کتاب 'اینترچنج' پیشمتوسطه - واحد 3 - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 3 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "فروشنده"، "کامل"، "امتحان کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
میز تحریر
دانش آموز پشت میز خود نشست و دفترش را باز کرد.
دفتر
آنها با قرض گرفتن دفترچههای یکدیگر با همکلاسیهای خود یادداشتها را مبادله میکنند.
ساعت مچی
دوست من ساعتهای قدیمی از دورههای مختلف را جمعآوری میکند.
کیف
او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.
فروشنده
من پشت پیشخوان منتظر ماندم تا فروشنده اقلام مرا ثبت کند.
مشتری
فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه میدهد.
قیمت
قیمت بلیت کنسرت معقول به نظر میرسید.
کالا
آنها ناامید شدند وقتی که آیتم مورد نظرشان موجود نبود.
ماده
پلاستیک یک ماده مصنوعی مشتق شده از نفت است که به طور گسترده در تولید محصولات مختلف از جمله بستهبندی، اسباببازی و لوازم خانگی استفاده میشود.
ابریشم
حجاب عروس از ابریشم ظریف ساخته شده بود، که به لباس عروسی او جلوهای از ظرافت میبخشید.
کراوات
او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.
پنبهای (پارچه)
احساس طبیعی پنبه روی پوستم آن را به انتخاب برتر من برای رختخواب تبدیل میکند، که یک خواب شبانه راحت و دنج را تضمین میکند.
پیراهن
پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.
طلا
جواهرات تاج پادشاه با الماس تزئین شده و در طلا قرار گرفتهاند.
دستبند
دستبند به آرامی صدا میدهد وقتی که او دستش را حرکت میدهد.
چرم
فروشگاه مبلمان مجموعهای از مبلهای چرمی را به نمایش گذاشت که هر کدام ظاهری لوکس و پیچیده ارائه میدهند.
کمربند
او کمربند خود را فراموش کرد، بنابراین شلوارش مدام پایین میلغزید.
گوشواره
او یک جفت گوشواره الماس زیبا به مهمانی پوشید.
پلاستیک
سطح زمین بازی با یک لایه لاستیک نرم پوشانده شده بود تا از آسیبها جلوگیری کند.
دمپایی لاانگشتی
فروشگاه تخفیفی روی صندلها داشت که آن را به زمان مناسبی برای ذخیره کردن برای فصل تبدیل کرد.
انگشتر
او یک حلقه الماس درخشان به عنوان هدیه نامزدی دریافت کرد.
کاموا
پتو از پشم نرم ساخته شده بود، که در شبهای سرد گرما میداد.
جوراب
او یکی از جورابهایش را در لباسشویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.
لباس زنانه
مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.
عالی
مادربزرگ من یک میزبان کامل است، همیشه باعث میشود مهمانانش احساس خوشآمدگویی کنند.
شیکپوش
زوج شیک توجهها را به خود جلب کردند در حالی که در خیابان راه میرفتند و لباسهای هماهنگ پوشیده بودند.
وسط
نشانگر وسط جاده را نشان داد که حادثه در آن رخ داد.
برچسب قیمت
برچسب قیمت روی کلکسیون قدیمی نشان میداد که ارزش آن در طول سالها افزایش یافته است.
امتحان کردن (لباس و غیره)
فروشگاه یک اتاق پرو فراهم میکند که مشتریان میتوانند قبل از خرید لباسها را امتحان کنند.
به هر حال
من میتوانم تمام روز در مورد این صحبت کنم. به هر حال, نظر شما در این مورد چیست؟