واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - نفرت یا محبت
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره نفرت یا محبت، مانند "execrable"، "odious"، "abide" و غیره را که برای آزمون TOEFL لازم است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a strong and natural liking or sympathy toward someone or something

حس نزدیکی
علاقه او به حیوانات باعث شد هر آخر هفته در پناهگاه محلی داوطلب شود.
strongly opposed to something

مخالف, متنفر، بیزار
او مخالف ایده نقل مکان به یک شهر جدید بود.
having a strong liking or admiration for something

شیفته, دلباخته، عاشق
کارگردان نوآورانه فیلم، منتقدان را در طول نقد مفتون خود کرد.
filled with delight and amazement by something and giving it all one's attention

مدهوش, شیفته، مجذوب
او در حالتی مسحور از باغ عبور کرد، غرق در افکارش.
arousing intense dislike or hatred

نفرتانگیز
او خیانت را عملی مشمئزکننده میدانست.
(of an idea, intention, or act) deserving of admiration and praise, regardless of success

ستودنی, درخور ستایش
فداکاری او به خدمات اجتماعی واقعاً ستودنی است.
deserving praise or compensation

شایسته تحسین, درخور تحسین
فداکاری او در تحصیلاتش به دستاوردهای علمی شایسته و بورسیهها منجر شد.
causing or capable of provoking a sensation of disgust or nausea

تهوعآور, حالبهمزن
مخلوط تهوعآور غذای فاسد در رستوران متروک، بوی خفهکننده و ناخوشایندی ایجاد کرد.
extremely unpleasant or rude

نفرتانگیز, منزجرکننده
نظرات نفرتانگیز مشتری صندوقدار را آزرد.
extremely unpleasant and deserving strong hatred

نفرتانگیز, ناخوشایند
او عملی مشمئزکننده مرتکب شد که جامعه را شوکه کرد.
liking someone or something, or having an interest in them

طرفدار, علاقمند، دوستدار، خواهان
او اعتراف کرد که نسبت به تیم ورزشی قدیمی دانشگاهش جانبدارانه رفتار میکند.
holding opinions or judgments influenced by personal bias rather than objective reasoning

متعصب
مقاله به نظر متعصب میرسید، و دیدگاههای مخالف را نادیده میگرفت.
extremely unpleasant and disgusting

منزجرکننده, ناخوشایند
رفتار منزجرکننده او نسبت به دیگران برایش شهرتی به عنوان یک قلدر به ارمغان آورد.
extremely repulsive and disgusting

نفرتانگیز, حالبهمزن
رفتار منزجرکننده او در مهمانی، از جمله اظهارات بیادبانه و توهینآمیز، او را به مرکز انتقادات تبدیل کرد.
feeling or showing contempt or disrespect

اهانتآمیز, تحقیرآمیز
اظهارات تحقیرآمیز او تمام تیم را شرمسار کرد.
(always negative) to tolerate someone or something

تاب آوردن, تحمل کردن
او نمیتواند افرادی را که دائماً نادرست هستند تحمل کند.
something that is gravely hated and disapproved of

منفور, لعنتشده، ملعون
فریب دادن برای او یک نفرین بود.
strong hostility, opposition, or anger

خصومت, دشمنی، ستیز، کینه، عداوت
کینهتوزی پس از سالها درگیریهای مرزی و سخنان تند هر دو رهبر بین کشورهای همسایه افزایش یافت.
a strong feeling of hatred, opposition, or hostility

نفرت, بیزاری
نفرت او از صداهای بلند در میان دوستانش به خوبی شناخته شده بود.
the feeling that someone or something is not worthy of respect or consideration

کوچکپنداری, دونپنداری
a strong tendency to do something or a fondness for something

رغبت, میل وافر، میل شدید، علاقه، ذوق
علاقه او به ماجراجویی سفرهایش را هدایت میکند.
a tendency or need that makes one want to do something, often something considered morally wrong

میل, تمایل، خوی
a feeling of hatred and a desire to harm others, especially because of unjust treatment received

کینهتوزی, عداوت
در میان آشفتگیهای سیاسی، ملت توسط کینه و تفرقه مصرف شد، که بیشتر جمعیت را قطبی کرد.
someone who dislikes, distrusts, or hates other human beings

انسانگریز, مردمگریز
میزانتروپها معتقدند که مردم عمدتاً خودخواه، نادرست، ظالم، حریص یا غیرقابل اعتماد هستند.
someone who despises women or assumes men are much better

زنستیز
جین وقتی متوجه تمایلات زنستیزانه او شد، از معاشرت با او دست کشید.
an individual who is avoided and not liked, accepted, or respected by society or a group of people

آدم طردشده
پاریا در رمان به عنوان یک فرد منفور زندگی میکرد، جدا از جامعهای که او را رد کرده بود.
