مبلغ ناچیز
او زمان و تلاش زیادی را در پروژه سرمایهگذاری کرد اما در نهایت با حقوقی مواجه شد که مانند پول خرد بود.
به اصطلاحات انگلیسی در مورد قیمت و پول شیرجه بزنید، مانند "شکستن بانک" و "سنت قرمز".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مبلغ ناچیز
او زمان و تلاش زیادی را در پروژه سرمایهگذاری کرد اما در نهایت با حقوقی مواجه شد که مانند پول خرد بود.
یک قران
سهام شرکت سقوط کرد، و سرمایهگذاران بدون حتی یک پول سرخ از سرمایهگذاری اولیه خود ماندند.
پول زیاد
عروسی پر زرق و برقی که برنامه ریزی کرده بودند در نهایت مقداری کوچک از ثروت هزینه برداشت، اما آنها می خواستند که این یک رویداد به یاد ماندنی باشد.
چندرغاز
بسیار ارزان
ارزان و خوب
مناسب عامه مردم با هر بودجهای
خرج اضافه
پرهزینه و بیفایده
عمارت گسترده او پس از بازنشستگی به یک فیل سفید تبدیل شد.
قیمت کمرشکن
به قیمت گزاف
ورشکسته شدن
قیمت سر گردنه
هزینه پارکینگ در این رویداد یک سرقت در روز روشن بود که باعث ناامیدی شرکتکنندگان از هزینههای سرسامآور شد.
قیمت را بالا کشیدن
پول قلمبه
مفت بودن (استعاری)
گران فروختن