فهرست واژگان سطح A2 - موسیقی و ادبیات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره موسیقی و ادبیات، مانند "فرهنگ"، "هنر" و "نقاشی" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
culture [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ

Ex: The culture of the native tribes is full of fascinating rituals .

فرهنگ قبایل بومی پر از آیین‌های جذاب است.

art [اسم]
اجرا کردن

آثار هنری

Ex: Our teacher encourages us to interpret the meaning behind each piece of art .

معلم ما ما را تشویق می‌کند تا معنای پشت هر اثر هنری را تفسیر کنیم.

painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (هنر)

Ex:

او فرآیند نقاشی را آرامش‌بخش و درمانی می‌یابد.

picture [اسم]
اجرا کردن

تصویر

Ex: The picture in the book vividly depicts life in medieval times .

تصویر در کتاب به طور زنده زندگی در دوران قرون وسطی را به تصویر می‌کشد.

hit [اسم]
اجرا کردن

(آهنگ، فیلم و...) موفق و پرفروش

Ex: The new song by the pop star quickly became a hit on the radio .

آهنگ جدید ستاره پاپ به سرعت به یک موفقیت در رادیو تبدیل شد.

instrument [اسم]
اجرا کردن

ساز

Ex: The violin is a difficult instrument to master , but it produces beautiful sounds .

ویولن یک ساز دشوار برای تسلط است، اما صداهای زیبایی تولید می‌کند.

guitarist [اسم]
اجرا کردن

گیتاریست

Ex: The guitarist used a slide to achieve a unique sound in the song .

گیتاریست از اسلاید برای دستیابی به صدایی منحصر به فرد در آهنگ استفاده کرد.

musician [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The musician 's passion for music shines through in his performances .

اشتیاق موسیقیدان به موسیقی در اجراهایش می‌درخشد.

jazz [اسم]
اجرا کردن

جاز

Ex: The club downtown hosts live jazz performances every Friday night .

کلاب مرکز شهر هر شب جمعه میزبان اجراهای زنده جاز است.

rock music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی راک

Ex: Rock music often features strong beats and powerful guitar riffs .

موسیقی راک اغلب با ضرب‌های قوی و ریف‌های گیتار قدرتمند همراه است.

record [اسم]
اجرا کردن

صفحه گرامافون

Ex: The record store downtown has a great selection of both new and used records .

فروشگاه رکورد در مرکز شهر، مجموعه‌ای عالی از رکوردهای نو و دست دوم دارد.

tour [اسم]
اجرا کردن

تور موسیقی

Ex: The jazz musician 's tour includes a mix of large concerts and intimate performances .

تور موسیقیدان جاز شامل ترکیبی از کنسرت‌های بزرگ و اجراهای صمیمی است.

voice [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: The actor is known for his commanding voice , which he uses effectively in his roles .

بازیگر به خاطر صدای مسلط خود شناخته می‌شود، که در نقش‌هایش به طور مؤثر از آن استفاده می‌کند.

work [اسم]
اجرا کردن

اثر (ادبی یا هنری)

Ex: The gallery displayed an early work of the artist , showcasing her evolution over the years .

گالری یک اثر اولیه از هنرمند را به نمایش گذاشت که تحول او را در طول سال‌ها نشان می‌داد.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: The live concert was broadcast on national television .

کنسرت زنده در تلویزیون ملی پخش شد.

dancer [اسم]
اجرا کردن

رقصنده

Ex: Every Friday night , the local bar hosts a dance-off where amateur dancers showcase their skills and compete for prizes .

هر جمعه شب، بار محلی یک مسابقه رقص برگزار می‌کند که در آن رقصنده‌های آماتور مهارت‌های خود را به نمایش می‌گذارند و برای جوایز رقابت می‌کنند.

drum [اسم]
اجرا کردن

طبل

Ex: She can play various drum patterns , from rock to reggae .

او می‌تواند الگوهای مختلف درام را از راک تا رگی بنوازد.

poet [اسم]
اجرا کردن

شاعر

Ex: The poet 's verses are often set to music , creating beautiful songs .

اشعار شاعر اغلب به موسیقی تبدیل می‌شوند و آهنگ‌های زیبایی خلق می‌کنند.

story [اسم]
اجرا کردن

روایت

Ex: The local newspaper published a story about the charity event .

روزنامه محلی یک داستان درباره رویداد خیریه منتشر کرد.

novel [اسم]
اجرا کردن

رمان

Ex: The novel 's complex characters and intricate plot make it a compelling read .

شخصیت‌های پیچیده و طرح داستان پیچیده رمان آن را به یک خواندن جذاب تبدیل می‌کند.

song [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The radio station played the hit song every hour .

ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش می‌کرد.

player [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The player 's skill with the harmonica added a soulful touch to the blues band .

مهارت بازیکن با هارمونیکا حال و هوایی روح‌نواز به گروه بلوز اضافه کرد.

painter [اسم]
اجرا کردن

نقاش

Ex: The painter 's work is influenced by cubism , a style made famous by Picasso .

کار نقاش تحت تأثیر کوبیسم است، سبکی که توسط پیکاسو مشهور شد.

classical [صفت]
اجرا کردن

کلاسیک

Ex: The soundtrack of the movie included several classical pieces .

موسیقی فیلم شامل چند قطعه کلاسیک بود.

musical [صفت]
اجرا کردن

موزیکال

Ex: She 's pursuing a musical career as a singer-songwriter .

او در حال دنبال کردن یک حرفه موسیقایی به عنوان خواننده-ترانه‌سرا است.

opera [اسم]
اجرا کردن

اپرا

Ex: The children 's choir was invited to perform in the opera .

کر کودکان برای اجرا در اپرا دعوت شدند.

loud [صفت]
اجرا کردن

بلند (صدا)

Ex: His laugh is so loud that you can hear it from the next room .

خنده او آنقدر بلند است که می‌توانید آن را از اتاق بعدی بشنوید.

loudly [قید]
اجرا کردن

با صدای بلند

Ex: The thunder rumbled loudly through the night .

رعد و برق با صدای بلند در طول شب غرش کرد.

to sing [فعل]
اجرا کردن

آواز خواندن

Ex: She always sings a lullaby to help her baby sleep .

او همیشه یک لالایی می‌خواند تا به خوابیدن کودکش کمک کند.

to play [فعل]
اجرا کردن

نواختن

Ex: She played a beautiful melody on her violin .

او یک ملودی زیبا روی ویولنش نواخت.

pop music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی پاپ

Ex:

ایستگاه رادیویی ترکیبی از آهنگ های کلاسیک و معاصر pop music را پخش می کند.

to dance [فعل]
اجرا کردن

رقصیدن

Ex: She loves to dance to her favorite songs .

او عاشق رقصیدن با آهنگ‌های مورد علاقه‌اش است.