فهرست واژگان سطح A2 - زمان و تاریخ

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد زمان و تاریخ، مانند "تقویم"، "قرن" و "امروز" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
calendar [اسم]
اجرا کردن

تقویم

Ex: Our teacher uses a big calendar to plan our lessons and assignments .

معلم ما از یک تقویم بزرگ برای برنامه‌ریزی دروس و تکالیف ما استفاده می‌کند.

century [اسم]
اجرا کردن

قرن

Ex: The city 's architecture has evolved over the centuries .

معماری شهر در طول قرن‌ها تکامل یافته است.

decade [اسم]
اجرا کردن

دهه

Ex: She 's been living in this city for over a decade .

او بیش از یک دهه است که در این شهر زندگی می‌کند.

today [قید]
اجرا کردن

امروز

Ex:

امروز، ما در کلاس ریاضی درباره کسرها یاد خواهیم گرفت.

tonight [قید]
اجرا کردن

امشب

Ex:

امشب، ما در حال امتحان کردن یک دستور غذای جدید برای شام هستیم.

yesterday [قید]
اجرا کردن

دیروز

Ex:

دیروز با او در مورد این موضوع صحبت کردم.

tomorrow [قید]
اجرا کردن

فردا

Ex:

فردا در پارک شهر کنسرتی برگزار می‌شود.

the past [اسم]
اجرا کردن

گذشته

Ex: The past of this country is filled with historic events .

گذشته این کشور پر از وقایع تاریخی است.

future [اسم]
اجرا کردن

آینده

Ex: We do n't know what the future holds for us .

ما نمی‌دانیم آینده چه چیزی برای ما در نظر گرفته است.

moment [اسم]
اجرا کردن

لحظه

Ex: There was a moment of panic when the lights went out .

یک لحظه وحشت بود وقتی چراغ‌ها خاموش شدند.

lunchtime [اسم]
اجرا کردن

وقت ناهار

Ex: We usually meet in the park during lunchtime .

ما معمولاً در پارک در زمان ناهار ملاقات می‌کنیم.

long [قید]
اجرا کردن

طولانی (زمان)

Ex: He has long been waiting for this opportunity to showcase his talent .

او مدت‌ها منتظر این فرصت بوده تا استعدادش را نشان دهد.

short [صفت]
اجرا کردن

کوتاه (زمان)

Ex: The movie was interesting but quite short .

فیلم جالب بود اما نسبتاً کوتاه بود.

early [قید]
اجرا کردن

زود

Ex: The movie ended early , so we decided to go for a walk .

فیلم زود تمام شد، بنابراین تصمیم گرفتیم برای پیاده‌روی برویم.

late [قید]
اجرا کردن

دیر

Ex: She stayed late at the office to finish the project .

او برای تمام کردن پروژه در دفتر دیر ماند.

daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

weekly [قید]
اجرا کردن

هفتگی

Ex:

آنها پرتفوی سرمایه‌گذاری خود را هفتگی بررسی می‌کنند.

monthly [قید]
اجرا کردن

ماهانه

Ex: They send a progress report to the manager monthly .

آن‌ها گزارش پیشرفت را ماهانه به مدیر ارسال می‌کنند.

yearly [قید]
اجرا کردن

سالانه

Ex: She plans her financial budget yearly .

او بودجه مالی خود را سالانه برنامه‌ریزی می‌کند.

immediately [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: She fell asleep almost immediately after hitting the pillow .

او تقریباً بلافاصله پس از برخورد به بالش خوابید.

recently [قید]
اجرا کردن

اخیراً

Ex: He took up a new hobby recently .

او اخیراً یک سرگرمی جدید را شروع کرده است.

last [صفت]
اجرا کردن

آخرین

Ex: He was the last person to leave the office that night .

او آخرین نفری بود که آن شب از دفتر خارج شد.

later [قید]
اجرا کردن

بعداً

Ex: He asked me to return his call later .

او از من خواست که بعداً به او زنگ بزنم.

before [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I read that book before .
on time [قید]
اجرا کردن

سر وقت

Ex: The train arrived on time at the station .

قطار به موقع به ایستگاه رسید.

suddenly [قید]
اجرا کردن

ناگهان

Ex: The thunderstorm started suddenly , catching people off guard .

توفان ناگهانی شروع شد، مردم را غافلگیر کرد.

yet [قید]
اجرا کردن

هنوز

Ex: The team has been working on the project , but they have n't completed it yet .

تیم روی پروژه کار کرده است، اما آنها آن را هنوز تکمیل نکرده‌اند.

a.m. [قید]
اجرا کردن

قبل‌ازظهر

Ex: The coffee shop starts serving breakfast at 6 a.m.

کافی شاپ سرو صبحانه را از ساعت 6 a.m. شروع می‌کند.

p.m. [قید]
اجرا کردن

بعدازظهر

Ex:

آخرین نمایش در سینما ساعت 9:30 p.m. شروع می‌شود.

after [قید]
اجرا کردن

بعد از

Ex: The store closes at 9 PM , but customers can still exit after .

فروشگاه ساعت 9 شب بسته می‌شود، اما مشتریان می‌توانند بعد از آن خارج شوند.

close [صفت]
اجرا کردن

قریب

Ex: The holidays are close , and everyone is excited for the break .

تعطیلات نزدیک است، و همه برای استراحت هیجان زده هستند.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

to pass [فعل]
اجرا کردن

سپری شدن

Ex: Hours passed as they enjoyed their time at the park .

ساعت‌ها گذشت در حالی که آنها از وقت خود در پارک لذت می‌بردند.