واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - جرم و مجازات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره جرم و مجازات، مانند "رشوه"، "سوء استفاده"، "تهمت"، و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to violently attack someone

حمله کردن, تجاوز کردن
پلیس مظنون را به دلیل تلاش برای حمله به یک عابر پیاده دستگیر کرد.
to persuade someone to do something, often illegal, by giving them an amount of money or something of value

رشوه دادن
مقامات اجرای قانون افرادی را که در یک تحقیق جاری در تلاش برای رشوه دادن به شاهدان بودند، دستگیر کردند.
to intentionally damage something, particularly public property

(اماکن یا اموال را) تخریب کردن
هنرمندان گرافیتی در حال تخریب دیوارهای ساختمانهای تاریخی دستگیر شدند.
to make some alterations in order to make something that has been obtained illegally, especially money and currency appear legal or acceptable

پولشویی کردن
آنها پول دزدیده شده را با خرید و فروش مجدد کالاهای لوکس پولشویی کردند.
to take something for one's own use, especially illegally or without the owner's permission

تصاحب کردن, دزدیدن، بالا کشیدن
افراد غیرمجاز دیده شدند که اشیایی از منطقه محدود شده را به تصرف خود درمیآورند.
goods or items whose importation, exportation, or possession is prohibited by law

کالای قاچاق
او به دلیل تلاش برای قاچاق کالای قاچاق به کشور دستگیر شد.
to move goods or people illegally and secretly into or out of a country

قاچاق کردن
حلقه جنایت سازمان یافته در قاچاق آثار هنری دزدیده شده در مرزهای بینالمللی دخیل بود.
to cruelly or violently treat a person or an animal, especially regularly or repeatedly

بدرفتاری کردن, مورد خشونت قرار دادن
معلمان آموزش دیدهاند تا نشانههای قلدری را تشخیص دهند و زمانی که دانشآموزان همسالان خود را آزار میدهند، مداخله کنند.
to gain money, property, or some advantage by threatening someone

باج گرفتن
مجرم هنگام تلاش برای اخاذی از یک تاجر دستگیر شد.
to illegally take someone away, especially by force or deception

آدمربایی کردن, ربودن
آدمربا به تلاش برای ربودن یک کودک به منظور دریافت باج متهم شد.
to use deceit in order to deprive someone of their money or other possessions

کلاهبرداری کردن
او با متقاعد کردن همسایه سالخوردهاش برای امضای سند خانهاش تحت عنوانهای دروغین، کلاهبرداری کرد.
to cooperate secretly or illegally for deceiving other people

تبانی کردن, توطئه چیدن، ساختوپاخت کردن
برای کسبوکارها غیرقانونی است که با یکدیگر تبانی کنند تا قیمتها را دستکاری یا بازارها را کنترل کنند.
to make secret plans with other people to commit an illegal or destructive act

توطئه کردن
مقامات اجرای قانون یک توطئه را کشف کردند که در آن مجرمان برای قاچاق مواد غیرقانونی توطئه میکردند.
the act of stealing funds that are placed in one's trust and belong to one's employer

اختلاس
اختلاس شامل گرفتن غیرقانونی پول یا اموال توسط کسی است که مسئول مراقبت از آن است، مانند یک کارمند یا مقام دولتی.
to enter someone's land or building without permission

غیرقانونی وارد ملکی شدن, بدون اجازه وارد شدن
کوهنوردان نمیدانستند که آنها به طور غیرقانونی وارد زمین حفاظت شده شدهاند تا زمانی که توسط نگهبانان پارک مورد بازجویی قرار گرفتند.
the act of violently stealing a car while someone is inside it

سرقت ماشین (با سرنشین)
اخبار از یک سرقت ماشین با خشونت دراماتیک که چندین مظنون در آن دخیل بودند گزارش داد.
a minor crime or misdeed, especially of a young person

بزهکاری
افزایش بزهکاری جوانان جامعه را بر آن داشته تا برنامههای بیشتری برای مداخله زودهنگام و حمایت از نوجوانان در معرض خطر توسعه دهد.
someone who has committed or has been legally found guilty of a serious crime

مجرم, تبهکار
جامعه نگران حضور یک مجرم شناخته شده در محله خود بود.
someone who helps another to commit a crime or do a wrongdoing

همدست, شریک جرم
محققان شواهدی را کشف کردند که او را به جرم مرتبط میکرد و نقش او را به عنوان همدست تثبیت کرد.
an action that is considered wrong or unacceptable yet not very serious

بزه, تخطی
برخلاف جنایات، تخلفات معمولاً منجر به مجازاتهای سبکتری مانند جریمه یا زندان کوتاهمدت میشوند.
a serious crime such as arson, murder, rape, etc.

