زبان‌شناسی - کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عملگرایی و تحلیل گفتمان مانند "دیالوگ"، "انسجام" و "ابهام" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
زبان‌شناسی
deixis [اسم]
اجرا کردن

اشاره (زبان‌شناسی)

reference [اسم]
اجرا کردن

the relationship in which a word, phrase, or expression points to, denotes, or indicates a specific entity, object, or concept

Ex: The speaker 's reference to " the mayor " required listeners to know which city was meant .
expression [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح

Ex: He used the expression hit the hay to announce he was going to bed .

او از عبارت "به رختخواب رفتن" استفاده کرد تا اعلام کند که می‌خواهد به خواب برود.

discourse [اسم]
اجرا کردن

گفتمان

Ex:

مقاله او گفتمان پیرامون تغییرات آب و هوایی را بررسی می‌کند.

اجرا کردن

بینامتنیت

Ex: Scholars often analyze intertextuality to understand how contemporary authors borrow and transform elements from classical literature to address modern issues .

محققان اغلب بینامتنیت را تحلیل می‌کنند تا بفهمند که چگونه نویسندگان معاصر عناصری را از ادبیات کلاسیک قرض گرفته و تغییر می‌دهند تا مسائل مدرن را مورد بررسی قرار دهند.

text [اسم]
اجرا کردن

متن

Ex:

کارآگاه پیام‌های متنی مظنون را به عنوان بخشی از تحقیق تحلیل کرد.

pejorative [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح تحقیرآمیز

Ex:

« تحقیرآمیز » اصطلاحی است که اغلب برای رد متخصصان خلاق استفاده می‌شود.

hedge [اسم]
اجرا کردن

اکراه (زبان‌شناسی)

Ex: Her use of hedges made the critique less harsh .
اجرا کردن

بیان غیرمستقیم

Ex: The poet employed circumlocution by saying " coppery orb " rather than directly naming the sun .

شاعر با گفتن «گوی مسی» به جای نام بردن مستقیم از خورشید، از لفاظ پیچیده استفاده کرد.

euphemism [اسم]
اجرا کردن

حسن تعبیر

Ex: Companies often use the euphemism ' downsizing ' instead of ' layoffs ' to describe the process of reducing their workforce .

شرکت‌ها اغلب از کنایه 'کاهش اندازه' به جای 'اخراج' برای توصیف فرآیند کاهش نیروی کار خود استفاده می‌کنند.

malapropism [اسم]
اجرا کردن

استفاده نادرست از واژگان

Ex: His charming malapropisms , such as " hectic " for " hectic , " endeared him to his colleagues despite the mix-ups .

مالاپروپیسمهای جذاب او، مانند "hectic" به جای "hectic"، با وجود اشتباهات، او را نزد همکارانش محبوب کرد.

tmesis [اسم]
اجرا کردن

واژه‌بری (زبان‌شناسی)

اجرا کردن

استفهام انکاری

Ex: She used a rhetorical question to show that the answer was obvious .

او از یک سوال بلاغی استفاده کرد تا نشان دهد پاسخ واضح است.

proverb [اسم]
اجرا کردن

ضرب‌المثل

Ex: The proverb ' When in Rome , do as the Romans do ' suggests that one should adapt to the customs of the place they are visiting .

ضرب‌المثل 'وقتی در رم هستی، مانند رومی‌ها رفتار کن' پیشنهاد می‌کند که فرد باید به عادات و رسوم مکانی که از آن بازدید می‌کند، تطبیق یابد.