واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - Punishment

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مجازات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
gas chamber [اسم]
اجرا کردن

اتاقی برای کشتن زندانیان با گاز سمی

Ex: The prison authorities refurbished the aging execution facility , including the renovation of the gas chamber .

مقامات زندان تسهیلات اعدام فرسوده را بازسازی کردند، از جمله بازسازی اتاق گاز.

to stone [فعل]
اجرا کردن

سنگسار کردن

Ex: In the primitive legal system , a jury of peers was responsible for deciding whether the accused should be stoned for their alleged crimes .

در سیستم حقوقی ابتدایی، هیئت منصفه متشکل از همتایان مسئول تصمیم گیری بودند که آیا متهم باید به دلیل جرایم ادعایی خود سنگسار شود یا خیر.

to mutilate [فعل]
اجرا کردن

ناقص کردن

Ex: In some cultures , individuals are mutilated as a form of punishment or ostracization .

در برخی فرهنگ‌ها، افراد به عنوان شکلی از مجازات یا طرد قطع عضو می‌شوند.

اجرا کردن

زندانی کردن

Ex: Law enforcement has the authority to incarcerate those found guilty of drug trafficking .

ماموران اجرای قانون اختیار زندانی کردن کسانی را که به قاچاق مواد مخدر محکوم شده‌اند دارند.

to forfeit [فعل]
اجرا کردن

از دست دادن (مالکیت، حق یا امتیاز قانونی)

Ex: The court successfully forfeited the individual 's property as part of the legal penalty .

دادگاه با موفقیت اموال فرد را به عنوان بخشی از مجازات قانونی مصادره کرد.

اجرا کردن

مقابله‌به‌مثل کردن

Ex: The nation sought to retaliate economic sanctions by imposing reciprocal measures on its trading partners ..

ملت تلاش کرد تا با اعمال اقدامات متقابل بر شرکای تجاری خود، به تحریم‌های اقتصادی پاسخ دهد.

to flog [فعل]
اجرا کردن

شلاق زدن

Ex: In historical times , criminals were often flogged for their offenses .

در زمان‌های تاریخی، مجرمان اغلب به خاطر جرم‌هایشان شلاق می‌خوردند.

اجرا کردن

تنبیه بدنی

Ex: Research has shown that corporal punishment can have negative long-term effects on a child 's mental health and behavior .

تحقیقات نشان داده‌اند که تنبیه بدنی می‌تواند اثرات منفی بلندمدتی بر سلامت روان و رفتار کودک داشته باشد.

اجرا کردن

زندان انفرادی

Ex: A prisoner exhibiting disruptive behavior in the correctional facility was transferred to solitary confinement for a specified duration .

یک زندانی که رفتار مختل‌کننده در مرکز اصلاحی نشان می‌داد، برای مدت مشخصی به حبس انفرادی منتقل شد.

guillotine [اسم]
اجرا کردن

گیوتین

Ex: The crowd gathered in the town square to witness the grim spectacle of a public execution by guillotine .

جمعیت در میدان شهر جمع شدند تا شاهد نمایش غمگین اعدام عمومی با گیوتین باشند.

retribution [اسم]
اجرا کردن

قصاص

Ex: Many stories end with poetic retribution for the villain .
restitution [اسم]
اجرا کردن

جبران خسارت

Ex: Insurance settled the claim by issuing a $ 10,000 restitution payment for losses in the house fire .
warden [اسم]
اجرا کردن

رئیس زندان

Ex: The warden maintained a strict but fair approach to discipline , emphasizing rehabilitation as a key component of the correctional process .

زندانبان رویکردی سختگیرانه اما منصفانه به نظم و انضباط داشت و بر توانبخشی به عنوان جزء کلیدی فرآیند اصلاحی تأکید کرد.

committal [اسم]
اجرا کردن

تحویل (به زندان یا تیمارستان)

Ex: The defense attorney sought to prevent the committal of their client , arguing for alternative sentencing options such as probation .

وکیل مدافع تلاش کرد تا از تعهد موکل خود جلوگیری کند و برای گزینه‌های مجازات جایگزین مانند تعلیق استدلال کرد.

detention [اسم]
اجرا کردن

تنبیه (در مدرسه)

Ex: The teacher stayed after school to supervise detention for students who needed to make up missed work .

معلم بعد از مدرسه ماند تا بر تنبیه دانش‌آموزانی که نیاز به جبران کارهای از دست رفته داشتند نظارت کند.

اجرا کردن

جوخه اعدام

Ex: The use of a firing squad was considered a swift and efficient way to carry out capital punishment in certain military contexts .

استفاده از جوخه آتش به عنوان یک روش سریع و کارآمد برای اجرای مجازات اعدام در برخی زمینه‌های نظامی در نظر گرفته می‌شد.

to parole [فعل]
اجرا کردن

آزاد کردن مشروط

Ex: After serving a portion of his sentence , the judge agreed to parole the nonviolent offender , allowing him to rebuild his life under supervision .

پس از گذراندن بخشی از محکومیت خود، قاضی موافقت کرد که آزادی مشروط به مجرم غیرخشونت‌آمیز بدهد، که به او اجازه می‌دهد تحت نظارت زندگی خود را بازسازی کند.

to lynch [فعل]
اجرا کردن

بدون محاکمه کشتن

Ex: In the wild west , alleged cattle thieves were often lynched by angry ranchers .

در غرب وحشی، دزدان ادعایی گاو اغلب توسط دامداران عصبانی لینچ می‌شدند.

اجرا کردن

مصادره کردن

Ex: Law enforcement successfully confiscated vehicles used in the commission of crimes .

مقامات قانونی با موفقیت وسایل نقلیه مورد استفاده در ارتکاب جرایم را ضبط کردند.

reprieve [اسم]
اجرا کردن

تعویق مجازات

Ex: A compassionate judge may offer a reprieve to a first-time offender , providing an opportunity for rehabilitation instead of imprisonment .

یک قاضی دلسوز ممکن است به یک مجرم اولیه مهلت دهد، فرصتی برای بازپروری به جای زندان فراهم کند.

executioner [اسم]
اجرا کردن

جلاد

Ex: The executioner 's job was to ensure that the sentence of the law was carried out swiftly and efficiently .

کار جلاد این بود که اطمینان حاصل کند حکم قانون به سرعت و به طور مؤثر اجرا شود.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت