bend the knees and bow in a servile manner

پیشانی بر زمین نهادن (از رسوم چینی به نشانه احترام)
a Chinese martial art encompassing a wide range of fighting styles and techniques

کونگ فو, هنر رزمی چینی
تمرینکنندگان کونگ فو برای تعادل و هماهنگی در بدن و ذهن تلاش میکنند.
used as a poetic way to bid someone farewell

خداحافظ
خداحافظ، عشق من. خاطراتی را که با هم تقسیم کردیم گرامی خواهم داشت.
by selecting and ordering individual items from a menu rather than choosing a set meal

à la carte, تکتک
ما شام را à la carte خوردیم تا غذایمان را سفارشی کنیم.
the overall mood, feeling, or character of a place, shaped by its surroundings and influences

محیط
نورپردازی نرم یک فضا آرامبخش در اتاق ایجاد کرد.
a drink, particularly alcoholic, consumed before a meal to stimulate one's appetite

نوشیدنی پیش از غذا (اشتهاآور)
at an appropriate or fitting moment

بهموقع, مناسب
این فرصت به او اجازه داد تا مهارتهای خود را در لحظهای مناسب به نمایش بگذارد، به موقع آمد.
showing a casual lack of concern, as if nothing is particularly important or worth worrying about

بیتفاوت, بیاعتنا
او حتی در طول بحث داغ بیتفاوت باقی ماند.
used to wish someone a good appetite or enjoyable meal before they start eating

نوش جان
با ورود به کافه، مشتری متوجه تابلویی شد که روی آن نوشته بود: "پیشنهادهای ویژه روز: نوش جان!"
used to wish someone a safe and enjoyable journey before they embark on a trip

سفر بخیر! برای شما یک سفر ایمن و به یاد ماندنی آرزو می کنیم.
سفر بخیر، خانمها و آقایان! امیدواریم از پرواز خود لذت ببرید و با خیال راحت به مقصد برسید.
relating to the middle class, especially in terms of conventional values, materialism, or social respectability

بورژوایی, خرده بورژوایی
او به سبک زندگی بورژوایی با خانهای در حومه شهر و درآمد ثابت آرزو داشت.
a small store in which fashionable clothes or accessories are sold

بوتیک
بوتیک در جواهرات دست ساز ساخته شده توسط صنعتگران محلی تخصص دارد.
small, decorative items or trinkets, often of little value individually but collectively creating a visually appealing display

خرتوپرت, اشیای کوچک و بدیع
فروشگاه عتیقهجات پر از اشیاء تزئینی کوچک بود که از دورهها و فرهنگهای مختلف جمعآوری شده بودند، از ظروف چینی ظریف تا کارهای فلزی روستیک.
loud confused noise from many sources

سر و صدا, هیاهو
a feeling of mutual trust and friendship among people who spend a lot of time together

رفاقت
پس از هفتهها کار با هم، یک همبستگی قوی در گروه شکل گرفت.
complete freedom or unrestricted authority given to someone to act as they wish in a particular situation

اختیار تام, اختیار نامحدود
به عنوان مدیر پروژه، به او اختیار کامل داده شد تا منابع را به صورت مورد نیاز برای اطمینان از موفقیت آن تخصیص دهد.
a large country house or mansion, typically of French origin, often associated with luxury, grandeur, and historical significance

کاخ, قصر
به عنوان یک مکان عروسی، شاتو تاریخی زمینهای رمانتیک برای زوجهایی که در میان باغهای تزئین شده و سالنهای رقص مجلل سوگند میخورند، فراهم کرد.
the art of making pictures by sticking photographs, pieces of cloth or colored paper onto a surface

کلاژ
کلاس مهدکودک با استفاده از برق، پر و مواد بازیافتی کلاژ درست کرد.
a hotel employee who assists guests by arranging services such as reservations, tours, tickets, or recommendations

دربان هتل
او از کانسیرژ برای توصیههای رستوران پرسید.
an individual who is an expert of art, food, music, etc. and can judge its quality

خبره
خبره هنری با اشتیاق گالری را مرور کرد، با چشمی تیزبین که سالها مطالعه و قدردانی آن را صیقل داده بود، ضربههای قلم مو و ترکیببندیها را تحسین کرد.
a striking, successful, or clever achievement, often unexpected or impressive

