نانآوری کردن
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به کسب درآمد با مثالهایی مانند "شغل عالی" و "نانآور خانه بودن".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
نانآوری کردن
منبع درآمد
در حد بخورنمیر درآمد داشتن
با مخارج سر کردن
از عهده مخارج اولیه خود برآمدن
نان بخور و نمیری در آوردن
پول زیاد به چنگ آوردن
پول حسابی به جیب زدن
پول زیادی به جیب زدن
پول پارو کردن
از راه غلط پول به جیب زدن
کاری راحت ولی پرسود
کاری آسان ولی پردرآمد
اگر او بورسیه را دریافت کند، به او کمک میکند تا به رویای خود برای شغل عالی در صنعت مد دست یابد.
شغل کمزحمت
توانایی در کسب درآمد از هر چیزی
اگر او مسئولیت پروژه را بر عهده بگیرد، ممکن است لمس میداس خود را به همراه آورد و آن را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کند.
(در بورس سهام) خرید و فروش کردن
تشویقی دادن برای ادامه همکاری
او به دلیل جذابیت دستبندهای طلایی بیشتر از آنچه میخواست در شرکت ماند.
پاداش اخراج یا انقضای قرارداد
مدیرعامل یک چتر طلایی در قرارداد خود مذاکره کرد تا امنیت مالی را در صورت تصاحب شرکت تضمین کند.
پاداش بازنشستگی
مدیرعامل بازنشسته یک دست طلایی مجلل به عنوان نشانه ای از قدردانی برای خدمت طولانی خود به شرکت دریافت کرد.
مستمریبگیر