واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - قلمرو حیوانات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره قلمرو حیوانات، مانند "گربه‌سان"، "شکار"، "طعمه" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
amphibious [صفت]
اجرا کردن

دوزیست

Ex: Certain amphibious creatures , such as mudskippers , can even walk on land using their fins .

برخی از موجودات دوزیست، مانند ماهی‌های گل‌خورک، حتی می‌توانند با استفاده از باله‌های خود روی زمین راه بروند.

canine [اسم]
اجرا کردن

سگ‌سان

Ex: The family 's canine guard dog barked loudly at any sign of intruders , providing an added layer of security for their home .

سگ نگهبان سگ‌سان خانواده با دیدن هر نشانه‌ای از متجاوزان با صدای بلند پارس می‌کرد و لایه‌ای اضافی از امنیت برای خانه‌شان فراهم می‌کرد.

feline [اسم]
اجرا کردن

گربه‌سان

Ex: Felines have retractable claws that help them climb trees .

گربه‌سانان دارای چنگال‌های جمع‌شدنی هستند که به آنها در بالا رفتن از درختان کمک می‌کند.

whisker [اسم]
اجرا کردن

سبیل (حیوان)

Ex:

سبیل‌های فک ارتعاشات در آب را تشخیص می‌دهند تا طعمه را پیدا کنند.

tusk [اسم]
اجرا کردن

عاج

Ex: The walrus used its long tusks to pry open shellfish , revealing the succulent meat inside .

گراز دریایی از عاج‌های بلند خود برای باز کردن صدف‌ها استفاده کرد و گوشت آبدار داخل آن را آشکار کرد.

fang [اسم]
اجرا کردن

دندان نیش (حیوان)

Ex: The dog 's fangs were visible as it growled .

دندان‌های نیش سگ در حالی که غرغر می‌کرد قابل مشاهده بود.

fauna [اسم]
اجرا کردن

پوشش جانوری

Ex: The biologist conducted a survey of the local fauna , documenting the various species of birds , mammals , and insects inhabiting the area .

زیست‌شناس یک بررسی از جانوران محلی انجام داد و گونه‌های مختلف پرندگان، پستانداران و حشرات ساکن در منطقه را مستند کرد.

vermin [اسم]
اجرا کردن

جانوران موذی

Ex: The old warehouse was condemned after inspectors found it overrun with vermin .

انبار قدیمی پس از آنکه بازرسان متوجه شدند که از آفات پر شده است، محکوم شد.

game [اسم]
اجرا کردن

حیوان (قابل‌شکار)

Ex: They cooked the game they caught over an open fire .

آنها شکار را که گرفته بودند روی آتش باز پختند.

to graze [فعل]
اجرا کردن

چراندن

Ex: The horses were content as they grazed on the lush green grass .

اسب‌ها راضی بودند در حالی که می‌چریدند روی چمن سبز و پرپشت.

اجرا کردن

به خواب زمستانی رفتن

Ex: Dormice are known to hibernate in nests hidden away in tree hollows or underground tunnels .

مشهور است که موش‌های خواب‌آلود در لانه‌هایی که در سوراخ‌های درختان یا تونل‌های زیرزمینی پنهان شده‌اند زمستان‌خوابی می‌کنند.

litter [اسم]
اجرا کردن

پستانداران تازه‌متولدشده

predator [اسم]
اجرا کردن

شکارچی (حیوان)

Ex: Sharks are formidable predators of the ocean , with sleek bodies and rows of sharp teeth .

کوسه‌ها شکارچیان formidable اقیانوس هستند، با بدن‌های صاف و ردیف‌هایی از دندان‌های تیز.

prey [اسم]
اجرا کردن

شکار

Ex: Deer are common prey for wolves in the forest .

گوزن‌ها شکار رایج برای گرگ‌ها در جنگل هستند.

crest [اسم]
اجرا کردن

کاکل

Ex: Biologists noted that the crest of the cassowary is made of a tough , keratinous material .

زیست‌شناسان متوجه شدند که تاج کاسوری از ماده‌ای سخت و کراتینی ساخته شده است.

fowl [اسم]
اجرا کردن

ماکیان

Ex:

طیور به مراقبت و تغذیه مناسب نیاز دارند تا سالم و مولد بمانند.

to incubate [فعل]
اجرا کردن

روی تخم خوابیدن (پرندگان)

Ex: The mother crocodile patiently incubated her clutch of eggs buried in the sand .

مادر تمساح به صبر تخم‌هایش را که در شن دفن شده بودند جوجه‌کشی کرد.

plumage [اسم]
اجرا کردن

بال‌وپر

Ex: The parrot 's colorful plumage attracted visitors to the aviary .

پرهای رنگارنگ طوطی بازدیدکنندگان را به پرنده‌خانه جذب کرد.

talon [اسم]
اجرا کردن

پنجه (پرنده شکاری)

school [اسم]
اجرا کردن

گروه آبزیان

Ex: The school of sharks moved as one , hunting for prey in the deep sea .

گروه کوسه‌ها به صورت یکپارچه حرکت می‌کردند، در جستجوی شکار در اعماق دریا.

clam [اسم]
اجرا کردن

صدف دوکفه‌ای

crustacean [اسم]
اجرا کردن

سخت‌پوست

Ex: The seafood restaurant offers a delicious menu featuring various crustaceans , including lobster and crab .

رستوران غذاهای دریایی منوی خوشمزه‌ای ارائه می‌دهد که شامل سخت‌پوستان مختلف از جمله خرچنگ و لابستر می‌شود.

arthropod [اسم]
اجرا کردن

بندپا

Ex: Spiders are arthropods known for their silk-spinning abilities .

عنکبوت‌ها بندپایان هستند که به خاطر توانایی‌شان در تولید ابریشم شناخته می‌شوند.

exoskeleton [اسم]
اجرا کردن

استخوان‌بندی خارجی

Ex: The spider 's exoskeleton protects it from predators .

اسکلت خارجی عنکبوت آن را از شکارچیان محافظت می‌کند.

mollusk [اسم]
اجرا کردن

نرم‌تن

Ex: Clams and mussels are edible mollusks found in coastal waters .

صدف‌های خوراکی و صدف‌های سیاه، نرم‌تنان خوراکی هستند که در آب‌های ساحلی یافت می‌شوند.