موفقیت بزرگ, حرکت هوشمندانه
آخرین نمایشگاه هنرمند یک کودتا بود که توجه بینالمللی را جلب کرد.
a sudden, violent seizure of governmental power by a small group

کودتا
کودتای ناموفق منجر به هرج و مرج و بیثباتی گسترده در سراسر کشور شد.
a street with one closed end

بنبست
بچهها از بازی در بنبست لذت بردند، چون ترافیک کمی بود.
a woman who is making a public appearance for the first time, especially in movies or sports

تازهکار (مؤنث), (کسی که برای اولین بار بهشکل عمومی ظاهر میشود)
having lost social or cultural status, often implying a decline in class or prestige

تنزل مقام یافته
the feeling that a current situation has happened before, even though it is new

آشناپنداری
داستان فیلم به او احساس دژاوو داد.
a phrase or word that intentionally conveys two distinct meanings, usually with one sexual connotation

سخن دوپهلو, حرف کنایهآمیز
a level or rank in an organization, profession, or society, indicating a person's status or authority within that hierarchy

رده, سطح
بسیاری از حرفهایهای جوان آرزو دارند که پلههای حوزههای مربوطه خود را برای دستیابی به شناخت و موفقیت بیشتر بالا بروند.
an oval cake made with a light pastry, filled with cream or custard and topped with chocolate icing

اکلر
a small group of people in a society who enjoy a lot of advantages because of their economic, intellectual, etc. superiority

نخبه, نخبگان
نخبه سیاسی کشور برای بحث در مورد سیاستهای جدید گرد هم آمدند.
an individual who has left their native country to settle in another due to political reasons, war, or other upheavals

مهاجر
جامعه مهاجر در شهر یک شبکه حمایتی محکم تشکیل داد، که به تازه واردان کمک میکند تا با زندگی جدید خود سازگار شوند و چالشهای شروع دوباره در سرزمینی غریب را پشت سر بگذارند.
a feeling of being bored, tired, or dissatisfied because nothing interesting or exciting is happening

بیحوصلگی, ملالت
علیرغم محیط مجلل، او در مهمانی شیک احساس ملالت عمیقی کرد.
a chorus or group of dancers in a ballet company

گروه, انجمن
هر عضو انسمبل در هماهنگی کامل حرکت کرد.
the main segment of a meal

غذای اصلی
منوی رستوران شامل انواع غذای اصلی بود، از جمله استیک، مرغ و گزینههای گیاهی.
*** This French expression refers to something that has been done and cannot be changed.

کار انجام شده
او از پسانداز خود برای خرید یک موتورسیکلت استفاده کرد و سپس یک fait accompli به والدینش ارائه داد.
an extremely embarrassing and inappropriate comment or behavior in a particular social situation

گاف, لغزش
پوشیدن سفید در عروسی دیگری در بسیاری از فرهنگها faux pas محسوب میشود.
the act of dealing with a situation in a subtle and skillful way

ظرافت, مهارت
ظرافت دیپلمات در حل مناقشه برای او تحسین گسترده به ارمغان آورد.
someone who takes great pleasure in food and dining, often with a discerning palate and a penchant for indulgence

شکمپرست, پرخور، دله
دانش گسترده خوراکشناس از سنتهای آشپزی و مواد اولیه به آنها اجازه داد تا تفاوتهای ظریف طعمها را در هر غذا درک کنند.
someone who enjoys and knows about food and wine very much

غذاشناس, خوراکشناس
این رویداد گورمهها را از سراسر جهان جذب کرد، مشتاق برای چشیدن بهترین غذاها.
the products of making highly fashionable and expensive clothing

لباسهای شیک و درجهیک, اوت کوتور
او یک لباس اوت کوتور خیره کننده به گالا پوشید، که با گلدوزی پیچیده و پارچه لوکس خود توجه ها را جلب کرد.
fancy and carefully prepared food with beautiful presentation and top-notch ingredients

*هنر پخت غذا
an intangible quality that makes someone or something attractive, appealing, or intriguing, but which is difficult to describe or define

چیزی که نمیتوان توصیفش کرد
جذابیت کافه از je ne sais quoi آن ناشی میشد.
a feeling of being physically ill and irritated without knowing the reason

