با صرفه جویی زندگی کردن
کشف عبارات اصطلاحی انگلیسی مربوط به خرج کردن یا پسانداز پول با مثالهایی مانند "پول بیشتر از عقل داشتن" و "با پول بازی کردن".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با صرفه جویی زندگی کردن
به اندازه جیب خود خرج کردن
آفتابه خرج لحیم کردن
پولخور
دولت به شدت در پروژه زیرساخت سرمایهگذاری کرد، اما معلوم شد که یک سیاهچاله با کمترین سود ملموس برای عموم است.
بیشتر از وسع خود خرج کردن
کنترلشده خرج کردن
پول در جیب کسی بند نشدن
ولخرجی کردن
حیف و میل کردن
پسانداز
شرکت کارمندان را تشویق میکند تا در یک طرح بازنشستگی برای پسانداز خود سرمایهگذاری کنند.
فرد ولخرج
او مانند یک ولخرج بزرگ در طول خریدهایش رفتار کرد، لباسهای طراحی شده و جواهرات گرانقیمت خریداری کرد.
حساب دخلوخرج خود را داشتن
بی پروا خرج کردن
چیز هزینهبر
خانه قدیمی که خریدند به یک چاه پول تبدیل شد، زیرا نیاز به تعمیرات و بازسازی مداوم داشت.
از خرج و مخارج کاستن