زبان‌شناسی - تکواژشناسی و واژه‌شناسی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ریخت‌شناسی و واژه‌شناسی مانند "پسوند"، "ساقه" و "واژک" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
زبان‌شناسی
اجرا کردن

مخفف

Ex: In formal writing , it is important to spell out the term before using its abbreviation .

در نوشتار رسمی، مهم است که قبل از استفاده از مخفف، عبارت به طور کامل نوشته شود.

affix [اسم]
اجرا کردن

وند (دستورزبان)

Ex: The teacher explained the function of affixes in various languages .

معلم عملکرد پسوندها را در زبان‌های مختلف توضیح داد.

contraction [اسم]
اجرا کردن

اختصار (دستور زبان)

Ex: In casual speech , contractions like " do n't " and " " did n't " are frequently used .

در گفتار معمولی، انقباضات مانند "نکن" و "نکردم" اغلب استفاده می‌شوند.

prefix [اسم]
اجرا کردن

پیشوند

Ex: In the vocabulary lesson , they focused on how prefixes can alter the meanings of root words .

در درس واژگان، آنها بر چگونگی تغییر معانی کلمات ریشه توسط پیشوندها تمرکز کردند.

suffix [اسم]
اجرا کردن

پسوند

Ex: Understanding how suffixes modify words is essential for expanding vocabulary and improving writing skills .

درک اینکه چگونه پسوندها کلمات را تغییر می‌دهند برای گسترش دایره واژگان و بهبود مهارت‌های نوشتاری ضروری است.

acronym [اسم]
اجرا کردن

سرواژه

Ex: AIDS is an acronym for acquired immunodeficiency syndrome .

ایدز یک سرنام برای سندرم نقص ایمنی اکتسابی است.

analogy [اسم]
اجرا کردن

آنالوژی (زبان‌شناسی)

Ex: Using analogy , she created the word " brang " to describe a past action , following the pattern of " ring " and " rang . "

با استفاده از قیاس، او کلمه "brang" را برای توصیف یک عمل گذشته ایجاد کرد، که از الگوی "ring" و "rang" پیروی می‌کند.

stem [اسم]
اجرا کردن

(in linguistics) the base form of a word after removing affixes

Ex: The prefix was added to the original stem to form a new word .
root [اسم]
اجرا کردن

(in linguistics) the base form of a word, remaining after removing all prefixes and suffixes

Ex:
lexeme [اسم]
اجرا کردن

تک‌واژه (زبان‌شناسی)

Ex: The lexeme " go " encompasses various forms such as " went , " " going , " and " goes , " each conveying different aspects of the verb 's meaning .

واژک "رفتن" شامل شکل‌های مختلفی مانند "رفت"، "می‌رود" و "رفته" می‌شود که هر کدام جنبه‌های مختلفی از معنای فعل را منتقل می‌کنند.

inflection [اسم]
اجرا کردن

تصریف (دستورزبان)

Ex: Inflection can change the meaning of a word significantly .

تصریف می‌تواند معنای یک واژه را به طور قابل توجهی تغییر دهد.

paradigm [اسم]
اجرا کردن

پارادایم (زبان‌شناسی)

Ex: Latin nouns follow specific paradigms to show case endings like puella , puellae , puellam , etc .

اسم‌های لاتین از پارادایم‌های خاصی پیروی می‌کنند تا پایانه‌های حالت را نشان دهند مانند puella, puellae, puellam و غیره.

lexicon [اسم]
اجرا کردن

گستره واژگان

Ex: The lexicon of slang and colloquial expressions constantly evolves to reflect changes in society and culture .

واژگان عامیانه و اصطلاحات محاوره‌ای به طور مداوم تکامل می‌یابند تا تغییرات در جامعه و فرهنگ را منعکس کنند.

clipping [اسم]
اجرا کردن

کوتاه‌سازی (زبان شناسی)

Ex:

کلیپینگ در گفتار غیررسمی رایج است و می‌تواند به پذیرش گسترده‌ی فرم‌های کوتاه شده به عنوان واژگان استاندارد منجر شود.

hypocorism [اسم]
اجرا کردن

خودمانی کردن کلمه‌ای

Ex: In many languages , hypocorisms are used to express intimacy , familiarity , or affection within families and close relationships .

در بسیاری از زبان‌ها، هیپوکوریسم‌ها برای بیان صمیمیت، آشنایی یا محبت در خانواده‌ها و روابط نزدیک استفاده می‌شوند.

vocabulary [اسم]
اجرا کردن

واژگان

Ex: She carries a pocket dictionary to boost her vocabulary every day .

او هر روز یک فرهنگ لغت جیبی همراه خود دارد تا دایره واژگان خود را افزایش دهد.

derivative [اسم]
اجرا کردن

مشتق (زبان‌شناسی)

Ex:

مشتق "بچگانه" معنای "کودک" را تغییر می‌دهد.

base [اسم]
اجرا کردن

پایه

Ex: The base " run " becomes " running " with the addition of " -ing . "

پایه "run" با افزودن "-ing" به "running" تبدیل می‌شود.

diminutive [اسم]
اجرا کردن

تصغیر

Ex: In many languages , diminutives are used to form endearing or less formal terms .

در بسیاری از زبان‌ها، تصغیرها برای تشکیل عبارات دوست‌داشتنی یا کمتر رسمی استفاده می‌شوند.

morph [اسم]
اجرا کردن

واژ‌صورت

Ex: The verb tense is marked by a morph attached to the stem .
morpheme [اسم]
اجرا کردن

تکواژ (زبان‌شناسی)

Ex: Morphemes can be free , like " book , " or bound , like the suffix " -ed " which indicates past tense .

تکواژها می‌توانند آزاد باشند، مانند "کتاب"، یا وابسته، مانند پسوند "-ed" که زمان گذشته را نشان می‌دهد.

اجرا کردن

تکواژ چندوجهی

Ex: The popularity of portmanteau words in modern language is evident in terms like " motel , " which blends " motor " and " hotel . "

محبوبیت کلمات ترکیبی در زبان مدرن در عباراتی مانند "متل" مشهود است که ترکیبی از "موتور" و "هتل" است.

lexis [اسم]
اجرا کردن

واژگان (کلیه واژه‌های یک زبان)

word [اسم]
اجرا کردن

کلمه

Ex: Try to guess the word based on its context in the sentence .

سعی کنید کلمه را بر اساس زمینه آن در جمله حدس بزنید.

collocation [اسم]
اجرا کردن

همایند

Ex: Using incorrect collocations can make a sentence sound awkward or unnatural .

استفاده از هم‌آیی‌های نادرست می‌تواند جمله را ناخوشایند یا غیرطبیعی جلوه دهد.

idiom [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح

Ex: In English , the idiom ' break the ice ' is used to describe starting a conversation in a social setting to ease tension , not actually cracking ice .

در انگلیسی، اصطلاح 'break the ice' برای توصیف شروع یک مکالمه در یک محیط اجتماعی به منظور کاهش تنش استفاده می‌شود، نه برای شکستن واقعی یخ.

اجرا کردن

دوگانه‌سازی (زبان شناسی)

Ex: In some languages , reduplication is used to form plurals , as in Indonesian where " orang " means " person " and " orang-orang " means " people . "

در برخی زبان‌ها، تکرار برای تشکیل جمع استفاده می‌شود، مانند زبان اندونزیایی که در آن "orang" به معنای "فرد" است و "orang-orang" به معنای "مردم" است.