کتاب 'اینترچنج' پیشمتوسطه - واحد 7 - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 7 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "باورنکردنی"، "سلام"، "ناپدید شدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
extremely great or large

فوقالعاده, باورنکردنی
تنوع شگفتانگیز حیات وحش در جنگل بارانی شگفتی طبیعت است.
a raised body of water that moves along the surface of a sea, river, lake, etc.

موج
امواج با نیروی زیادی به صخرهها برخورد کردند.
to come into existence by chance or as a consequence

اتفاق افتادن, رخ دادن
اگر این مواد شیمیایی را مخلوط کنید، ممکن است انفجار رخ دهد.
an expression of polite and friendly gestures or words when meeting someone

سلام, خوش آمدگویی
او یک کارت تبریک به دوستش فرستاد تا فصل تعطیلات را جشن بگیرد.
a structure that has walls, a roof, and sometimes many levels, like an apartment, house, school, etc.

ساختمان
کارگران ساختمان را از پایه میسازند.
in a short time from now

بهزودی, زود
تکالیفت را تمام کن، و به زودی میتوانی به ما برای شام ملحق شوی.
a person, typically a male

مرد, پسر
او در کافیشاپ با یک پسر خوب آشنا شد و ساعتها با هم صحبت کردند.
a large, dry area of land with very few plants, typically one covered with sand

بیابان, صحرا
آنها در حین رانندگی در بیابان گم شدند.
a country on the continent of Africa with a rich history, famous for its pyramids, temples, and pharaohs

مصر
اهرام مشهورترین جاذبههای گردشگری در مصر هستند.
the use of creativity and imagination to express emotions and ideas by making things like paintings, sculptures, music, etc.

هنر
من از بازدید موزهها لذت میبرم تا زیبایی هنر را از فرهنگهای مختلف ببینم.
someone who creates drawings, sculptures, paintings, etc. either as their job or hobby

هنرمند
هنرمند خیابانی برای رهگذران پرتره میکشید.
a person whose job is designing buildings and typically supervising their construction

معمار
به عنوان یک معمار، او از تبدیل دیدگاه های مشتریان خود به فضاهای کاربردی و زیبا لذت می برد.
a person who designs, fixes, or builds roads, machines, bridges, etc.

مهندس
مهندس بر ساخت و نگهداری جادهها و پلها نظارت میکند.
a pale brown substance that consists of very small pieces of rock, which is found in deserts, on beaches, etc.

ماسه, شن
شن زیر پایشان گرم بود در حالی که در امتداد ساحل قدم میزدند.
to no longer be able to be seen

ناپدید شدن, نامرئی شدن
او نامه را به دختر داد، سپس در مقابل چشمانش ناپدید شد.
air that moves quickly or strongly in a current as a result of natural forces

باد
آنها پنجرهها را بستند تا از ورود باد سرد جلوگیری کنند.
extremely impressive and beautiful, often evoking awe or excitement

باشکوه, فوقالعاده
کنسرت با یک نمایش نور تماشایی به پایان رسید.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
عروس در حالی که در راهرو راه میرفت زیبا به نظر میرسید.
extremely large in size

غولپیکر, بسیار بزرگ، عظیمالجثه، غولآسا
کوه یخ عظیم در اقیانوس منجمد شمالی شناور بود و برای کشتیهای عبوری خطر ایجاد میکرد.
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
آنها در کنار دریاچه پیکنیک داشتند.
relating or belonging to the time before history was recorded

ماقبلتاریخ
محققان از تاریخگذاری کربنی برای تعیین سن آثار پیش از تاریخ استفاده میکنند.
a person whose job is to take tourists to interesting places and show them around

راهنما (گردشگری)
راهنمای دانای موزه نمایشگاههای تاریخی را زنده کرد.
a flat surface made of glass that people can see themselves in

آینه
او آرایش را در مقابل آینه بزرگکننده روی میز آرایش انجام داد.
to not be able to remember something or someone from the past

فراموش کردن
او هرگز فراموش نخواهد کرد مهربانی که به او نشان دادی.
a structure built in honor of a public figure or a special event

بنای یادبود
هر سال، یک مراسم یادبود در بنای یادبود برای یادآوری کسانی که جان خود را از دست دادند برگزار میشود.
the activity of swimming beneath the water's surface while breathing through a hollow tube named a snorkel

غواصی با لوله تنفسی
آب زلال غواصی با لوله تنفس را بسیار لذتبخشتر میکند.
an object such as a pot, bowl, etc. that is made by heating clay

سرامیک, سفالینه
موزه یک نمایشگاه ویژه درباره سرامیکهای ژاپنی برگزار کرد که سنت غنی سفالگری این کشور را برجسته میکرد.
a container used as a decoration or used for putting cut flowers in

گلدان
به عنوان هدیه، او یک گلدان شیشهای ظریف پر از اسطوخودوس خوشبو دریافت کرد که حال و هوای طبیعت را به داخل خانه آورد.
a long and thin object that is used as a support while walking, especially by elderly people

عصا
پزشک استفاده از عصا را برای کمک به مشکلات تعادل او توصیه کرد.
extremely good and amazing

فوقالعاده, محشر
اردوی تابستانی عالی بود، با فعالیتهای سرگرمکنندهی زیادی برای انجام دادن.
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
ما به کوه صعود کردیم و از منظره نفسگیر از بالا لذت بردیم.
to put something over something else in a way that hides or protects it

پوشاندن
قفسه کتاب برای پوشاندن سوراخ دیوار تا زمان تعمیر استفاده شد.
an open area in a city or town where two or more streets meet

میدان
بچهها در فواره در مرکز میدان بازی میکردند.
a particular part or region of a city, country, or the world

منطقه, ناحیه
آنها به منطقه جدیدی از شهر نقل مکان کردند که به محل کارشان نزدیکتر بود.
someone who has a farm or manages a farm

کشاورز
کشاورز زود بیدار میشود تا گاوها را بدوشد.
a place or an area that can be seen, and is usually beautiful

منظره
ما برای لذت بردن از منظره پانوراما به بالای برج رفتیم.
causing intense sadness, distress, or emotional pain

دلخراش, جانسوز
منظره خانه ویران شده واقعاً دلخراش بود.
