واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - جنایت و مکافات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره جرم و مجازات، مانند "رشوه"، "سوء استفاده"، "تهمت"، و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
to assault [فعل]
اجرا کردن

حمله کردن

Ex: The suspect was arrested for assaulting a fellow inmate in prison .

مظنون به دلیل حمله به یک همبندی در زندان دستگیر شد.

to bribe [فعل]
اجرا کردن

رشوه دادن

Ex: The businessman resorted to bribing competitors ' employees to gain insider information .

تاجر به رشوه دادن به کارکنان رقبا متوسل شد تا اطلاعات داخلی به دست آورد.

اجرا کردن

(اماکن یا اموال را) تخریب کردن

Ex: Authorities urged citizens to report any incidents of people attempting to vandalize public monuments .

مقامات از شهروندان خواستند تا هرگونه حادثه‌ای از تلاش افراد برای تخریب بناهای عمومی را گزارش دهند.

to launder [فعل]
اجرا کردن

پول‌شویی کردن

Ex: He has laundered millions of dollars by using offshore accounts .

او با استفاده از حساب‌های خارجی میلیون‌ها دلار پولشویی کرده است.

اجرا کردن

تصاحب کردن

Ex: The government was criticized for appropriating land without consulting the local communities .

دولت به دلیل تصرف زمین بدون مشورت با جوامع محلی مورد انتقاد قرار گرفت.

contraband [اسم]
اجرا کردن

کالای قاچاق

Ex: The contraband was disguised as legal merchandise to evade detection .

قاچاق به عنوان کالای قانونی استتار شده بود تا از تشخیص جلوگیری شود.

to smuggle [فعل]
اجرا کردن

قاچاق کردن

Ex: Smugglers attempted to smuggle a large quantity of narcotics across the border .

قاچاقچیان سعی کردند مقدار زیادی مواد مخدر را از مرز قاچاق کنند.

to abuse [فعل]
اجرا کردن

بدرفتاری کردن

Ex: Animal cruelty laws exist to prevent individuals from abusing animals .

قوانین ضد ظلم به حیوانات برای جلوگیری از سوء استفاده افراد از حیوانات وجود دارند.

اجرا کردن

باج گرفتن

Ex: They threatened to blackmail the company unless demands were met .
to abduct [فعل]
اجرا کردن

آدم‌ربایی کردن

Ex: Last week , the extremists unexpectedly abducted a prominent activist .

هفته گذشته، افراط‌گرایان به طور غیرمنتظره‌ای یک فعال برجسته را ربودند.

to swindle [فعل]
اجرا کردن

کلاهبرداری کردن

Ex: The fraudulent contractor swindled homeowners by accepting payment for repairs that were never completed .

پیمانکار متقلب با قبول پرداخت برای تعمیراتی که هرگز تکمیل نشدند، صاحبان خانه را فریب داد.

to collude [فعل]
اجرا کردن

تبانی کردن

Ex: The investigation uncovered evidence that the executives had colluded to deceive shareholders and inflate company profits .

تحقیقات شواهدی را آشکار کرد که مدیران برای فریب سهامداران و افزایش سود شرکت تبانی کرده بودند.

to conspire [فعل]
اجرا کردن

توطئه کردن

Ex: Individuals caught conspiring to commit terrorism may face severe legal consequences .

افرادی که در حال توطئه برای ارتکاب اقدامات تروریستی دستگیر شوند ممکن است با پیامدهای قانونی شدیدی روبرو شوند.

اجرا کردن

اختلاس

Ex: The CEO resigned in disgrace after an internal audit revealed widespread embezzlement of corporate assets .

مدیر عامل پس از آنکه حسابرسی داخلی اختلاس گسترده دارایی‌های شرکت را آشکار کرد، با خفت استعفا داد.

to trespass [فعل]
اجرا کردن

غیرقانونی وارد ملکی شدن

Ex:

نگهبان امنیت متجاوز را در حال تجاوز به منطقه محدود شده گرفت و فوراً او را از محل خارج کرد.

carjacking [اسم]
اجرا کردن

سرقت ماشین (با سرنشین)

Ex: He was a victim of a carjacking but managed to escape unharmed .

او قربانی یک سرقت ماشین شد اما توانست بدون آسیب فرار کند.

delinquency [اسم]
اجرا کردن

بزهکاری

Ex: The court 's juvenile division handles cases of delinquency , focusing on rehabilitation rather than punishment for young offenders .

