اذعان کردن
در طول مصاحبه، مدیرعامل اعتراف کرد به تعهد شرکت به شیوههای پایدار کسبوکار.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد استدلال، مانند "avow"، "posit"، "credulous" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اذعان کردن
در طول مصاحبه، مدیرعامل اعتراف کرد به تعهد شرکت به شیوههای پایدار کسبوکار.
داوری کردن
از قاضی خواسته شد تا در اختلاف بین دو طرف درگیر در قرارداد تجاری داوری کند.
موافقت یا مخالفت خود را اعلام کردن
در طول جلسه، کارمندان تشویق شدند تا نظر خود را بیان کنند و نظرات خود را در مورد شرایط جدید کاری بیان کنند.
رد کردن
تیم در حال رد دیدگاه مخالف است.
تخمین زدن
آیا میتوانیم نتیجه نهایی را از پیشرفت فعلی برونیابی کنیم؟
لابهلای (چیزی) گذاشتن
او یک اظهار نظر طعنهآمیز در میان آورد که تنش را شکست.
اظهار نظر کردن
متخصص برای اظهار نظر در مورد اثرات بالقوه فناوری جدید در طول کنفرانس دعوت شد.
اظهارفضل کردن
او درباره تیم ورزشی مورد علاقهاش موعظه میکرد، با این باور که همه چیز را میداند.
مسلم فرض گرفتن
دانشمند تصمیم گرفت وجود یک ذره کشف نشده را فرض کند تا ناهنجاریهای موجود در دادههای آزمایشی را توضیح دهد.
مردد بودن
او در مورد پذیرفتن ترفیع در تردید بود.
ازخودراضی
وقتی در مورد آخرین موفقیتش لاف میزد، یک لبخند مغرورانه روی صورتش بود.
زودباور
او خیلی زودباور بود و فوراً در دام کلاهبرداری افتاد.
جدلی
گفتگوهای سقراطی نمونهای از فرآیند دیالکتیکی پرسش و کاوش برای بینشهای عمیقتر است.
مجادلهآمیز
تحلیل مناظرهای استاد آخرین گرایشهای اجتماعی را نقد کرد.
با صدای بلند (نظر خود را اعلام کردن)
سیاستمدار به خاطر سخنرانیهای پر سر و صدای خود شناخته شده بود، که با سخنان پرشور خود هواداران را گرد هم میآورد.
اتفاقنظر
اتفاق نظر میان ذینفعان از طریق مصالحه و مذاکره حاصل شد.
اساس
ارتباط صادقانه سنگ بنای کار تیمی موثر است.
دکلمه
در طول آموزش سخنرانی عمومی خود، او به یک کارگاه تلاوت پیوست تا تکنیکهای جذب مخاطب را از طریق تغییرات صوتی و حرکات نمایشی یاد بگیرد.
سخنوری
فصاحت او در طول مناظره به متقاعد کردن بسیاری از افراد برای حمایت از دیدگاههایش کمک کرد.
حامی
به عنوان حامی ذهن آگاهی، او کارگاههایی را برای کمک به دیگران در مدیریت استرس ارائه میدهد.
عدم انعطاف
سرسختی او در مذاکرات، رسیدن به توافق را غیرممکن کرد.
آدم مستقل
او به سرکشی که یک کسبوکار موفق را از صفر شروع کرده بود، احترام میگذاشت.
نقطهنظر
او این قطعه را با گرایش فمینیستی نوشت.
قیاس
مربی مناظره به دانشآموزان آموخت که چگونه یک قیاس منطقی قوی بسازند.
احسنت
انتقاد شما از نقاط ضعف استدلال من تند بود، touché.
درگیر شدن
مدیر به طور عاقلانه ای از درگیر کردن اعضای تیم در سیاست های اداری اجتناب کرد.