واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - اشکال

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اشکال، مانند "مورب"، "منشور"، "بیضی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
asymmetry [اسم]
اجرا کردن

نامتقارنی

Ex: The asymmetry in the design made the building unique .

عدم تقارن در طراحی، ساختمان را منحصر به فرد کرد.

asymmetric [صفت]
اجرا کردن

نامتقارن

Ex: The asymmetric pattern on the rug added visual interest to the room , with irregular shapes and colors .

الگوی نامتقارن روی فرش، با اشکال و رنگ‌های نامنظم، جذابیت بصری به اتاق اضافه کرد.

symmetric [صفت]
اجرا کردن

متقارن

Ex: The symmetric pattern of the wallpaper repeated evenly across the wall .

الگوی متقارن کاغذ دیواری به طور یکنواخت روی دیوار تکرار شد.

geometric [صفت]
اجرا کردن

هندسی

Ex:

الگوهای هندسی بسیاری از مصنوعات فرهنگی را از منسوجات تا معماری تزئین می‌کنند.

hemisphere [اسم]
اجرا کردن

نیمکره

Ex: The planetarium displayed a 3D model of a hemisphere to explain celestial movements .

پلانتاریوم یک مدل سه‌بعدی از نیمکره را برای توضیح حرکات سماوی نمایش داد.

diagonal [صفت]
اجرا کردن

قطری (خط)

Ex: The diagonal line across the square split it into two congruent triangles .

خط مورب در سراسر مربع آن را به دو مثلث متجانس تقسیم کرد.

crescent [اسم]
اجرا کردن

هلال

Ex: The ancient coin featured a crescent and star , symbols of the civilization that minted it .

سکه باستانی دارای یک هلال و ستاره بود، نمادهای تمدنی که آن را ضرب کرده بود.

axis [اسم]
اجرا کردن

محور

Ex: The pattern was symmetrical about the vertical axis .
perimeter [اسم]
اجرا کردن

محیط (هندسه)

Ex: In her math homework , she had to calculate the perimeter of various shapes , including triangles , squares , and pentagons .

در تکالیف ریاضی خود، او مجبور بود محیط اشکال مختلف از جمله مثلث‌ها، مربع‌ها و پنج‌ضلعی‌ها را محاسبه کند.

semicircle [اسم]
اجرا کردن

نیم‌دایره

Ex: The moon appeared as a bright semicircle in the night sky .

ماه به عنوان یک نیم دایره درخشان در آسمان شب ظاهر شد.

cylinder [اسم]
اجرا کردن

استوانه

Ex: In geometry class , we learned how to calculate the volume of a cylinder using its height and base area .

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم که چگونه حجم یک استوانه را با استفاده از ارتفاع و مساحت پایه آن محاسبه کنیم.

triangular [صفت]
اجرا کردن

مثلثی

Ex:

پرچم یک الگوی مثلثی منحصر به فرد در لبه‌ها داشت.

spiral [صفت]
اجرا کردن

مارپیچ

Ex: The seashell had a beautiful spiral pattern , with each whorl gradually increasing in size .

صدف یک الگوی مارپیچی زیبا داشت، با هر حلقه به تدریج در اندازه افزایش می‌یافت.

oblong [اسم]
اجرا کردن

مستطیل دورگرد

Ex:

رایانه لوحی دارای طراحی مستطیل کشیده بود که نگه داشتن آن با یک دست را آسان می‌کرد.

oval [اسم]
اجرا کردن

بیضی

Ex: She drew an oval to represent an egg in her illustration .

او یک بیضی کشید تا یک تخم مرغ را در تصویرش نشان دهد.

pentagon [اسم]
اجرا کردن

پنج‌ضلعی

Ex: In the game , each player had to draw a perfect pentagon without the use of a ruler .

در بازی، هر بازیکن باید یک پنج‌ضلعی کامل را بدون استفاده از خط‌کش می‌کشید.

concave [صفت]
اجرا کردن

مقعر

Ex:

رامپ اسکیتبرد طراحی مقعر داشت که کنترل بهتری در حین انجام حرکات فراهم می‌کرد.

convex [صفت]
اجرا کردن

محدب

Ex:

شکل محدب تپه مکانی عالی برای غلتیدن بچه‌ها به پایین فراهم کرد.

hexagon [اسم]
اجرا کردن

شش‌ضلعی

Ex: She decided to tile her bathroom floor with hexagon-shaped tiles.

او تصمیم گرفت کف حمام را با کاشی‌های شش‌ضلعی بپوشاند.

polygon [اسم]
اجرا کردن

چندضلعی

Ex: Architects often use polygons in their designs for aesthetic and structural purposes .

معماران اغلب از چندضلعی‌ها در طراحی‌های خود برای مقاصد زیبایی‌شناختی و ساختاری استفاده می‌کنند.

octagon [اسم]
اجرا کردن

هشت‌ضلعی

Ex: The architect incorporated an octagon into the layout of the building .

معمار یک هشت‌ضلعی را در طرح ساختمان گنجاند.

conical [صفت]
اجرا کردن

مخروطی‌شکل

Ex: The conical shell housed a tiny hermit crab , its spiraled form providing protection .

پوسته مخروطی محل زندگی یک خرچنگ گوشهنشین کوچک بود، که فرم مارپیچی آن محافظت را فراهم می‌کرد.

cubic [صفت]
اجرا کردن

مکعبی

Ex: The cubic salt crystals formed naturally in the cave , sparkling in the dim light .

بلورهای نمک مکعبی به طور طبیعی در غار تشکیل شدند و در نور کم می‌درخشیدند.

curl [اسم]
اجرا کردن

مارپیچ

Ex: The artist carefully crafted each curl of the vine in the painting , adding depth and texture to the scene .

هنرمند با دقت هر حلقه از تاک را در نقاشی شکل داد، عمق و بافت را به صحنه اضافه کرد.

lozenge [اسم]
اجرا کردن

لوزی

Ex: In geometry class , she measured the angles of the lozenge .