بخش نوجوانان دادگاه به پرونده‌های بزهکاری رسیدگی می‌کند، با تمرکز بر بازپروری به جای مجازات برای جوانان خاطی.

felon [اسم]
اجرا کردن

مجرم

Ex: Amanda 's conviction for arson resulted in her being labeled a felon and serving a lengthy prison sentence .

محکومیت آماندا به جرم آتش‌سوزی عمدی منجر به برچسب مجرم خوردن او و تحمل یک حکم زندان طولانی شد.

accomplice [اسم]
اجرا کردن

هم‌دست‌

Ex: The detectives suspected that he had an accomplice who helped him plan the crime .

کارآگاهان مشکوک بودند که او یک همدست دارد که به او در برنامه‌ریزی جرم کمک کرده است.

misdemeanor [اسم]
اجرا کردن

بزه

Ex: The judge emphasized that while a misdemeanor is less severe than a felony , it can still have serious legal consequences .

قاضی تأکید کرد که اگرچه جرم کوچک از جنایت کمتر جدی است، اما همچنان می‌تواند عواقب قانونی جدی داشته باشد.

felony [اسم]
اجرا کردن

جنایت

Ex: Conviction of a felony often results in severe penalties , including long-term imprisonment and significant fines .

محکومیت به جنایت اغلب منجر به مجازات‌های شدید می‌شود، از جمله حبس طولانی‌مدت و جریمه‌های قابل توجه.

homicide [اسم]
اجرا کردن

قتل

Ex: The detective reviewed past homicides to find patterns .

کارآگاه قتل‌های گذشته را بررسی کرد تا الگوها را پیدا کند.

genocide [اسم]
اجرا کردن

نسل‌کشی

Ex: The Armenian genocide is recognized by many countries and organizations as a tragic event in the early 20th century .

نسل‌کشی ارمنی توسط بسیاری از کشورها و سازمان‌ها به عنوان یک رویداد غم‌انگیز در اوایل قرن بیستم شناخته شده است.

heist [اسم]
اجرا کردن

سرقت مسلحانه

اجرا کردن

دستگیر کردن

Ex: The authorities successfully apprehended individuals connected to a major drug trafficking ring .

مقامات با موفقیت افرادی را که به یک شبکه بزرگ قاچاق مواد مخدر مرتبط بودند دستگیر کردند.

اجرا کردن

استرداد کردن

Ex: Despite attempts to resist , the accused was extradited to the United States to face charges of cybercrime .

علیرغم تلاش‌ها برای مقاومت، متهم به ایالات متحده تحویل داده شد تا با اتهامات جرایم سایبری روبرو شود.

to detain [فعل]
اجرا کردن

دستگیر کردن

Ex: Border security may detain individuals without proper documentation at the airport .

امنیت مرزی می‌تواند افراد بدون مدارک مناسب را در فرودگاه بازداشت کند.

اجرا کردن

حبس

Ex: Many activists are pushing for alternatives to incarceration for non-violent offenders .

بسیاری از فعالان در حال فشار برای جایگزین‌هایی برای زندانی کردن مجرمان غیرخشونت‌آمیز هستند.

to exile [فعل]
اجرا کردن

تبعید کردن

Ex: The traitorous general was exiled as a consequence of his attempt to overthrow the government .

ژنرال خائن به عنوان نتیجه تلاشش برای سرنگونی دولت تبعید شد.

اجرا کردن

انضباطی

Ex: The military has a strict disciplinary code to maintain order and obedience .

ارتش یک کد انضباطی سختگیرانه برای حفظ نظم و اطاعت دارد.

اجرا کردن

مصادره کردن

Ex: Law enforcement successfully confiscated vehicles used in the commission of crimes .

مقامات قانونی با موفقیت وسایل نقلیه مورد استفاده در ارتکاب جرایم را ضبط کردند.

to execute [فعل]
اجرا کردن

اعدام کردن

Ex: Despite international outcry , the government proceeded to execute the political dissident , sparking widespread protests .

علیرغم اعتراضات بین‌المللی، دولت اقدام به اعدام مخالف سیاسی کرد که منجر به اعتراضات گسترده شد.

to forfeit [فعل]
اجرا کردن

از دست دادن (مالکیت، حق یا امتیاز قانونی)

Ex: The court successfully forfeited the individual 's property as part of the legal penalty .

دادگاه با موفقیت اموال فرد را به عنوان بخشی از مجازات قانونی مصادره کرد.