عمدا نادیده گرفتن
دانش آموز اغلب انجام تکالیف را نادیده میگیرد و با عواقب آن روبرو میشود.
طرفدار
او یک علاقهمند به فناوری است که همیشه قبل از عرضه به بازار، از آخرین گجتها مطلع است.
جا زدن
او همیشه وقتی با تصمیمهای سخت روبرو میشود کم میآورد.
گفتگو کردن
به جای بحث کردن، آنها تصمیم گرفتند در مورد اختلافاتشان به آرامی گفتگو کنند.
مؤثر بودن
هیجان زده شدن
وقتی تیم گل پیروزی را به ثمر رساند، هواداران در استادیوم از خوشحالی دیوانه شدند.
گیکی
« دیگه اینقدر گیک نباش و بیا با ما وقت بگذرون! » دوستش خندید، با دیدن وسواسش نسبت به پازلها.
خود را با شرایط فعلی تطبیق دادن
چوب لای چرخ کسی گذاشتن
گشتن
او دوست دارد با دوستانش در مرکز خرید وقت بگذراند.
صبر کردن
معلم به دانشآموزان گفت صبر کنند تا او پاسخهایشان را بررسی کند.
مشکلی نیست!
من ارائهام را خراب کردم، اما مشکلی نیست، دفعه بعد بهتر عمل خواهم کرد.
سوار کردن
اتوبوس هر ساعت مسافران را از آن ایستگاه سوار میکند.
دختر
او از دختر در کافه پرسید که آیا میخواهد برای قهوه به او ملحق شود.
همراه با یخ (معمولا در مورد نوشیدنی های الکلی)
تشخیص دادن
دیروز، او یک پیام پنهان در سند را متوجه شد.
(در جایی) ماندن
آنها از من خواستند که برای مهمانی بمانم، حتی با اینکه خسته بودم.
عصبانی
من الان از رئیسم خیلی عصبانی هستم.
used to indicate that something is the final frustration before a breaking point
بالا آوردن