فهرست واژگان سطح A2 - صفات متضاد

در اینجا شما برخی از صفات ضروری انگلیسی و متضادهای آنها مانند "باهوش و غیر باهوش"، "مراقب و بی دقت" را که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

اجرا کردن

احمق

Ex:

او اغلب به اشتباه کم‌هوش تلقی می‌شود چون ساکت است.

pleasant [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: The picnic by the river was a pleasant way to spend the afternoon .

پیک نیک کنار رودخانه روشی لذت بخش برای گذراندن بعدازظهر بود.

unpleasant [صفت]
اجرا کردن

ناخوشایند

Ex: The room was filled with an unpleasant smell from the garbage .

اتاق پر از بوی ناخوشایند زباله بود.

careful [صفت]
اجرا کردن

مراقب

Ex: You need to be careful when handling fragile items .

شما باید در هنگام جابجایی وسایل شکننده مراقب باشید.

careless [صفت]
اجرا کردن

بی‌ملاحظه

Ex: Her careless spending led to financial problems .

خرج‌کردهای بی‌دقت او به مشکلات مالی منجر شد.

polite [صفت]
اجرا کردن

مؤدب

Ex: The polite tourist asked for directions in a respectful manner .

گردشگر مؤدب به صورت محترمانه راهنمایی خواست.

impolite [صفت]
اجرا کردن

بی‌ادب

Ex: The customer was impolite to the store clerk for no reason .

مشتری بدون دلیل با فروشنده بی‌ادب بود.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

unfriendly [صفت]
اجرا کردن

نامهربان

Ex: The unfriendly cat hissed at anyone who tried to pet it .

گربه غیردوستانه به هر کسی که سعی می‌کرد آن را نوازش کند، هیس می‌کرد.

usual [صفت]
اجرا کردن

همیشگی

Ex: The usual hours of operation are from 9 AM to 5 PM .

ساعات کار معمول از 9 صبح تا 5 بعدازظهر است.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

lucky [صفت]
اجرا کردن

خوش‌شانس

Ex: We were lucky that the rain stopped just as the event started .

ما خوش‌شانس بودیم که باران دقیقاً وقتی رویداد شروع شد، قطع شد.

unlucky [صفت]
اجرا کردن

بدشانس

Ex: The team has been unlucky this season with several injuries .

تیم این فصل با چندین مصدومیت بدشانس بوده است.

complete [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: This book is a complete guide to gardening .

این کتاب یک راهنمای کامل برای باغبانی است.

incomplete [صفت]
اجرا کردن

ناقص

Ex: The puzzle is incomplete because it 's missing a piece .

پازل ناقص است زیرا یک قطعه کم دارد.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: They have a healthy relationship with lots of communication and respect .

آنها یک رابطه سالم با ارتباطات و احترام زیاد دارند.

unhealthy [صفت]
اجرا کردن

ناسالم

Ex: Staying up late every night is unhealthy and can affect your performance at work .

هر شب دیر بیدار ماندن برای سلامتی مضر است و می‌تواند بر عملکرد شما در کار تأثیر بگذارد.

popular [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex: She 's the most popular student in her grade .

او محبوب‌ترین دانش‌آموز در کلاس خود است.

unpopular [صفت]
اجرا کردن

نامحبوب

Ex: The decision to increase taxes was unpopular among the citizens .

تصمیم افزایش مالیات در میان شهروندان محبوب نبود.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

unsafe [صفت]
اجرا کردن

ناامن

Ex: The playground equipment became unsafe after years of neglect and damage .

تجهیزات زمین بازی پس از سال‌ها بی‌توجهی و آسیب ناامن شد.

well [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex:

او پس از یک هفته استراحت و بهبودی، به اندازه کافی خوب احساس می‌کرد تا به کار بازگردد.

unwell [صفت]
اجرا کردن

ناخوش

Ex: The kitten was unwell and refused to eat its food .

بچه گربه مریض بود و از خوردن غذایش خودداری کرد.

important [صفت]
اجرا کردن

مهم

Ex: Conserving water is important for the sustainable use of natural resources .

صرفه‌جویی در آب برای استفاده پایدار از منابع طبیعی مهم است.

unimportant [صفت]
اجرا کردن

بی‌اهمیت

Ex: His unkind words were unimportant to her because she knew her worth .

کلمات ناخوشایند او برای او بی‌اهمیت بود زیرا او ارزش خود را می‌دانست.

possible [صفت]
اجرا کردن

ممکن

Ex: The team made every possible effort to win the game .

تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.

impossible [صفت]
اجرا کردن

غیرممکن

Ex: Running a marathon without training would be almost impossible .

دویدن ماراتن بدون تمرین تقریباً غیرممکن خواهد بود.

formal [صفت]
اجرا کردن

رسمی

Ex: The school requires a formal uniform during weekdays .

مدرسه در طول روزهای هفته یونیفرم رسمی نیاز دارد.

informal [صفت]
اجرا کردن

غیررسمی

Ex: The party was an informal gathering of friends .

مهمانی یک گردهمایی غیررسمی از دوستان بود.

dead [صفت]
اجرا کردن

مرده

Ex: The soldier was confirmed dead at the scene .

سرباز در محل حادثه مرده تأیید شد.

alive [صفت]
اجرا کردن

زنده

Ex: He hugged his family tightly , relieved to see them alive and well after the natural disaster .

او خانواده‌اش را محکم در آغوش گرفت، با دیدن آنها زنده و سالم پس از فاجعه طبیعی احساس آرامش کرد.