پستانک
او پستانک را قبل از خواباندن کودک در دهانش گذاشت.
پستانک
او پستانک را قبل از خواباندن کودک در دهانش گذاشت.
پرنده کوچک
او به پرنده کوچک روی درخت اشاره کرد، از دیدن چنین موجود کوچکی هیجان زده شد.
پتو (به زبان بچگانه)
او خودش را در یک پتو گرم پیچید تا در طول طوفان راحت بماند.
بووهو
او شروع به گریه کرد—بووهو—بعد از اینکه زانویش خراشیده شد، حتی اگر خیلی بد نبود.
بابایی
بابای او هر شب برایش یک داستان قبل از خواب میخواند.
فضولات (به زبان بچگانه)
بعد از بازی در بیرون، او به طور تصادفی روی مقداری گه قدم گذاشت.
اسب (به زبان بچگانه)
او لبخند زد در حالی که اسب کوچک به آرامی به او فشار داد و گفت: «سلام، اسب کوچولو!»
بوسه (زبان بچگانه)
او لب هایش را جمع کرد و از آن طرف اتاق یک بوسه شیرین برایش فرستاد.
خرابکاری کردن (به زبان بچگانه)
مدفوع (به زبان بچگانه)
وقتی توله سگ در حیاط جیش کرد، خنده اش گرفت.
نزدیک شدن
گربه (به زبان بچگانه)
او قبل از خواب میو-میو نرمش را در آغوش گرفت.
گاو (به زبان بچگانه)
او به مو-مو مقداری یونجه داد و وقتی دستش را لیسید خندید.
مامانی
او به مامانش کمک کرد تا میز شام را بچیند.
خواب (به زبان بچگانه)
تو داری خوابت میاد؛ وقت چرت زدنه!
اسب (به زبان بچگانه)
او با لبخندی بزرگ سوار شیهه در باغ وحش تماس شد.
خواب (به زبان بچگانه)
کودک خرسش را در آغوش گرفت و زمزمه کرد: «شب بهخیر-بهخیر!»
زخم و جراحت (به زبان بچگانه)
بگذار زخمت را ببوسم و همه چیز را بهتر کنم.
ادرار کردن (به زبان بچگانه)
در زمان آموزش دستشویی، تمرکز بر آموزش کودک برای جیش کردن در توالت بود.
به خواب رفتن (به زبان بچگانه)
کوچولو خمیازه کشید و گفت: "من الان آمادهٔ خواب هستم."
ادرار کردن (به زبان بچگانه)
او در شلوار تمرینی خود جیش کرد، بنابراین باید دوباره امتحان کنیم،" مراقب خاطرنشان کرد.
ادرار کردن (به زبان بچگانه)
کوچولو لبخند زد و گفت: "من خودم تو لگن جیش کردم!"
پا (به زبان بچگانه)
بعد از یک پیادهروی طولانی، پاهای کوچکم خیلی خسته هستند، » خندید.
صدای پرنده (به زبان بچگانه)
دختر کوچک خندید در حالی که جیک جیک کنار او پرواز کرد.
ادرار کردن
به توله سگ آموزش داده شد که با فرمان جیش کند تا آموزش خانه آسانتر شود.