کار و پول - جهان کسب و کار
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "چرخش یک ترفند" و "رویکرد شاتگان" به دنیای تجارت در انگلیسی مرتبط هستند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
a broad marketing strategy that uses multiple tactics to reach a wide audience, but without a clear understanding of the target market, leading to a less effective use of resources

بازاریابی بیهدف, رویکرد پراکنده
بازاریابی بیهدف آنها به افراد زیادی رسید، اما مشتریهای بسیار کمی جذب کرد.
a business that produces a great deal of profit

کسبوکار پرسود, تجارت سودده
سرمایهگذاران رستوران را یک کسبوکار پرسود میدیدند، نه فقط یک پروژه از سر علاقه.
to have a busy business, selling a lot of goods or services

حسابی فروش داشتن, کسبوکار سکه بودن
دستفروشها با نوشیدنیهای خنک کسبوکارشان سکه بود.
used to refer to something, particularly a bank account, that is providing one with a considerable amount of profit

سودده, در سودآوری
به لطف فروش ثابت، حساب در تمام سال در سودآوری ماند.
the amount that was profited or lost in an organization or company after everything was calculated

سود خالص, درآمد خالص
فروشگاه جدید درآمد خالص شرکت را در این فصل بالا برد.
to engage in sexual activities in exchange for money

تنفروشی کردن, در ازای پول رابطه جنسی داشتن
اعتراف کرد وقتی جایی برای رفتن نداشت، تنفروشی کرده بود.
a valuable or significant discovery, often resulting in financial gain or success

کشف ارزشمند, به گنج رسیدن
پروندههای قدیمی برای تحقیقات مثل رسیدن به گنج بود.
(especially of a business) having a physical, real-world location

دارای فروشگاه حضوری, دارای شعبه حضوری
مشتریان برای تصمیمهای مهم هنوز به بانکهایی که شعبه حضوری دارند بیشتر اعتماد میکنند.
the minimum staff required for a business to run at a basic level

حداقل نیروی کار, نیروی حداقلی
در تعطیلات آخر هفته با حداقل نیروی کار فعالیت میکنیم.
the service that is available only at certain times or under certain conditions

خدمات محدود, سرویس حداقلی
بیمارستان در طول اعتصاب فقط خدمات محدود ارائه میداد.
a business, product, or activity that generates a lot of profit

مرغ تخمطلا, کسبوکار پولساز
برای شرکت، اپلیکیشن ورزشی بزرگترین مرغ تخمطلایش است.
used for saying that one has more than enough money, usually gained in a transaction

با سود در جیب, با پول اضافه
قبضها را پرداخت کردیم و باز هم آخر ماه پول اضافه داشتیم.
to start working seriously
![to [do] a roaring (trade|business) to [do] a roaring (trade|business)](/assets/img/no-pic-260w.png)