واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - بازاریابی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بازاریابی را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the practice of selling products or services using phone, mail, or email

بازاریابی مستقیم
تکنیکهای مارکتینگ مستقیم، مانند تلهمارکتینگ، به کسبوکارها اجازه میدهد تا مستقیماً با مشتریان درگیر شوند و تأثیر فوری تلاشهای خود را اندازهگیری کنند.
a brief, persuasive speech used to spark interest in an idea, product, or project, typically lasting no more than 20-30 seconds

معرفی سریع, ارائه سریع
ارائه مختصر او به وضوح مهارتها و تجربیاتش را ترسیم کرد و در جلسه کوتاه تأثیر قوی بر مدیر استخدام گذاشت.
a promotional activity where products or services are offered for free as a means of advertising or generating interest

هدیه تبلیغاتی, مسابقه تبلیغاتی
a method of selling and promoting goods and services by phone

بازاریابی تلفنی, فروش تلفنی
بسیاری از مصرفکنندگان تماسهای تلهمارکتینگ را مزاحم میدانند، که منجر به اجرای فهرستهای عدم تماس برای کاهش تماسهای ناخواسته شده است.
a method of marketing in which a company encourages customers to share information about its services or products by email or on social media

بازاریابی همهگیر
شرکتها اغلب به بازاریابی ویروسی متکی هستند تا هیاهویی حول یک محصول جدید ایجاد کنند، به این امید که کاربران محتوا را با شبکههای خود به اشتراک بگذارند.
a small advertisement published in a newspaper or website, expressing requirements of a person or company

نیازمندیها, آگهیهای کوتاه
جویندگان کار اغلب آگهیهای استخدام را در تابلوهای شغلی آنلاین مرور میکنند تا فرصتهایی را پیدا کنند که با مهارتها و صلاحیتهای آنها مطابقت دارد.
a business entity, organization, or company engaged in commercial, industrial, or professional activities

شرکت تجاری یا صنعتی
به عنوان یک شرکت پیشرو در صنعت خودرو، این شرکت به طور مداوم نوآوری میکند تا در بازار رقابتی پیشرو بماند.
(economics) a market structure in which only a few competitors are involved but none of them have the overall control

انحصار چندتایی
a piece of advertisement in a newspaper or magazine, designed to seem like an objective article and not an advertisement

رپرتاژ آگهی
وبسایت سفر یک آگهی تبلیغاتی را نشان میداد که یک استراحتگاه لوکس را برجسته میکرد، به سبک یک بررسی سفر شخصی نوشته شده بود.
a form of online advertisement that is shown at the sides, top, or bottom of a webpage and is delivered by an ad server

تبلیغات اینترنتی (در بالا و گوشه صفحه)
تبلیغ بنر شامل گرافیکهای جذاب و دکمه فراخوان عمل بود که کاربران را به یادگیری بیشتر درباره محصول دعوت میکرد.
a novel device or strategy designed to attract attention or increase appeal, often considered superficial or short-lived

ترفند تبلیغاتی, شگرد بازاریابی
غذای جدید رستوران با یک حقه ارائه منحصر به فرد همراه بود، جایی که غذا روی چرخ و فلک مینیاتوری سرو میشد.
unsolicited or unwanted promotional materials, advertisements, or other non-personalized mailings sent to a large number of recipients

ایمیل ناخواسته, اسپم
من همیشه پوشه اسپم خود را چک میکنم تا مطمئن شوم هیچ ایمیل مهمی به اشتباه به عنوان ایمیل ناخواسته علامت نخورده است.
a promotional message or material sent to a large number of people through the mail

پیام تبلیغاتی ارسالی به تعداد زیادی از افراد از طریق پست, میل شات
an advertising television program that tries to promote a product by giving a lot of information about it in a supposedly objective manner

برنامهی تلویزیونی تبلیغاتی, آگهی بازرگانی
تلویزیون دیروقت شب اغلب پر از تبلیغات تجاری است که طیف گستردهای از محصولات، از تجهیزات تناسب اندام تا درمانهای زیبایی را تبلیغ میکنند.
the inclusion of a company's product in a movie or TV program as a form of paid promotion

تبلیغ نامحسوس, جایگذاری محصول
در برنامه تلویزیونی محبوب، جایگذاری محصول آشکار بود زیرا شخصیتها به طور مکرر از یک برند خاص از گوشیهای هوشمند استفاده میکردند و آن را ذکر میکردند.
a form of multi-level marketing where profit is derived primarily from recruiting others into the scheme, rather than from legitimate product sales

فروش هرمی, بازاریابی هرمی
مقامات به مصرفکنندگان هشدار میدهند که از برنامههای فروش هرمی محتاط باشند، زیرا آنها اغلب غیرقانونی و ناپایدار هستند.
an organization or company that is officially connected to or associated with a larger entity, typically through a contractual or ownership arrangement, for the purpose of mutual benefit or collaboration

وابسته, همکار
به عنوان یک وابسته به خیریه، مرکز جامعه بودجه و منابعی را برای حمایت از برنامههای خود برای جوانان محروم دریافت کرد.
a focused segment of the market, tailored to meet the specific needs or interests of a specific group of consumers

نیچ, بازار بخش
رستوران با موفقیت یک بازار تخصصی را هدف قرار داد، با ارائه گزینههای بدون گلوتن و وگان به مشتریانی که محدودیتهای غذایی دارند.
an ad or notice in a publication, categorically arranged, offering goods, services, jobs, or information

آگهی کوتاه
جویندگان کار بخش آگهیهای طبقهبندی شده را برای یافتن فرصتهای شغلی متناسب با مهارتها و تجربهشان بررسی کردند.
an international organization established in 1995, responsible for facilitating global trade negotiations, enforcing trade agreements, and providing a platform for resolving trade disputes among member countries

سازمان تجارت جهانی, WTO
کشورها در سازمان تجارت جهانی در گفتگوهای چندجانبه برای مذاکره در مورد سیاستهای تجاری و کاهش موانع شرکت میکنند.
