سپاسگزاری
آنها با داوطلب شدن در پناهگاهی که به آنها کمک کرده بود، قدردانی خود را نشان دادند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نگرش های مثبت، مانند "genial"، "jaunty"، "devotion" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
سپاسگزاری
آنها با داوطلب شدن در پناهگاهی که به آنها کمک کرده بود، قدردانی خود را نشان دادند.
سرسپردگی
وفاداری بیقید و شرط سگ به صاحبش آشکار بود در حالی که کنار در نگهبانی میداد و با اشتیاق منتظر بازگشت او بود.
خونسردی
علیرغم چرخش غیرمنتظره رویدادها، ورزشکار توانست آرامش خود را بازیابد و به رقابت ادامه دهد.
عزم راسخ
جامعه عزم بزرگی در گرد هم آمدن برای بازسازی پس از فاجعه طبیعی نشان داد.
تمایل
او تمایل خود را برای پذیرش مسئولیتهای بیشتر در کار ابراز کرد.
خوشبینی
خوشبینی او باعث میشود که او باور داشته باشد مردم همیشه نیات خوبی دارند.
همبستگی
تجمع نمایشی از همبستگی با گروههای حاشیهنشین بود، که برای حقوق برابر تبلیغ میکرد.
همدردی
من کمی همدردی با این دیدگاه دارم، زیرا با باورهای خودم همخوانی دارد.
اشتیاق
شور و اشتیاق او برای زندگی در روحیه ماجراجویانه و لبخند همیشگیاش آشکار بود.
رضایت
او از بودن در کنار خانوادهاش رضایت را تجربه کرد.
حس نزدیکی
هنرمند علاقهای به رنگهای پرجنبوجوش داشت، که در نقاشیهای جسورانه و پراحساس او آشکار بود.
احترام
احترام آنها به سنت در رعایت دقیق آیینهای فرهنگی آشکار بود.
شوروشوق
اشتیاق او به یادگیری به او کمک کرد تا در مدرسه موفق شود.
مشتاق
او مشتاق بود تا نتایج مصاحبه شغلی خود را بشنود و امیدوار به اخبار خوب بود.
نگران نشده
گربه روی طاقچه پنجره بیخیال دراز کشیده بود، بیتفاوت به سر و صدای خیابان پایین.
مصمم
اگرچه مسیر پیش رو چالشبرانگیز بود، ذهنیت مصمم او به همه اطمینان داد که به اهدافش خواهد رسید.
ظریف
او با لبخندی مودبانه از او تشکر کرد، و از حرکت مهربانانهاش قدردانی کرد.
خوشرو
آنها از یک ناهار دوستانه با خنده و همراهی خوب لذت بردند.
مهربان
زوج سالخورده در حالی که در خیابان راه میرفتند دست یکدیگر را گرفتند، پیوند محبتآمیز آنها برای همه کسانی که از کنارشان گذشتند آشکار بود.
قوی و مصمم
علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.
بسیار مصمم
او یک دانشآموز سرسخت بود، که هرگز از یک مشکل دست نمیکشید تا زمانی که راهحل را پیدا میکرد.
کنجکاو
ذهن کنجکاو او را به سمت دنبال کردن حرفهای در علم سوق داد، جایی که میتوانست اسرار جهان را کشف کند.
پشیمان
او پس از برخورد تصادفی با کسی در راهروی شلوغ، لبخندی عذرخواهانه زد.
قوی
استدلال پایانی قوی وکیل هیئت منصفه را از گناهکاری متهم متقاعد کرد.
دوستانه
همسایهها اختلاف خود بر سر خط ملک را به روشی دوستانه، بدون دخالت وکلا حل کردند.
صادق (شخص)
علیرغم چالشها، او در تعهدش به ارزشهایش صادق باقی ماند.
با همدلی
آنها همدلانه چالشهای پیش روی جامعه را تصدیق کردند.
به شدت
او به شدت احساس کرد که چیزی درست نیست.
در شگفتی بودن
او شگفتزده بود که آنها با وجود مشکلات متعدد موفق به اتمام پروژه زودتر از موعد شدند.
کیف کردن
نویسنده از خلق پیچوخمهای پیچیده برای رمانش لذت میبرد.
گرامی داشتن
با افزایش سن، افراد اغلب از خردی که از تجربیات زندگی به دست میآورند قدردانی میکنند.
کوتاه آمدن
او از او التماس کرد که کوتاه بیاید و او را ببخشد، با قول جبران.