کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه - واحد 8 - قسمت 2

در اینجا واژگان از واحد 8 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "محوطه دانشگاه"، "صنعتی"، "ثبت نام" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه
college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

campus [اسم]
اجرا کردن

پردیس دانشگاهی

Ex: The campus is known for its beautiful landscaping and green spaces .

محوطه دانشگاه به دلیل فضای سبز و مناظر زیبایش معروف است.

اجرا کردن

منطقه تجاری

Ex: Many restaurants and shops cater to the workers in the business district .

بسیاری از رستوران‌ها و فروشگاه‌ها به کارگران در منطقه تجاری خدمات می‌دهند.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

convenient [صفت]
اجرا کردن

در دسترس

Ex: Online banking is convenient for people with busy schedules .

بانکداری آنلاین برای افراد با برنامه‌های شلوغ راحت است.

traffic [اسم]
اجرا کردن

عبورومرور

Ex:

ترافیک عابران پیاده در اطراف مرکز خرید در تعطیلات آخر هفته شلوغ بود.

difference [اسم]
اجرا کردن

تفاوت

Ex: The teacher asked the students to identify the differences between the two historical periods .

معلم از دانش‌آموزان خواست که تفاوت‌های بین دو دوره تاریخی را شناسایی کنند.

noise [اسم]
اجرا کردن

سروصدا

Ex: The noise of the jackhammer echoed through the streets as road repairs were underway .

سر و صدای چکش هیدرولیک در خیابان‌ها پیچید در حالی که تعمیرات جاده در حال انجام بود.

downstairs [صفت]
اجرا کردن

پایینی

Ex: The downstairs apartment has its own entrance .

آپارتمان پایین‌تر ورودی خودش را دارد.

many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چندین

Ex: She dedicated many years to her career before retiring .

او سال‌های زیادی را به حرفه‌اش اختصاص داد قبل از اینکه بازنشسته شود.

a lot [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex:

آن فیلم مرا خیلی بیشتر از آنچه انتظار داشتم ترساند.

few [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند سیب در سبد باقی مانده است.

any [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هیچ

Ex: She 's willing to help with any task .

او آماده کمک در هر کاری است.

much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

زیاد

Ex: There 's not much chocolate left in the box .

زیاد شکلات در جعبه باقی نمانده است.

a little [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex:

اتاق امروز کمی سرد است.

how many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چه تعداد

Ex: How many languages do you speak fluently ?
how much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چقدر

Ex: They asked how much water should be added to the mixture .

آن‌ها پرسیدند که چقدر آب باید به مخلوط اضافه شود.

اجرا کردن

مرکز خرید

Ex: Many people flock to the shopping mall during the back-to-school season to find the best deals on clothing and supplies .

بسیاری از مردم در فصل بازگشت به مدرسه به مرکز خرید می‌روند تا بهترین معاملات را برای لباس و لوازم پیدا کنند.

price [اسم]
اجرا کردن

قیمت

Ex: The price for the concert ticket seemed reasonable .

قیمت بلیت کنسرت معقول به نظر می‌رسید.

bookstore [اسم]
اجرا کردن

کتاب‌فروشی

Ex: Nestled among the cafes and boutiques , the bookstore beckons with its cozy atmosphere and shelves stocked with literature for all tastes , complemented by a curated selection of stationery essentials .

در میان کافه‌ها و بوتیک‌ها، کتابفروشی با فضای دنج و قفسه‌های پر از ادبیات برای تمام سلیقه‌ها، همراه با انتخاب مناسبی از ملزومات نوشت‌افزار، به استقبال می‌آید.

perfect [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: My grandmother is a perfect host , always making her guests feel welcome .

مادربزرگ من یک میزبان کامل است، همیشه باعث می‌شود مهمانانش احساس خوشآمدگویی کنند.

to register [فعل]
اجرا کردن

ثبت‌نام کردن

Ex: She plans to register for the science club at the start of the school year .

او قصد دارد در ابتدای سال تحصیلی برای باشگاه علوم ثبت نام کند.

indie [اسم]
اجرا کردن

ایندی

Ex: Many indies struggle financially but enjoy creative freedom .

بسیاری از ایندی‌ها از نظر مالی درگیر هستند اما از آزادی خلاقانه لذت می‌برند.

creative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: My cousin is very creative , she paints beautiful pictures with watercolors .

پسرعمویم بسیار خلاق است، او با آبرنگ نقاشی‌های زیبایی می‌کشد.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: The narrow path wound its way through the dense forest , barely wide enough for one person to pass .

مسیر باریک از میان جنگل انبوه می‌گذشت، به سختی به اندازه‌ای که یک نفر از آن عبور کند.

venue [اسم]
اجرا کردن

محل (برگزاری)

Ex: The venue was packed with fans for the football game .

محل برای بازی فوتبال پر از هواداران بود.

extremely [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The match was extremely competitive , keeping everyone on the edge of their seats .

مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

to hang out [فعل]
اجرا کردن

با دیگران بیرون رفتن

Ex: They often hang out by the beach during the summer .

آنها اغلب در تابستان وقت می‌گذرانند در کنار ساحل.

choice [اسم]
اجرا کردن

انتخاب

Ex: This coat is a great choice for cold weather .

این کت یک انتخاب عالی برای هوای سرد است.

nightlife [اسم]
اجرا کردن

شب‌گردی

Ex: Nightlife in this town does n't begin until after midnight .

زندگی شبانه در این شهر تا بعد از نیمه شب شروع نمی‌شود.

club [اسم]
اجرا کردن

دیسکو

Ex: We celebrated her birthday at the club with a live band .

ما تولد او را در کلاب با یک گروه زنده جشن گرفتیم.

market [اسم]
اجرا کردن

بازار

Ex: The fish market was bustling with activity as fishermen unloaded their catch of the day .

بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه می‌کردند.

to taste [فعل]
اجرا کردن

مزه داشتن

Ex: The wine tasted of ripe berries and oak , with a smooth finish .

شراب طعم توت رسیده و بلوط داشت، با پایانی نرم.

ceviche [اسم]
اجرا کردن

سِویچه (نوعی غذای دریایی)

Ex: He learned how to make homemade ceviche during his trip to Mexico .

او در سفرش به مکزیک یاد گرفت چگونه سویچه خانگی درست کند.

squid [اسم]
اجرا کردن

اسکویید (نوعی غذای ایتالیایی)

torta [اسم]
اجرا کردن

تورتا (نوعی ساندویچ مکزیکی)

Ex: The restaurant serves a variety of tortas , including beef and vegetarian options .

رستوران انواع تورتا را سرو می‌کند، از جمله گزینه‌های گوشت گاو و گیاهی.

trendy [صفت]
اجرا کردن

به‌روز

Ex: Fashion magazines are full of articles about the latest trendy looks .

مجلات مد پر از مقالاتی درباره آخرین ظواهر مد روز است.

boutique [اسم]
اجرا کردن

بوتیک

Ex: The boutique hotel offers personalized service and stylish accommodations .

هتل بوتیک خدمات شخصی‌سازی شده و اقامتگاه‌های شیک ارائه می‌دهد.

jewelry [اسم]
اجرا کردن

جواهر

Ex: The artisan crafted unique and handmade jewelry using silver and gemstones .

صنعتگر با استفاده از نقره و سنگ‌های قیمتی جواهرات منحصر به فرد و دست‌ساز ساخت.