جنایت
متهم به چندین جنایت از جمله سرقت مسلحانه و حمله با سلاح کشنده متهم شد.
the act of one person killing another, whether lawfully or unlawfully

قتل, آدمکشی
او پس از حادثه مرگبار به قتل متهم شد.
a mass murder committed in order to destroy a particular nation, religious or ethnic group, or race

نسلکشی
جامعه بینالمللی نسلکشی در رواندا را در اوایل دهه 1990 محکوم کرد.
an act of violently stealing something valuable, especially from a shop or bank

سرقت مسلحانه
پلیس پس از سرقت جواهرات، مجرمان را دستگیر کرد.
the act of stealing something from someone, especially without breaking into a building

سرقت, دزدی، دستبرد
دزدی از فروشگاهها یک شکل رایج دزدی است.
the offense of telling lies in a court of law after you have vowed to tell the truth

شهادت دروغ
شهادت دروغ میتواند منجر به حکم زندان شود.
someone who commits a series of murders in a similar pattern

قاتل زنجیرهای
او به عنوان یک قاتل زنجیرهای محکوم شد.
the action of keeping someone in a closed space, prison, etc., usually by force

حبسکردن, حصرکردن، قرنطینهکردن
زندانیان با حبس سخت در سلولهای امنیتی بالا روبرو میشوند.
the act of suggesting that someone is guilty, particularly of a crime

متهمسازی
او میترسید که بیانیهاش منجر به اتهام شود.
to arrest someone

دستگیر کردن
با مدارک محدود، برای کارآگاهان چالشبرانگیز بود که دستگیر کنند مغز متفکر پشت این طرح را.
to send someone accused of a crime to the place where the crime happened or where they are wanted for legal matters

استرداد کردن
دولت خواستار استرداد قاچاقچی بینالمللی مواد مخدر برای محاکمه به دلیل قاچاق مواد مخدر شد.
to officially hold someone in a place, such as a jail, and not let them go

دستگیر کردن, بازداشت کردن
پلیس تصمیم گرفت مظنون را برای بازجویی بیشتر بازداشت کند.
the act of putting or keeping someone in captivity

حبس, حبسکردن
زندانی شدن او به او فرصت داد تا درباره انتخابهایی که در زندگی انجام داده بود فکر کند.
to force someone to live away from their native country, usually due to political reasons or as a punishment

تبعید کردن
پادشاه تصمیم گرفت خائن را تبعید کند و از بازگشت او به پادشاهی جلوگیری کند.
relating to the enforcement of rules or the correction of behavior

انضباطی, جزایی، انتظامی، کیفری
کارمندان به دلیل تخلف از سیاستهای شرکت مشمول اقدامات انضباطی میشوند.
to officially take away something from someone, usually as punishment

مصادره کردن, توقیف کردن
مقامات میتوانند اموال به دست آمده از طریق فعالیتهای غیرقانونی را به عنوان بخشی از مجازاتهای قانونی ضبط کنند.
to kill someone, especially as a legal penalty

اعدام کردن
در برخی کشورها، افرادی که به جرمهای خاصی محکوم میشوند ممکن است با مجازات اعدام روبرو شوند و دولت ممکن است تصمیم به اعدام آنها بگیرد.
to no longer be able to access a right, property, privilege, etc. as a result of violating a law or a punishment for doing something wrong

از دست دادن (مالکیت، حق یا امتیاز قانونی), جریمه دادن
ورزشکار ممکن است به دلیل دوپینگ در طول مسابقه مدال خود را از دست بدهد.
