فهرست واژگان سطح A2 - وسایل و ابزار خانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره لوازم خانگی و دستگاه ها، مانند "ساعت زنگ دار"، "ماشین ظرفشویی" و "بخاری"، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
alarm clock [اسم]
اجرا کردن

ساعت زنگ‌دار

Ex: She tapped the alarm clock to silence the beeping noise .

او روی زنگ هشدار ضربه زد تا صدای بوق را خاموش کند.

equipment [اسم]
اجرا کردن

تجهیزات

Ex: The laboratory is equipped with scientific equipment for conducting experiments .

آزمایشگاه به تجهیزات علمی برای انجام آزمایش‌ها مجهز است.

device [اسم]
اجرا کردن

ابزار

Ex: The teacher used an interactive device to engage students in the lesson .

معلم از یک دستگاه تعاملی برای درگیر کردن دانش‌آموزان در درس استفاده کرد.

loudspeaker [اسم]
اجرا کردن

بلندگو

Ex: The police officer used a loudspeaker to give instructions to the crowd .

مامور پلیس از یک بلندگو برای دادن دستورالعمل‌ها به جمعیت استفاده کرد.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

dishwasher [اسم]
اجرا کردن

ماشین ظرف‌شویی

Ex: The dishwasher 's control panel has intuitive buttons for easy operation .

پنل کنترل ماشین ظرفشویی دارای دکمه‌های شهودی برای کاربرد آسان است.

اجرا کردن

ماشین لباس‌شویی

Ex: The washing machine has different settings for different types of fabrics .

ماشین لباسشویی تنظیمات مختلفی برای انواع مختلف پارچه دارد.

oven [اسم]
اجرا کردن

فر

Ex: The oven 's temperature knob can be adjusted for precise cooking .

دکمه دمای فر را می‌توان برای پخت دقیق تنظیم کرد.

اجرا کردن

قهوه‌ساز

Ex: The coffee maker makes a sound when the brewing process is complete .

قهوه ساز وقتی فرآیند دم کردن کامل می‌شود صدا می‌دهد.

اجرا کردن

آون توستر

Ex: They bought a toaster oven with a digital display for precise cooking .

آنها یک اجاق توستر با نمایشگر دیجیتال برای پخت دقیق خریداری کردند.

اجرا کردن

دستگاه تهویه هوا

Ex: The air conditioner 's remote control allows you to adjust the temperature from a distance .

کنترل از راه دور کولر گازی به شما امکان می‌دهد دما را از راه دور تنظیم کنید.

heater [اسم]
اجرا کردن

بخاری

Ex: The heater 's thermostat controls the temperature .

ترموستات بخاری دما را کنترل می‌کند.

radio [اسم]
اجرا کردن

رادیو

Ex: They turned off the radio when they went to sleep .

آنها رادیو را خاموش کردند وقتی به خواب رفتند.

telephone [اسم]
اجرا کردن

تلفن

Ex: The telephone rang , but no one answered .

تلفن زنگ خورد، اما کسی جواب نداد.

line [اسم]
اجرا کردن

خط تلفن

Ex: She placed the receiver back on the phone and hung up the line .

او گوشی را دوباره روی تلفن گذاشت و خط را قطع کرد.

hair dryer [اسم]
اجرا کردن

سشوار

Ex: The hair dryer has different heat settings for styling .

سشوار دارای تنظیمات حرارتی مختلف برای حالت دادن است.

fan [اسم]
اجرا کردن

پنکه

Ex:

پنکه برقی یک وسیله ضروری در آب و هوای گرم و مرطوب است.

اجرا کردن

جاروبرقی

Ex: The old vacuum cleaner stopped working , so we bought a new one .

جاروبرقی قدیمی از کار افتاد، بنابراین یک جدید خریدیم.

iron [اسم]
اجرا کردن

اتو

Ex: The iron is hot , so be careful when touching it .

اتو داغ است، بنابراین در هنگام لمس آن مراقب باشید.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

اجرا کردن

حسگر دود

Ex: The smoke detector is sensitive to smoke and can detect fires at an early stage .

دتکتور دود به دود حساس است و می‌تواند آتش‌سوزی را در مراحل اولیه تشخیص دهد.

to turn on [فعل]
اجرا کردن

روشن کردن

Ex:

میتوانید به من کمک کنید تلویزیون را روشن کنم؟ کنترل از راه دور را پیدا نمیکنم.

to turn off [فعل]
اجرا کردن

خاموش کردن

Ex: Don't forget to turn off the TV when you're finished watching it.

فراموش نکنید که تلویزیون را خاموش کنید وقتی تماشای آن تمام شد.

to work [فعل]
اجرا کردن

کار کردن

Ex: My phone works fine after the update .

تلفن من بعد از به‌روزرسانی کار می‌کند.

broken [صفت]
اجرا کردن

خراب

Ex: A broken lock prevented access to the storage room .
to use [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The sharp blade makes the knife easy to use for chopping vegetables .

تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده می‌کند.

system [اسم]
اجرا کردن

سیستم

Ex: The recycling system in the neighborhood separates paper , plastic , and glass .

سیستم بازیافت در محله کاغذ، پلاستیک و شیشه را جدا می‌کند.

to repair [فعل]
اجرا کردن

تعمیر کردن

Ex: The mechanic will repair my car 's engine tomorrow .

مکانیک فردا موتور ماشین من را تعمیر خواهد کرد.

flashlight [اسم]
اجرا کردن

چراغ‌قوه

Ex: We used the flashlight to look for lost keys in the yard .

ما از چراغ قوه برای جستجوی کلیدهای گمشده در حیاط استفاده کردیم.

carpet [اسم]
اجرا کردن

فرش

Ex: The Persian carpet in the living room adds elegance and style to the space .

فرش ایرانی در اتاق نشیمن به فضا زیبایی و سبک می‌بخشد.

furniture [اسم]
اجرا کردن

مبلمان

Ex: We bought new furniture for our bedroom , including a bed and a wardrobe .

ما مبلمان جدیدی برای اتاق خوابمان خریدیم، از جمله یک تخت و یک کمد.