واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - شرایط فیزیکی و آسیب‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شرایط فیزیکی و آسیب‌ها، مانند "دردناک"، "حمله"، "زخم" و غیره را که برای آزمون TOEFL لازم است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
blister [اسم]
اجرا کردن

تاول

Ex: To treat a blister , it 's important to keep it clean , avoid popping it if possible to prevent infection , and protect it with a bandage or padding .

برای درمان تاول، مهم است که آن را تمیز نگه دارید، در صورت امکان از ترکاندن آن برای جلوگیری از عفونت خودداری کنید و آن را با بانداژ یا پد محافظت کنید.

malady [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: Despite extensive testing , the exact cause of his malady remained unknown , leaving doctors perplexed .

علیرغم آزمایش‌های گسترده، علت دقیق بیماری او ناشناخته باقی ماند و پزشکان را متحیر کرد.

affliction [اسم]
اجرا کردن

درد

Ex: Despite the medication , her affliction persisted , causing constant and excruciating pain .

علیرغم دارو، رنج او ادامه یافت و باعث درد مداوم و شدید شد.

ailment [اسم]
اجرا کردن

کسالت

Ex: A healthy diet and regular exercise can prevent many common ailments .

یک رژیم غذایی سالم و ورزش منظم می‌تواند از بسیاری از بیماری‌های شایع جلوگیری کند.

concussion [اسم]
اجرا کردن

ضربه مغزی

Ex: The patient presented with symptoms of a concussion , including dizziness , confusion , and sensitivity to light , after a car accident .

بیمار پس از یک تصادف رانندگی، علائم ضربه مغزی از جمله سرگیجه، گیجی و حساسیت به نور را نشان داد.

spasm [اسم]
اجرا کردن

گرفتگی (عضله)

seizure [اسم]
اجرا کردن

تشنج

Ex: Despite taking precautions , he still experienced seizures from time to time , which made daily life challenging .

علیرغم رعایت احتیاط‌ها، او هنوز هم گاهی اوقات دچار تشنج می‌شد که زندگی روزمره را چالش‌برانگیز می‌کرد.

rupture [اسم]
اجرا کردن

پارگی

Ex: She felt a sudden sharp pain in her abdomen , fearing it was a sign of an appendix rupture .

او به طور ناگهانی درد تیزی در شکمش احساس کرد، و ترسید که این نشانه‌ای از پارگی آپاندیس باشد.

malaise [اسم]
اجرا کردن

بیمارگونگی

Ex: The doctor noted that malaise can be a nonspecific symptom indicating an underlying health issue , such as an infection or chronic illness .

پزشک خاطرنشان کرد که ناخوشی می‌تواند یک علامت غیراختصاصی باشد که نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی زمینه‌ای، مانند عفونت یا بیماری مزمن است.

trauma [اسم]
اجرا کردن

آسیب (جسمی)

Ex: The boxer suffered from severe brain trauma after receiving repeated blows to the head during the match .

بوکسور پس از دریافت ضربات مکرر به سر در طول مسابقه از تروما شدید مغزی رنج برد.

cramp [اسم]
اجرا کردن

گرفتگی (عضله)

Ex:

ورزشکاران الکترولیت می‌نوشند تا از گرفتگی جلوگیری کنند.

ulcer [اسم]
اجرا کردن

زخم

Ex: Stress and excessive use of NSAIDs were identified as contributing factors to the development of her stomach ulcer .

استرس و استفاده بیش از حد از NSAIDs به عنوان عوامل موثر در ایجاد زخم معده او شناسایی شدند.

diarrhea [اسم]
اجرا کردن

اسهال

Ex: Treatment for diarrhea often includes rehydration with fluids and electrolytes to prevent dehydration .

درمان اسهال اغلب شامل آبرسانی با مایعات و الکترولیت‌ها برای جلوگیری از کم‌آبی بدن می‌شود.

benign [صفت]
اجرا کردن

بی‌خطر (بیماری)

Ex: The specialist explained that the irregular heartbeat was benign and manageable with medication .

متخصص توضیح داد که ضربان نامنظم قلب خوش‌خیم بود و با دارو قابل کنترل است.

malignant [صفت]
اجرا کردن

بدخیم

Ex: She underwent surgery to remove the malignant growth in her lung .

