واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - Finance

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به امور مالی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
option [اسم]
اجرا کردن

قرارداد خریدوفروش کالا

Ex: The expiration date of an option represents the deadline for the holder to exercise their right to buy or sell the underlying asset .

تاریخ انقضای یک آپشن نشان‌دهنده مهلت نهایی برای دارنده آن است تا حق خود را برای خرید یا فروش دارایی پایه اعمال کند.

book [اسم]
اجرا کردن

تراکنش‌های مالی رسماً ثبت شده

Ex: Investors scrutinized the company 's books to assess its financial stability and make informed decisions about potential investments .

سرمایه‌گذاران دفاتر شرکت را برای ارزیابی ثبات مالی آن و تصمیم‌گیری آگاهانه درباره سرمایه‌گذاری‌های بالقوه بررسی کردند.

اجرا کردن

کاهش هزینه‌ها

Ex: After losing his job , he began belt-tightening to make ends meet .

بعد از از دست دادن شغلش، او شروع به کمربند محکم کردن کرد تا بتواند مخارجش را تامین کند.

اجرا کردن

چرخه کسب‌وکار

Ex: Central banks often adjust interest rates to influence the business cycle , lowering rates during contractions to stimulate economic activity and raising them during peaks to prevent overheating .

بانک‌های مرکزی اغلب نرخ‌های بهره را برای تأثیرگذاری بر چرخه تجاری تنظیم می‌کنند، در دوران انقباض نرخ‌ها را کاهش می‌دهند تا فعالیت اقتصادی را تحریک کنند و در دوران اوج آن‌ها را افزایش می‌دهند تا از گرم شدن بیش از حد جلوگیری شود.

cash cow [اسم]
اجرا کردن

گاو شیرده (بازاریابی)

Ex: Despite its age , the classic movie continues to be a cash cow for the studio , with merchandise sales still going strong .

علیرغم سنش، فیلم کلاسیک همچنان یک گاو نقدی برای استودیو باقی مانده است، با فروش کالاهایی که هنوز قوی است.

bottom line [اسم]
اجرا کردن

سود خالص

Ex: Management is focused on maximizing profits to boost the company 's bottom line .

مدیریت بر بیشینه‌سازی سود برای تقویت سود خالص شرکت متمرکز است.

comptroller [اسم]
اجرا کردن

ناظر حسابداری

Ex:

کنترل‌کننده کل یک آژانس نظارتی بر جنبه‌های مالی نظارت دارد، تضمین‌کننده مسئولیت مالی و رعایت الزامات قانونی است.

buyout [اسم]
اجرا کردن

خرید یک شرکت یا سهام آن

Ex: Shareholders eagerly accepted the generous buyout offer , leading to the acquisition of the pharmaceutical company by a larger competitor .

سهامداران با اشتیاق پیشنهاد سخاوتمندانه خرید را پذیرفتند، که منجر به خریداری شرکت دارویی توسط یک رقیب بزرگتر شد.

equity [اسم]
اجرا کردن

ارزش دارایی خالص

Ex: The car 's equity was minimal after several years of depreciation .
hedge [اسم]
اجرا کردن

پوشش ریسک (امور مالی)

Ex:

صندوق‌های هج اغلب از استراتژی‌های پیچیده برای ایجاد بازده در حالی که خطر را به حداقل می‌رسانند استفاده می‌کنند.

top line [اسم]
اجرا کردن

درآمد یا میزان فروش شرکت

Ex: Despite challenges in the market , the company managed to maintain its top line performance through cost-saving measures .

علیرغم چالش‌های بازار، شرکت توانست عملکرد خط بالایی خود را از طریق اقدامات صرفه‌جویی در هزینه حفظ کند.

cash flow [اسم]
اجرا کردن

جریان نقدینگی

Ex: The construction project experienced delays , impacting the contractor 's cash flow as expenses continued while payments were delayed .

پروژه ساخت و ساز با تاخیر مواجه شد و بر جریان نقدی پیمانکار تأثیر گذاشت زیرا هزینه‌ها ادامه یافت در حالی که پرداخت‌ها به تأخیر افتاد.

اجرا کردن

استهلاک (مالی)

Ex: The car 's value has experienced rapid depreciation since it was purchased brand new .

ارزش خودرو از زمان خرید نو، کاهش ارزش سریعی را تجربه کرده است.

cartel [اسم]
اجرا کردن

اتحادیه صاحبان صنایع مشابه

Ex: The cartel of diamond producers regulates the supply and pricing of diamonds , exerting significant influence on the global diamond market .

کارتل تولیدکنندگان الماس، عرض و قیمت‌گذاری الماس را تنظیم می‌کند و تأثیر قابل توجهی بر بازار جهانی الماس دارد.

takeover [اسم]
اجرا کردن

خرید شرکت و سهام آن

Ex:

تلاش برای تصاحب خصمانه با مقاومت از سوی مدیریت شرکت هدف مواجه شد و منجر به نبردی طولانی شد.

اجرا کردن

بازار سرمایه

Ex: Government securities are commonly traded in the capital market to fund public spending initiatives .

اوراق بهادار دولتی معمولاً در بازار سرمایه برای تأمین مالی ابتکارات هزینه‌های عمومی معامله می‌شوند.

اجرا کردن

خرید یک شرکت و سپس فروش سهام آن

Ex: Asset stripping is often associated with corporate raiders who acquire companies solely to dismantle them and sell off their assets for a quick profit .

تخریب دارایی اغلب با غارتگران شرکتی مرتبط است که شرکت‌ها را صرفاً برای از هم گسیختن و فروش دارایی‌هایشان برای سود سریع به دست می‌آورند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت