کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه - واحد 1 - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 1 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ترم"، "معمولاً"، "برای مدتی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه
chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

physics [اسم]
اجرا کردن

فیزیک

Ex: They conducted a physics experiment to study the effects of gravity on different objects .

آن‌ها یک آزمایش فیزیک انجام دادند تا اثرات گرانش بر روی اجسام مختلف را مطالعه کنند.

geography [اسم]
اجرا کردن

جغرافیا

Ex: His interest in geography led him to a career in environmental science .

علاقه او به جغرافیا او را به سمت شغلی در علوم محیطی سوق داد.

biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

اجرا کردن

تربیت‌بدنی

Ex: Physical education helps students develop coordination and teamwork skills .

آموزش جسمانی به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا هماهنگی و مهارت‌های کار تیمی را توسعه دهند.

semester [اسم]
اجرا کردن

نیمسال

Ex: My favorite time of the semester is when we have group discussions and debates in our literature class .

زمان مورد علاقه من در ترم زمانی است که در کلاس ادبیات خود بحث‌ها و مناظره‌های گروهی داریم.

sure [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: She was sure that she had locked the front door before leaving the house .

او مطمئن بود که در ورودی را قبل از ترک خانه قفل کرده است.

hello [حرف ندا]
اجرا کردن

سلام

Ex: Hello , How are you ?

سلام, حال شما چطور است؟

goodbye [حرف ندا]
اجرا کردن

خداحافظ

Ex: Goodbye , have a nice day .

خداحافظ، روز خوبی داشته باشید.

good morning [حرف ندا]
اجرا کردن

صبح به‌خیر

Ex: Good morning , did you have breakfast ?

صبح بخیر, صبحانه خوردی؟

good night [حرف ندا]
اجرا کردن

شب به‌خیر

Ex: Good night , sweet dreams !

شب بخیر، خواب‌های شیرین!

hey [حرف ندا]
اجرا کردن

سلام

Ex: Hey , how 's it going ?

هی, چطوری؟

hi [حرف ندا]
اجرا کردن

سلام

Ex: Hi , it 's a beautiful day , is n't it ?

سلام، روز زیبایی است، نه؟

later [قید]
اجرا کردن

بعداً

Ex: He asked me to return his call later .

او از من خواست که بعداً به او زنگ بزنم.

tomorrow [اسم]
اجرا کردن

فردا

Ex: I 'm looking forward to tomorrow 's event at the community center .

من مشتاقانه منتظر رویداد فردا در مرکز جامعه هستم.

to talk [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن

Ex:

آنها درباره رویاها و آرزوهایشان برای آینده صحبت کردند.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

unique [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: This artist has a unique perspective that makes her artwork stand out .

این هنرمند یک دیدگاه منحصر به فرد دارد که آثار هنری او را متمایز می‌کند.

actor [اسم]
اجرا کردن

بازیگر

Ex: The director praised the actor for their outstanding performance in the movie .

کارگردان از بازیگر به خاطر عملکرد برجسته‌اش در فیلم تقدیر کرد.

actress [اسم]
اجرا کردن

بازیگر (زن)

Ex: The actress was practicing her lines before the audition .

بازیگر زن در حال تمرین دیالوگ‌هایش قبل از آزمون بازیگری بود.

for example [عبارت]
اجرا کردن

برای مثال

Ex: Exercise has many benefits , for example , improving cardiovascular health and boosting mood .
trendy [صفت]
اجرا کردن

به‌روز

Ex: Fashion magazines are full of articles about the latest trendy looks .

مجلات مد پر از مقالاتی درباره آخرین ظواهر مد روز است.

for a while [عبارت]
اجرا کردن

برای مدتی

Ex: They decided to rest for a while during the hike .
usually [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: They usually meet at the coffee shop on Fridays .

آنها معمولاً جمعه‌ها در کافی‌شاپ ملاقات می‌کنند.

popular [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex: She 's the most popular student in her grade .

او محبوب‌ترین دانش‌آموز در کلاس خود است.

to choose [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: We have to choose a destination for our summer vacation .

ما باید یک مقصد برای تعطیلات تابستانی خود انتخاب کنیم.

because [حرف ربط]
اجرا کردن

زیرا

Ex: She did n't eat dessert because she 's on a diet .

او دسر نخورد چون در رژیم است.

often [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: She often volunteers at the community center .

او اغلب در مرکز جامعه داوطلب می‌شود.

star [اسم]
اجرا کردن

ستاره

Ex: The stars twinkled brightly in the dark night sky .

ستاره‌ها در آسمان شب تاریک به شدت می‌درخشیدند.

moon [اسم]
اجرا کردن

ماه

Ex:

ماه کامل نوری نرم بر روی چشم‌انداز انداخت.

planet [اسم]
اجرا کردن

سیاره

Ex: Astronomers discovered a new planet orbiting a distant star .

اخترشناسان یک سیاره جدید را کشف کردند که به دور یک ستاره دوردست می‌چرخد.

space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex: Space missions require careful planning .
flower [اسم]
اجرا کردن

گل

Ex: We decorated the table with a vase of freshly flowers .

ما میز را با یک گلدان از گل‌های تازه تزیین کردیم.