موفقیت - تقویت و بهبود
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به تقویت و بهبود با مثال هایی مانند "back on the rails" و "on the mend".
مرور
فلشکارتها
آزمون
to have a very successful outcome, often despite initial challenges or difficulties

خوب از آب در آمدن, نتیجه خوبی دادن
با وجود همه تأخیرها، مراسم باز هم خوب از آب درآمد.
to take time to recover, heal, or regain strength after a difficult or painful experience

زخمها را التیام دادن, خود را جمعوجور کردن
بعد از جدایی، چند روز خانه ماند تا زخمهایش را التیام بدهد.
a sudden and significant change, improvement, or increase

پیشرفت چشمگیر, جهش بزرگ
ترفیع او یک پیشرفت چشمگیر در مسیر شغلیاش بود.
to make effort to fix all the small problems of something, such as an activity or project

ایرادهای جزئی را برطرف کردن, ریزهکاریها را درست کردن
چند هفته دیگر لازم داریم تا ایرادهای جزئی را برطرف کنیم.
slowly becoming successful again after a period of constant failure

دوباره روی روال افتادن, کمکم جان گرفتن
پروژه دو بار شکست خورد، اما حالا به نظر میرسد دوباره روی روال افتاده است.
gaining more popularity, power, or influence

رو به اوج, در حال محبوب یا قدرتمند شدن
این روزها شرکتهای رسانه دیجیتال رو به اوج هستند.
in a state of moving or progressing rapidly, particularly with regards to one's career, success, or lifestyle

با سرعت پیش رفتن, در مسیر پیشرفت سریع
استارتاپ بعد از جذب سرمایهگذاران بزرگ در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفته است.
returning to the right path after a failure, mistake, etc.

به روال عادی برگشتن, دوباره سر و سامان گرفتن
او سخت تلاش کرد تا درسش دوباره به روال عادی برگردد.
in a process of recovering or improving from a failure or setback

رو به پیشرفت, کمکم بهتر شدن
پروژه بعد از شروعی سخت، رو به پیشرفت است.
the final small detail added to complete and improve something, giving it a polished, finished quality

ریزهکاریهای آخر, جزئیات نهایی
کمی موسیقی، جزئیات نهایی ویدئو را کامل کرد.
something extra that is added to something that is already good in order to make it perfect

نورعلینور, تکمیلکننده خوبیها
گرفتن جایزه برای آن پروژه موفق، نورعلینور بود.
the final adjustment to something already good or satisfactory just to make it perfect

نورعلینور, مزیت دوچندان
بعد از ترفیعش، گرفتن دفتر دونبش یک مزیت دوچندان بود.
