "رفت" پر شود.

declension [اسم]
اجرا کردن

صرف (زبان‌شناسی)

Ex: Studying the declension patterns of Russian nouns can be challenging for language learners due to the extensive variations in endings .

مطالعه الگوهای صرف اسم‌های روسی می‌تواند برای زبان‌آموزان به دلیل تنوع گسترده در پایان‌ها چالش‌برانگیز باشد.

parenthesis [اسم]
اجرا کردن

کلمه یا جمله معترضه

Ex: He used a parenthesis to add a humorous aside .
اجرا کردن

کلمه پرسشی (دستورزبان)

Ex: The teacher encouraged students to practice using interrogatives in their dialogues .

معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد تا از کلمات پرسشی در گفتگوهای خود استفاده کنند.

apposition [اسم]
اجرا کردن

بدل (زبان‌شناسی)

Ex: Writers often use apposition to add descriptive detail , as in " The artist , known for his vibrant paintings , held an exhibition . "

نویسندگان اغلب از حالت اضافه برای افزودن جزئیات توصیفی استفاده می‌کنند، مانند "هنرمند، که به خاطر نقاشی‌های پرجنب‌وجوشش شناخته شده است، نمایشگاهی برگزار کرد."

number [اسم]
اجرا کردن

شمار (دستورزبان)

Ex: When writing essays , it 's important to pay attention to the number of nouns and pronouns used to ensure consistency and clarity throughout the text .

هنگام نوشتن مقاله‌ها، توجه به تعداد اسم‌ها و ضمیرهای استفاده شده برای اطمینان از سازگاری و وضوح در سراسر متن مهم است.

gender [اسم]
اجرا کردن

جنس (دستورزبان)

Ex: The gender of nouns in languages like Latin and Greek is determined by their endings and can sometimes be unpredictable for non-native speakers .

جنسیت اسم‌ها در زبان‌هایی مانند لاتین و یونانی با پایان‌های آن‌ها تعیین می‌شود و گاهی برای غیر بومی‌ها غیرقابل پیش‌بینی است.

person [اسم]
اجرا کردن

شخص (دستورزبان)

Ex:

هنگام نوشتن به شخص سوم، نویسندگان اغلب از نام‌ها یا ضمایر برای اشاره به شخصیت‌ها یا موضوعات بدون خطاب مستقیم خواننده یا خودشان استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

اول‌شخص (دستورزبان)

Ex: The textbook explained the rules of first-person conjugation .
masculine [اسم]
اجرا کردن

واژه مذکر (دستورزبان)

Ex: Students learned to identify the masculine in German nouns .
neuter [اسم]
اجرا کردن

خنثی (دستورزبان)

Ex:

خنثی در زبان‌های هندواروپایی می‌تواند اشیا یا مفاهیم باشد.

feminine [اسم]
اجرا کردن

واژه مونث

Ex: Linguists debate how the feminine is assigned in different languages .
part of speech [عبارت]
اجرا کردن

نقش واژه (دستور زبان)

Ex: Identifying the part of speech helps in constructing grammatically correct sentences .
conjunction [اسم]
اجرا کردن

حرف ربط

Ex:

آزمون دستور زبان توانایی دانش‌آموزان در شناسایی و استفاده صحیح از حروف ربط تابع را آزمایش کرد.

اجرا کردن

حرف ندا (دستورزبان)

Ex: Students were asked to identify examples of interjection in the passage they were reading .

از دانش‌آموزان خواسته شد تا نمونه‌هایی از حرف ندا را در متنی که می‌خواندند شناسایی کنند.

adjunct [اسم]
اجرا کردن

متمم قیدی

Ex:

"چون باران می‌بارید" در "من در خانه ماندم چون باران می‌بارید" یک بند الحاقی است.

binomial [اسم]
اجرا کردن

باهم‌آیی (دستورزبان)

mood [اسم]
اجرا کردن

وجه (دستورزبان)

tense [اسم]
اجرا کردن

زمان (دستورزبان)

Ex:

جمله "آنها خورده‌اند" از زمان حال کامل استفاده می‌کند.

verb [اسم]
اجرا کردن

فعل

Ex: Understanding the placement of a verb is crucial in sentence construction .

درک جایگاه فعل در ساخت جمله بسیار مهم است.

noun [اسم]
اجرا کردن

اسم

Ex: The rules for pluralizing nouns in English can be quite tricky .

قوانین جمع بستن اسم‌ها در انگلیسی می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

pronoun [اسم]
اجرا کردن

ضمیر (دستورزبان)

Ex: He struggled with choosing the right pronoun when referring to people with non-binary gender identities .

او در انتخاب ضمیر مناسب هنگام اشاره به افراد با هویت جنسیتی غیردودویی مشکل داشت.

adjective [اسم]
اجرا کردن

صفت

Ex:

صفت 'سریع' در عبارت 'روباه قهوه‌ای سریع' سرعت روباه را توصیف می‌کند.

adverb [اسم]
اجرا کردن

قید

Ex: The placement of an adverb in a sentence can change its meaning .

جایگذاری یک قید در جمله می‌تواند معنای آن را تغییر دهد.

anaphora [اسم]
اجرا کردن

پیش‌مرجع (دستورزبان)

Ex: The anaphora of " I have a dream " in Martin Luther King Jr. 's speech is one of the most iconic examples of the technique .

تکرار "من یک رویا دارم" در سخنرانی مارتین لوتر کینگ جونیور یکی از نمادین‌ترین نمونه‌های این تکنیک است.