کتاب Street Talk 2 - درس 10

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب Street Talk 2
to amp up [فعل]
اجرا کردن

بر قدرت یا شدت چیزی افزودن

Ex:

تیم بازاریابی برای تقویت کمپین و جذب مخاطبان بیشتر طوفان فکری کرد.

Betty [اسم]
اجرا کردن

دختر زیبا

Ex: Look at that Betty walking by she ’s got the whole place turning heads .

به آن Betty نگاه کن که رد میشه—همه رو به خودش واداشته.

brah [حرف ندا]
اجرا کردن

داداش!

Ex:

ممکن نیست، brah، این دیوانگیه!

bro [اسم]
اجرا کردن

رفیق

Ex: I ’ll catch up with my bro tomorrow .

فردا با رفیقم دیدار می‌کنم.

اجرا کردن

به منظور اطمینان بررسی کردن

Ex: The detective will check out the alibi to verify its legitimacy .

کارآگاه بررسی خواهد کرد که معذوریت معتبر است یا نه.

cowabunga [حرف ندا]
اجرا کردن

کوابانگا

Ex:

وقتی حرکت را انجام دادم فریاد می‌زنم کوابانگا.

to dial in [فعل]
اجرا کردن

تمام تلاش خود را بر رسیدن به هدفی متمرکز کردن

Ex: In preparation for the exam , he had to dial in and dedicate concentrated study time to grasp the material .

در آمادگی برای امتحان، او مجبور بود تمرکز کند و زمان مطالعه متمرکزی را برای درک مطالب اختصاص دهد.

dude [اسم]
اجرا کردن

داداش

Ex: That dude in the blue shirt is my brother .

آن پسر با پیراهن آبی برادر من است.

اجرا کردن

خرابکاری کردن

Ex: I ’ll probably eat the cookie if I do n’t prepare better for the test .
excellent [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The hotel provided excellent service during our stay .

هتل در طول اقامت ما خدمات عالی ارائه داد.

gnarly [صفت]
اجرا کردن

نفرت انگیز

Ex: The gnarly smell from the dumpster made me want to gag .

بوی تهوع‌آور از سطل زباله من را وادار کرد که بخواهم استفراغ کنم.

green room [اسم]
اجرا کردن

لوله

Ex: Tomorrow , we ’ll be hunting for the perfect green room at the beach .

فردا، ما به دنبال green room عالی در ساحل خواهیم بود.

grinder [اسم]
اجرا کردن

موج بلند و قدرتمند

Ex: Tomorrow ’s forecast says there will be grinders all day long .

پیش‌بینی فردا می‌گوید که تمام روز امواج قدرتمند خواهد بود.

grunts [اسم]
اجرا کردن

یک غذای ساده و روستایی

Ex: I ’ll cook some grunts for the family gathering tomorrow .

من برای گردهمایی خانوادگی فردا یک خورش درست می‌کنم.

insane [صفت]
اجرا کردن

معرکه

Ex: The way he played the guitar last night was insane , like he was on fire !

طریقه‌ای که دیشب گیتار زد دیوانه‌وار بود، انگار که در آتش بود!

lip floater [اسم]
اجرا کردن

شناور لبه

Ex: The lip floater is a difficult move , but when you pull it off , it looks amazing .

لیپ فلوتِر یک حرکت دشوار است، اما وقتی آن را انجام می‌دهید، فوق‌العاده به نظر می‌رسد.

macking [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex:

ما به سمت صخره‌های مرجانی رفتیم چون موج‌ها تمام روز عالی بودند.

nip factor [اسم]
اجرا کردن

عامل سرما

Ex: Make sure you wear gloves ; the nip factor is expected to drop below freezing tonight .

مطمئن شوید که دستکش می‌پوشید؛ انتظار می‌رود فاکتور سرما امشب به زیر صفر برسد.

wilma [اسم]
اجرا کردن

زنانی که احمق یا فاقد هوش در نظر گرفته می‌شود

Ex:

او پس از اینکه دوباره سالگردشان را فراموش کرد، او را ویلما نامید.

zooed out [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex: That party last night left me zooed out this morning .

آن مهمانی دیشب صبح مرا کاملاً خسته کرد.