واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - شک و یقین
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شک و اطمینان، مانند "cinch"، "scruple"، "decisive" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to let something happen or exist

ممکن ساختن, امکان دادن
محل بزرگ میتواند بپذیرد تعداد قابل توجهی از مخاطبان را برای کنسرت.
to secure, guarantee, or make certain of something

قطعی کردن
معامله پس از امضای قرارداد توسط دو طرف تضمین شد.
to guess or deduce information using intuition or an inexplicable sense of inner knowledge

تخمین زدن, حدس زدن
آنها سعی کردند معنای پیام مرموز را حدس بزنند.
to estimate something by calculating and guessing

تخمین زدن
آیا میتوانید بدون داشتن جزئیات دقیق، هزینه تعمیرات را حدس بزنید و تخمین بزنید؟
to state an opinion, guess, suggestion, etc. even though there are chances of one being wrong

رو هوا حدس زدن
او نمیخواست بدون اطلاعات بیشتر ریسک دهد و نظری در این مورد بدهد.
to hesitate or be dubious about doing something that one thinks might be wrong or immoral

دودل بودن, تردید داشتن
to come to a conclusion without enough evidence

حدس زدن, گمان بردن
وقتی تأخیر غیرمنتظره رخ داد، مسافران فقط میتوانستند حدس بزنند که ممکن است مشکلی در برنامه قطار وجود داشته باشد.
to give good reasons to justify a particular action

موجه کردن
رفتار مشکوک توجیه کننده توجه نیروهای انتظامی بود.
clearly true and requiring no explanation

بدیهی
صداقت او چنان ثابت بود که بدیهی شد.
having more than one possible meaning or interpretation

مبهم, گنگ
وکیل به بند مبهم در قرارداد اشاره کرد و پیشنهاد داد که میتوان آن را به بیش از یک روش تفسیر کرد.
(of a statement or story) unlikely to be authentic, even though it is widely believed to be true

ساختگی, جعلی
افسانه گنج گمشده جعلی است، با وجود محبوبیت آن در میان مردم محلی.
experiencing confusion

سردرگم
او به مسئله پیچیده ریاضی خیره شد، گیج از نمادها و معادلات روی صفحه.
without a doubt

قاطع, صریح
اظهار نظر قطعی او درباره حقایق هیچ جایی برای شک باقی نگذاشت.
(of a situation, movie, etc.) having an unclear ending that makes it enticing

هیجانآور, هیجانانگیز
(of a person) able to make clear, firm decisions quickly, especially in challenging situations

قاطع (در تصمیم گیری)
یک فرد قطعی میداند چه زمانی عمل کند و هرگز تحت تأثیر تردید یا شک قرار نمیگیرد.
convinced that everything one believes in is true and others are wrong

متعصب, کوتهفکر، خشکاندیش
او در باور خود جزمی بود که تنها رویکرد او برای حل مشکل درست است.
having two or more possible meanings

دوپهلو, دارای ابهام
پاسخ مبهم او همه را در مورد نیات واقعیاش نامطمئن گذاشت.
acting or talking with hesitation due to uncertainty or lack of confidence

مردد, نامطمئن
او توضیح مرددانهای از پروژه خود داد، مطمئن نبود از جزئیات.
true in a way that leaves no room for denial or disagreement

انکارناپذیر, مسلم
تحقیقات او مدرک غیرقابل انکاری از اعتبار نظریه ارائه داد.
considered to be a certain way, though not necessarily confirmed

پنداشتهشده, معروف
رستوران معروف است به سرو بهترین غذای دریایی در شهر.
remaining strong and effective even when facing challenges or difficulties

قاطع
تیم مناظره یک استدلال محکم ارائه داد که رقبای آنها را در تلاش برای مقابله با نکاتشان رها کرد.
a feeling of hopefulness and confidence that makes one remain cheerful, especially in sad or unpleasant situations

زندهدلی, سرحالبودن
the feeling of complete certainty

یقین, اطمینان، قطعیت
دانشمند اطمینان را در موفقیت آزمایش جدید ابراز کرد.
an idea that is based on guesswork and not facts

حدس, گمان
بخش زیادی از مقاله حدس حدسی بدون منابع قابل اعتماد بود.
shyness due to a lack of confidence in oneself

عدم اعتمادبهنفس, کمرویی
کمبود اعتماد به نفس اغلب دوست یابی را برای او دشوار میکرد.
a guess that is made according to one's experience or knowledge thus is more likely to be true

حدس قریببهیقین
حدس آگاهانه دانشمند درباره نتیجه آزمایش درست از آب درآمد.
a result or decision that seems certain before it officially happens

نتیجه از پیش معلوم, امر مفروض