او تحت عمل جراحی قرار گرفت تا رشد بدخیم در ریه‌اش را بردارد.

chronic [صفت]
اجرا کردن

مزمن (بیماری)

Ex: Despite following a strict diet , Tim 's chronic diabetes requires constant monitoring of his blood sugar levels .

علیرغم رعایت رژیم غذایی سخت، دیابت مزمن تیم نیاز به نظارت مداوم بر سطح قند خون او دارد.

cancerous [صفت]
اجرا کردن

سرطانی

Ex: The biopsy confirmed that the growth was indeed cancerous , requiring immediate intervention .

بیوپسی تأیید کرد که رشد واقعاً سرطانی بود و نیاز به مداخله فوری داشت.

contagious [صفت]
اجرا کردن

مسری

Ex: Healthcare workers take precautions to prevent the spread of contagious illnesses in hospitals .

کارکنان مراقبت‌های بهداشتی اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گسترش بیماری‌های مسری در بیمارستان‌ها انجام می‌دهند.

hereditary [صفت]
اجرا کردن

موروثی

Ex:

مطالعه بر روی بیماری‌های ارثی متمرکز بود که در برخی جمعیت‌ها شایع هستند.

congenital [صفت]
اجرا کردن

مادرزادی

Ex:

اختلال مادرزادی سارا بر رشد ستون فقرات او تأثیر گذاشت و منجر به اسکولیوز شد.

septic [صفت]
اجرا کردن

عفونی

Ex: She was prescribed strong antibiotics to combat the septic infection in her foot .

برای مبارزه با عفونت سپتیک در پایش، آنتی‌بیوتیک‌های قوی برای او تجویز شد.

terminal [صفت]
اجرا کردن

لاعلاج

Ex: Sarah 's aunt had a terminal illness that caused her health to deteriorate rapidly .

عمه سارا یک بیماری لاعلاج داشت که باعث شد سلامتی او به سرعت رو به زوال برود.

اجرا کردن

بیمارگونه

Ex: Pathological fractures occur as a result of weakened bones due to diseases like osteoporosis .

شکستگی‌های پاتولوژیک در نتیجه ضعیف شدن استخوان‌ها به دلیل بیماری‌هایی مانند پوکی استخوان رخ می‌دهد.

diabetic [صفت]
اجرا کردن

دیابتی

Ex: Maintaining a balanced diet is essential for diabetic patients to control glucose levels and promote overall health .

حفظ یک رژیم غذایی متعادل برای بیماران دیابتی ضروری است تا سطح گلوکز را کنترل کرده و سلامت کلی را ارتقا دهند.

comatose [صفت]
اجرا کردن

مربوط به کما

Ex: The medical team worked tirelessly to revive the comatose patient .

تیم پزشکی بی‌وقفه کار کرد تا بیمار در کما را احیا کند.

اجرا کردن

بدتر کردن

Ex: Their delay aggravated the traffic problem .

تأخیر آنها مشکل ترافیک را تشدید کرد.

اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: She spent her vacation at a beach resort to relax and recuperate from the stress of work .

او تعطیلات خود را در یک استراحتگاه ساحلی گذراند تا استراحت کند و از استرس کار بهبود یابد.

remission [اسم]
اجرا کردن

بهبود (علائم بیماری)

Ex: The medication helped bring her chronic illness into remission , allowing her to enjoy a higher quality of life .
pathogen [اسم]
اجرا کردن

عامل بیماری‌زا

Ex: Proper hand hygiene and sanitation practices are crucial in preventing the spread of pathogens in healthcare settings .

بهداشت مناسب دست و روش‌های بهداشتی در جلوگیری از گسترش عوامل بیماری‌زا در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم هستند.

to sustain [فعل]
اجرا کردن

در معرض چیزی قرار گرفتن

Ex: He sustained a cut on his hand while working with tools .

او در حین کار با ابزارها بر روی دستش دچار بریدگی شد.

to succumb [فعل]
اجرا کردن

مردن (به دلیل بیماری یا جراحت)

Ex: The patient is succumbing to the disease despite the doctors ' efforts .

بیمار علی‌رغم تلاش پزشکان در حال تسلیم شدن در برابر بیماری است.