صورتغذا
منو انواع مختلفی از غذاهای بینالمللی را ارائه میدهد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد رستوران ها و غذا، مانند "منو"، "سفارش" و "فست فود" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
صورتغذا
منو انواع مختلفی از غذاهای بینالمللی را ارائه میدهد.
سفارش
پیشخدمت سفارش ما را گرفت و رفت تا میز دیگری را سرو کند.
پاستا
من پاستا پختم و آن را با روغن زیتون و گیاهان تازه مخلوط کردم.
فستفود
من سعی میکنم از فست فود اجتناب کنم، اما گاهی هوس یک برگر میکنم.
همبرگر
همبرگر این رستوران در شهر معروف است.
هاتداگ
ما در طول سفر کمپینگمان هات داگها را روی آتش پختیم.
سوسیس
او در یک روز سرد سوپ سوسیس و لوبیا درست کرد.
نخودفرنگی
ما یک کیسه نخود فرنگی منجمد برای وعدههای غذایی سریع خریدیم.
لوبیا
او برنج و لوبیا را برای یک وعده غذایی ساده پخت.
قارچ
عمویم یک سس خوشمزه از قارچ و آویشن برای همراهی با گوشتهای کبابی درست کرد.
رشتهفرنگی
من از یک کاسه آرامشبخش سوپ مرغ با نودل در یک عصر سرد لذت بردم.
دسر
او برای دسر یک پودینگ برنج سنتی آماده کرد.
هات چاکلت
او خامه فرموده و مارشملو را به شکلات داغ خود اضافه کرد.
پای (نوعی کیک)
ما یک پای اسفناج و پنیر فتا برای مهمان گیاهخوارمان پختیم.
سس
ما رول های بهاری خود را در یک سس شیرین و تر فرو بردیم.
نان تست
من نان تست خود را سوزاندم چون آن را برای مدت خیلی طولانی در توستر گذاشتم.
خوشمزه
غذای این رستوران خوشمزهترین در شهر است.
مزه
پنیر طعمی خامهای داشت که با شراب همخوانی داشت.
تازه
او با موز تازه و بلوبری یک اسموتی درست کرد.
نمکی
او مقداری پنیر فتا شور روی سالاد پاشید.
شیرین
او کمی عسل به چایش اضافه کرد تا آن را شیرین کند.
غذای ناسالم
او تصمیم گرفت از غذای ناسالم اجتناب کند و شروع به خوردن غذای خانگی بیشتر کرد.
چیپس
او نمیتوانست از جویدن چیپس سیبزمینی دست بکشد.
میانوعده
او اغلب بین صبحانه و ناهار یک میان وعده میخورد تا گرسنگی را برطرف کند.
سفارش دادن
او یک لاته برای بیرونبر از کافیشاپ سفارش داد.
سرو کردن (غذا و...)
آنها در جمع بعدازظهر چای را در ظروف چینی نازک سرو کردند.
مزه
طعم کیک او را به یاد دستور پخت مادربزرگش انداخت.
ترش
آب لیمو برای او خیلی ترش بود که مستقیم بنوشد.
سرخ کردن
او تماشا کرد که مادربزرگش سیبزمینیها را سرخ میکند.
شکلات تلخ
او شکلات تلخ را روی توت فرنگیها ریخت.
کافیشاپ
او در گوشهای از کافیشاپ نشسته بود و کتاب میخواند.