واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - دولت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دولت را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the speech delivered by a newly elected President of the United States at their swearing-in ceremony, articulating their plans for their term in office

سخنرانی رئیس جمهور تازهمنتخب ایالات متحده
میلیونها نفر برای تماشای مراسم تحلیف تاریخی رهبر تازهانتخابشده تنظیم کردند، مشتاق شنیدن برنامههای او برای کشور.
a formal ceremony at which a person is admitted to office

مراسم تحلیف
مراسم تحلیف شهردار در تالار شهر برگزار شد، جایی که توسط یک قاضی سوگند یاد کردند.
an economic system where success in business is determined by close relationships between businesspeople and government officials, rather than market competition

سرمایهداری رفاقتی
شیوع سرمایهداری رفاقتی اغلب منجر به مزایای ناعادلانه برای شرکتهای دارای ارتباطات خوب میشود، که رقابت و نوآوری در بازار را مختل میکند.
a politician who appeals to the desires and prejudices of ordinary people instead of valid arguments in order to gain support

سیاستمدار عوامفریب
تاریخ پر است از نمونههای عوامفریبان که با سخنرانیهای کاریزماتیک و توسل به پوپولیسم تودهها را دستکاری کردند.
a person or group of people who are often employed by politicians, public figures, or the government in order to shape the public opinion in their favor

چهرهساز رسانهای, مشاور رسانهای
هر بار کمپین اشتباه میکرد، چهرهسازهای رسانهای سعی میکردند روایت را عوض کنند.
the governing body of a town or city

شهرداری
شهروندان در جلسه استماع عمومی شهرداری نگرانیهای خود را ابراز کردند.
a union or league of political entities or organizations, often for common purposes

کنفدراسیون, اتحاد، معاهده
کشورهای عضو کنفدراسیون خودمختاری خود را حفظ کردند.
an understanding or agreement between nations, often informal and less binding than a formal alliance

توافق (بین ملتها)
علیرغم تنشهای تاریخی، دو کشور به یک توافق رسیدند و بر همکاری در تجارت و تبادلات فرهنگی توافق کردند.
a form of government in which corrupt leaders use their power to exploit the country's resources for personal gain

دزد سالاری
در حکومت کلپتوکراسی، اغلب وجوه عمومی به اختلاس میرود که منجر به فقر گسترده و رکود اقتصادی میشود.
the supreme authority of a state or governing body to govern itself without interference from external forces

حاکمیت
معاهده حاکمیت هر کشور شرکتکننده را به رسمیت شناخت و حق آنها را در اتخاذ تصمیمات داخلی بدون مداخله خارجی تأیید کرد.
to formally approve a decision, action, etc., typically through an official process or legal means

تصویب کردن, به تصویب رساندن
پس از مذاکرات طولانی، کشورهای درگیر در توافق تجاری در نهایت شرایط را تصویب کردند.
to officially start or introduce something

آغاز کردن, شروع کردن، سرآغاز بودن
آنها یک برنامه بازیافت را برای ترویج پایداری محیط زیست راهاندازی خواهند کرد.
to suspend a legislative session by executive authority without dissolving the assembly

به تعویق انداختن
بحث کوتاه شد وقتی که دولت تصمیم گرفت مجلس قانونگذاری را تعطیل کند.
to transfer or delegate responsibility, authority, or a specific matter to a particular individual, group, or entity

واگذار کردن
رئیس تصمیم گرفت وظیفه نظارت بر اجرای سیاستهای جدید شرکت را به معاون رئیس واگذار کند.
to enforce a type of payment, such as fees, taxes, or fines and collect them

اعمال و جمعآوریِ هزینهها، مالیات و غیره
عوارض اضافی بر کالاهای وارداتی تحمیل شد تا از شیوههای ناعادلانه تجاری جبران شود.
the authority or right to forbid or reject an action, often by a head of state or executive

حق وتو
قانونگذاران در مورد اینکه آیا باید وتو را به چالش بکشند یا خیر، بحث کردند.
to provide financial support, typically from the government or an organization, to help reduce the cost of goods, services, or certain activities

کمکهزینه دادن, یارانه دادن
سازمان تصمیم گرفت هزینههای درمانی کارکنان خود را یارانهدهی کند.
a political system in which a small group of high-powered people control a country or organization

اُلیگارشی
نظام سیاسی کشور به یک الیگارشی تکامل یافت، با یک نخبه ثروتمند که فرآیندهای کلیدی تصمیمگیری را کنترل میکند.
a form of government or society in which power is held and influenced primarily by the wealthy or a small privileged class

توانگرسالاری, پلوتوکراسی
تاریخ این ملت با دورههایی از پلوتوکراسی مشخص شده است، که در آن صنعتگران ثروتمند سیاستهای اقتصادی را به نفع خود شکل میدهند.
to transfer decision-making or administrative power from a central authority to local or regional entities

تمرکززدایی کردن
ابتکار دولت با هدف عدم تمرکز عملکردهای اداری، به شهرداریهای محلی قدرت داد تا نیازهای خاص جامعه را برطرف کنند.
to place under the authority or jurisdiction of a federal government

فدرالیزه کردن, تحت اختیار دولت فدرال قرار دادن
اجرای قانون فدرالیزه شد تا استانداردهای ملی را اجرا کند.
