گلوگاه
گلوگاه ترافیکی به سرعت پس از پاکسازی تصادف از جاده برطرف شد.
تجمع کردن
ترافیک در ساعت شلوغی روی پل جمع شد، که باعث تأخیر قابل توجهی شد.
فرصت
با رقابت از سر راه برداشته شده، او یک فرصت واضح برای برنده شدن در مسابقه داشت.
به سرعت حرکت کردن
قایق از روی آب به سرعت گذشت، در حالی که به سمت بندر میرفت، یک رد پشت سر خود باقی گذاشت.
آگاه کردن
او همکارانش را از بهروزرسانیهای نرمافزاری جدید برای افزایش بهرهوری مطلع کرد.
تصادف جزئی
آنها تصمیم گرفتند تصادف جزئی را گزارش ندهند زیرا خسارت ناچیز بود.
حواس جمع!
هشدار، مهلت پروژه به جلو کشیده شده است.
شدید
طوفان خسارات سنگینی به مناطق ساحلی وارد کرد.
کسی یا چیزی را تحت نظر داشتن
شتاب گرفتن
معمولاً کسب و کار در فصل تعطیلات رونق میگیرد.
ساعت شلوغی
آنها تصمیم گرفتند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند تا از استرس رانندگی در ساعات شلوغی جلوگیری کنند.
صحنه
گزارشگران در صحنه اعتراضات جمع شدند تا رویدادها را پوشش دهند.
شانه جاده
آنها شانه جاده را گسترش دادند تا فضای بیشتری برای توقفهای اضطراری فراهم شود.
از کنترل خارج شدن
راننده در حین مسابقه پس از پیچ تند را با سرعت زیاد گرفتن کنترل را از دست داد.
یک تصادف زنجیرهای
رانندگان باید هوشیار بمانند تا در ساعت شلوغی در یک گرفتاری گرفتار نشوند.
کار دشوار
عبور کردن