واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - استدلال
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد استدلال، مانند "avow"، "posit"، "credulous" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to publicly state that something is the case

اذعان کردن, ادعا کردن
در دادگاه، شاهد اقرار کرد که شهادتش تحت سوگند درست است.
to officially resolve a disagreement between people

داوری کردن, حکمیت کردن
برای اجتناب از یک محاکمه طولانی در دادگاه، آنها تصمیم گرفتند اختلافات خود را از طریق میانجیگری داوری کنند.
to express if one is for or against an idea or arguement

موافقت یا مخالفت خود را اعلام کردن
هنگام بحث در مورد پروژه جدید، مهم است که همه نظر خود را بیان کنند و افکار و دیدگاههای خود را به اشتراک بگذارند.
to prove something or someone wrong or false through evidence or argumentation

رد کردن
آنها با شواهد معتبر، نظریه توطئه را رد کردند.
to estimate something using past experiences or known data

تخمین زدن, استنتاج کردن
او توانست با تحلیل مطالعات مشابه، نتیجه احتمالی آزمایش را برونیابی کند.
to insert a comment, remark, or question abruptly into a conversation

لابهلای (چیزی) گذاشتن
او یک شوخی در میان آورد که همه را خنداند.
to express one's opinion

اظهار نظر کردن, عقیده داشتن
در ستون سرمقاله، روزنامهنگار از این پلتفرم برای اظهار نظر درباره وضعیت فعلی آموزش در کشور استفاده کرد.
to state one's opinion in such a manner that shows one believes to be the only person to fully know it and be unarguably correct

اظهارفضل کردن, حق به جانب صحبت کردن
منتقد درباره نقاط ضعف فیلم موعظه میکرد، متقاعد از تخصص خود.
to propose or assume something as true or factual, serving as the foundation for further reasoning or argumentation

مسلم فرض گرفتن
دانشمند کامپیوتر یک الگوریتم جدید را مطرح کرد تا کارایی محاسباتی را در وظایف پیچیده حل مسئله بهبود بخشد.
to back up or form the basis of an argument by providing support

پشتیبانی کردن, حمایت کردن
to be undecided and not know what opinion, idea, or course of action to stick to

مردد بودن, نوسان داشتن
او قبل از اینکه بالاخره ماشینی برای خرید انتخاب کند، هفتهها تعلل کرده بود.
too confident or proud in expressing oneself, in a way that is annoying to others

ازخودراضی, متکبر، خودستا
اگرچه او بااستعداد بود، اما طبیعت مغرور او اغلب به سوءتفاهم منجر میشد.
believing things easily even without much evidence that leads to being easy to deceive

زودباور
سلبریتیها اغلب از هواداران سادهلوح خود سوءاستفاده میکنند و محصولات مشکوک به آنها میفروشند.
referring to the method of argumentation or discourse that involves the exchange of opposing ideas or viewpoints in order to reach a deeper understanding or resolution

جدلی, برهانی
روش دیالکتیکی هگل بیان میکند که پیشرفت از طریق برخورد و سنتز ایدههای متضاد رخ میدهد.
acting as a conversation medium between two groups of people so they can create an argument

میانجی, واسطه
not expressing one's definite opinion or intention clearly, especially in an argument

غیرصریح, محافظهکارانه
involving rational arguments to support or oppose an opinion, usually the opposite of others'

مجادلهآمیز
سخنرانی جدلی او دیدگاههای رایج درباره سیاست اقتصادی را به چالش کشید.
expressing feelings or opinions, loudly and forcefully

با صدای بلند (نظر خود را اعلام کردن), پرسروصدا
گزارشگران تظاهرات را به عنوان نمایشهای پرسر و صدا توصیف کردند که در آن جمعیت به مدت چند ساعت با شدت شعار میدادند.
a situation in which a theory or argument cannot be true because two or more parts of it are contradictory

تناقض
the practice of unsound reasoning and falsely arguing questions in a clever way

سفسطه, استدلال غلط و غیرمنطقی
an agreement reached by all members of a group

اتفاقنظر, توافق
اتفاق نظر بین اعضای هیئت مدیره برای تصویب پیشنهاد بودجه حیاتی بود.
the most important part of something on which its existence, success, or truth depends

اساس, شالوده، بنیاد
آموزش همیشه سنگ بنای پیشرفت جامعه ما بوده است.
the art or practice of giving a speech or reciting a poem with expression and gestures, especially as an exercise for public speaking or performance

دکلمه
خوانش بازیگر از سخنرانی معروف مارتین لوتر کینگ جونیور با عنوان 'من یک رؤیا دارم' با اجرای صمیمی خود مخاطبان را به گریه انداخت.
the state in which one holds two opposing ideas at the same time

دوگانهباوری, پندار دوگانه
the ability to deliver a clear and strong message

سخنوری, بلاغت، رسایی، شیوایی
فصاحت او در توضیح موضوعات پیچیده، او را به یک سخنران پرطرفدار تبدیل کرد.
a supporter of a theory, belief, idea, etc. who tries to persuade others that it is true or good in order to gain their support

حامی, طرفدار
او به عنوان یک حامی گیاهخواری شناخته میشود که به طور فعال مزایای آن را در رسانههای اجتماعی تبلیغ میکند.
a limitation on freedom of speech or a restriction on dissemination of information

محدودیت (آزادی بیان), منع
unwillingness to agree about something or change one's views

عدم انعطاف, پافشاری
سرسختی اعضای هیئت مدیره، اصلاحات پیشنهادی را مسدود کرد.
an individual who thinks and behaves differently and independently

آدم مستقل, آدم تکرو
مرد مستقل از پیروی از قوانین مرسوم امتناع کرد.
a biased or subjective angle in presenting information, often reflecting personal or ideological viewpoints

نقطهنظر, نگرش
نگرش او در مورد این مسئله توسط تجربه شخصی شکل گرفته بود.
a form of deductive reasoning consisting of a major premise, a minor premise, and a conclusion that logically follows from them

قیاس, قیاس منطقی
استدلال او به صورت یک قیاس منطقی ساختار یافته بود، که به نتیجهای انکارناپذیر منجر شد.
used humorously to show that someone has made a good point in an argument or discussion

احسنت, گل گفتی
شاید توانایی شما در پاسخ به نظراتم را دست کم گرفته باشم، touché.
to involve someone in an argument, conflict, or complex situation

درگیر شدن, درگیر کردن، گرفتار شدن، گرفتار کردن
اظهارات سیاستمدار به طور ناخواسته کل حزب را در یک بحران روابط عمومی درگیر کرد.
