فهرست واژگان سطح A2 - طبیعت و حوادث طبیعی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره طبیعت و بلایای طبیعی، مانند "محیط زیست"، "سیل" و "زلزله" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
world [اسم]
اجرا کردن

جهان

Ex: There are over 7 billion people in the world .

بیش از 7 میلیارد نفر در جهان وجود دارند.

environment [اسم]
اجرا کردن

محیط‌ زیست

Ex: Recycling is one way to help save the environment .

بازیافت یکی از راه‌های کمک به نجات محیط زیست است.

plant [اسم]
اجرا کردن

گیاه

Ex: The rose is a popular plant known for its beautiful flowers .

گل رز یک گیاه محبوب است که به خاطر گل‌های زیبایش شناخته می‌شود.

ground [اسم]
اجرا کردن

زمین

Ex: The flowers are blooming in the garden 's soft ground .

گل‌ها در زمین نرم باغ در حال شکوفه زدن هستند.

field [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex: There is a beautiful field of sunflowers just outside the town .

درست خارج از شهر یک مزرعه زیبا از آفتابگردان‌ها وجود دارد.

landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
view [اسم]
اجرا کردن

منظره

Ex: The view of the forest from the treehouse was magical .

منظره جنگل از خانه درختی جادویی بود.

grass [اسم]
اجرا کردن

چمن

Ex: The grass in the field was tall and swayed in the wind .

چمن در مزرعه بلند بود و در باد تکان می‌خورد.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

rock [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The rock by the sea was a favorite spot for local fishermen .

سنگ کنار دریا نقطه مورد علاقه ماهیگیران محلی بود.

valley [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex: They decided to camp in the valley for the night .

آن‌ها تصمیم گرفتند شب را در دره چادر بزنند.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

the ocean [اسم]
اجرا کردن

اقیانوس

Ex: The ocean is full of diverse and fascinating life forms .

اقیانوس پر از اشکال متنوع و جذاب زندگی است.

rainforest [اسم]
اجرا کردن

جنگل بارانی

Ex: The rainforest ecosystem is incredibly diverse and complex .

اکوسیستم جنگل بارانی به طور باورنکردنی متنوع و پیچیده است.

wood [اسم]
اجرا کردن

چوب

Ex: The woodpecker was busy pecking at the old wood .

دارکوب مشغول نوک زدن به چوب قدیمی بود.

area [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: The forest area is a habitat for many wildlife species .

منطقه جنگلی زیستگاه بسیاری از گونه‌های حیات وحش است.

path [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: The garden path was covered in autumn leaves .

مسیر باغ با برگ‌های پاییزی پوشیده شده بود.

natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

disaster [اسم]
اجرا کردن

مصیبت

Ex: The disaster recovery team worked tirelessly after the flood .

تیم بازیابی پس از فاجعه پس از سیل بی‌وقفه کار کرد.

flood [اسم]
اجرا کردن

سیل

Ex: The flood submerged the entire farmland under water .

سیل تمام زمین های کشاورزی را زیر آب فرو برد.

earthquake [اسم]
اجرا کردن

زلزله

Ex: The earthquake was followed by several aftershocks .

پس از زلزله چندین پس‌لرزه رخ داد.

hurricane [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: They boarded up their windows to prepare for the hurricane .

آنها پنجره‌های خود را برای آماده‌سازی در برابر توفند مسدود کردند.

tornado [اسم]
اجرا کردن

گردباد

Ex: The tornado moved quickly across the open fields .

توفند به سرعت از میان مزارع باز حرکت کرد.

avalanche [اسم]
اجرا کردن

بهمن (برف)

Ex: The climbers were caught in the avalanche .

کوهنوردان در بهمن گرفتار شدند.

drought [اسم]
اجرا کردن

خشکسالی

Ex: The government declared a state of emergency because of the drought .

دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد.

اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

to happen [فعل]
اجرا کردن

اتفاق افتادن

Ex: An unexpected storm can happen at any time of year .

یک طوفان غیرمنتظره می‌تواند در هر زمانی از سال رخ دهد.

terrible [صفت]
اجرا کردن

بسیار جدی

Ex: The forest fire was terrible , it destroyed thousands of acres .

آتش سوزی جنگل وحشتناک بود، هزاران هکتار را نابود کرد.

northeast [اسم]
اجرا کردن

شمال شرق

Ex: The wind is coming from the northeast , so take a jacket .

باد از شمال شرقی می‌آید، پس یک ژاکت بردار.

northwest [اسم]
اجرا کردن

شمال غرب

Ex: The storm is approaching from the northwest .

طوفان از شمال غربی نزدیک می‌شود.

southeast [اسم]
اجرا کردن

جنوب شرق

Ex: The mountain range lies to the southeast of the town .

رشته کوه در جنوب شرقی شهر قرار دارد.

southwest [اسم]
اجرا کردن

جنوب غرب

Ex: The town lies to the southwest of the capital .

شهر در جنوب غربی پایتخت قرار دارد.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

wave [اسم]
اجرا کردن

موج

Ex: The ocean was calm today , with only gentle waves rolling towards the sandy beach .

امروز اقیانوس آرام بود، با تنها امواج ملایمی که به سمت ساحل شنی می‌غلتیدند.