کتاب Street Talk 2 - نگاهی دقیق تر: درس 2

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب Street Talk 2
argh [حرف ندا]
اجرا کردن

آرغ، باورم نمیشه که آخرین قطار رو از دست دادم!

Ex:

آرغ، من قهوه رو روی پیراهن جدیدم ریختم!

to gulp [فعل]
اجرا کردن

قورت دادن سریع

Ex: The unexpected question made him gulp before he answered .

سوال غیرمنتظره باعث شد قبل از پاسخ دادن قورت دهد.

blah [اسم]
اجرا کردن

حرف های پوچ

blech [حرف ندا]
اجرا کردن

اه!

Ex:

اه! این سوپ خیلی لغزنده است.

boom [اسم]
اجرا کردن

a deep, prolonged, resonant, or loud sound

Ex: Lightning was accompanied by a distant boom .
crash [اسم]
اجرا کردن

صدای بلند

Ex: The children made a crash while playing with the blocks .

بچه‌ها در حین بازی با بلوک‌ها یک crash ایجاد کردند.

gee [حرف ندا]
اجرا کردن

وای

Ex:

وای، این بزرگ‌ترین برگری است که تا به حال دیده‌ام!

jeez [حرف ندا]
اجرا کردن

وای خدای من!

Ex:

وای, اندازه آن ماهی را دیدی؟

kaboom [اسم]
اجرا کردن

صدای بلند و ناگهانی

Ex: A sudden kaboom shook the entire battlefield .

یک kaboom ناگهانی تمام میدان جنگ را لرزاند.

ow [حرف ندا]
اجرا کردن

آخ

Ex: Ow ! Stop pinching me , that hurts !

آخ! دست از نیشگون گرفتن من بردار، این درد دارد!

pew [حرف ندا]
اجرا کردن

اه!

Ex:

اه ! این شیر بوی ترش می‌دهد.

phew [حرف ندا]
اجرا کردن

آخیش

Ex:

پس از هفته‌ها عدم اطمینان، بالاخره خانه‌مان را فروختیم. وای !

piuck [حرف ندا]
اجرا کردن

اه!

Ex:

به محض اینکه بوی ماهی گندیده را حس کرد، بینی خود را چین داد و زیر لب گفت: "پیوک."

to sigh [فعل]
اجرا کردن

آه کشیدن

Ex: As the tension eased , they sighed their relief , knowing that the worst was over .

همان‌طور که تنش کاهش یافت، آنها با آگاهی از اینکه بدترین قسمت تمام شده، از روی آسودگی آه کشیدند.

smash [اسم]
اجرا کردن

a loud, sudden noise caused by something breaking, hitting, or colliding

Ex:
thwack [حرف ندا]
اجرا کردن

صدای برخورد

Ex:

خط‌کش روی میز افتاد—تق!—و دانش‌آموزان را ترساند.

wham [حرف ندا]
اجرا کردن

صدای برخورد سنگین

Ex:

ابرقهرمان به تبه‌کار مشت زد—wham!—و او را به دیوار کوبید.

whew [حرف ندا]
اجرا کردن

اوف

Ex:

خوشبختانه، این نزدیک بود! من تقریباً مهلت را از دست دادم.

whoa [حرف ندا]
اجرا کردن

وای

Ex: Whoa , look at the size of that wave !

وای, به اندازه آن موج نگاه کن!

whoops [حرف ندا]
اجرا کردن

اوه

Ex:

وای, من تقریباً روی زمین خیس لیز خوردم.

whoosh [اسم]
اجرا کردن

وزوز

Ex: There was a loud whoosh as the airplane took off .

هنگام برخاستن هواپیما، صدای بلند وزوز شنیده شد.

wow [حرف ندا]
اجرا کردن

وای

Ex: Wow , you 've really improved your basketball skills .

وای, تو واقعاً مهارت‌های بسکتبال خودت رو بهبود دادی.

yikes [حرف ندا]
اجرا کردن

وای!

Ex:

وای! آن رعد من را ترساند.

yipe [حرف ندا]
اجرا کردن

یاخدا!

Ex:

همانطور که ترن هوایی سقوط می‌کرد، او یک فریاد بلند کشید.

yuck [حرف ندا]
اجرا کردن

اَه

Ex:

اخ! به نظر می‌رسد آن خورش چند روز است که بیرون مانده.

yum [حرف ندا]
اجرا کردن

یام

Ex: Yum , this chocolate cake is so moist and rich .

یام, این کیک شکلاتی خیلی مرطوب و غنی است.

zap [حرف ندا]
اجرا کردن

بیانگر صدای برق‌گرفتگی

Ex:

صاعقه با یک ضربه بلند به درخت برخورد کرد و آن را به دو نیم کرد.

zowie [حرف ندا]
اجرا کردن

بیانگر هیجان یا رضایت

Ex:

Zowie! چه اجرایی—او هر حرکت را به perfection انجام داد!