بیمارگونگی, بیحالی
او پس از جدایی احساس ناخوشی و کمبود انگیزه میکرد.
a carnival held on Shrove Tuesday in some countries, especially in New Orleans

ماردی گراس, کارناوال ماردی گراس
گردشگران برای تجربه جشنهای پرجنبوجوش در ماردی گراس شرکت میکنند.
a fight that is noisy, confusing, and involves many people

ستیزه, غوغا
در طول اعتراض، ناگهان یک درگیری درگرفت در حالی که تنشها افزایش یافت.
household for three; an arrangement where a married couple and a lover of one of them live together while sharing sexual relations

مناژ آ تروا
the social or cultural setting or environment

محیط, قلمرو، اطراف، دوروبَر
خیابانهای شلوغ نیویورک محیط مناسبی برای هنرمندان و موسیقیدانان مشتاق فراهم کرد.
a person who has suddenly risen to a higher economic status but has not gained social acceptance of others in that class

نوکیسه
a French style of cooking known for its light, delicate dishes, fresh ingredients, and artistic presentation

خوراکپزی نوین
کتاب آشپزی اصول nouvelle cuisine را بررسی میکند و دستورالعملهایی ارائه میدهد که سادگی و زیبایی را جشن میگیرند.
outdated, or no longer in style

منسوخ، از مد افتاده
مادربزرگم اصرار دارد که از دستورالعملهای منسوخ دهه 1950 استفاده کند.
the most important or impressive part of a series, event, or work

نمونه برجسته (در یک کلکسیون)
پایان بزرگ قطعه مقاومت کل رویداد بود، که حیرت تماشاگران را برانگیخت.
a small secondary residence, typically located in a city or urban area, that is used as a temporary or occasional dwelling

محل اقامتی که به طور موقت استفاده میشود
پید-آ-تر او یک آپارتمان استودیویی شیک بود، که برای سفرهای کوتاه تجاری او به نیویورک عالی بود.
causing strong emotions, especially sadness or empathy

نیشدار, تندوتلخ
ملودی تکاندهنده آهنگ خاطرات کودکی او را زنده کرد.
a collection or mixture of miscellaneous items, often diverse in nature

گلچین, منتخب، مجموعه
نمایشگاه هنر شامل یک مجموعه از نقاشیها، مجسمهها و نصبهای چندرسانهای هنرمندان محلی بود.
a French phrase meaning "Please respond," used on invitations to request a reply about whether the person will attend an event or not

پاسخ
دعوت دارای مهلت RSVP تا دوشنبه بود.
suggestive of sexual impropriety

ناشایست, القا کننده
او یک لباس ناشایست به گالا پوشید، که بحثهای زیادی را برانگیخت.
a refined and often luxurious room in a private residence or establishment used for entertaining guests or hosting intellectual gatherings

سالن, اتاق پذیرایی
او سالن را با مبلمان عتیقه و پردههای مخملی تزئین کرد.
a private discussion, often between two people

گفتگوی خصوصی
او او را کنار کشید برای یک گفتگوی دونفره سریع درباره پروژه آینده.
used humorously to show that someone has made a good point in an argument or discussion

احسنت, گل گفتی
شاید توانایی شما در پاسخ به نظراتم را دست کم گرفته باشم، touché.
a brilliant or masterful performance that attracts a lot of attention or displays great skill

نمایش قدرت
an art technique that deceives the eye by creating realistic optical illusions

اثری که خطایدید ایجاد میکند
تکنیکهای ترومپ لوئی میتوانند سطوح تخت را به نظر دارای عمق نشان دهند.
used to indicate a comparison or contrast between two things or people

در مقایسه با
او در مقایسه با خواهر بزرگترش احساس ناامنی میکرد.
used to express the sudden appearance, revelation, or accomplishment of something

این جا
شما این کارت را برمیدارید، آن را در شکاف قرار میدهید، و اینطور، کلید اتاق شما تحویل داده میشود.
an acute but unspecific feeling of anxiety; usually reserved for philosophical anxiety about the world or about personal freedom

نگرانی, اضطراب
a class or school that prepares four-year-old to six-year-old children for elementary school

مهدکودک
برنامه درسی مهدکودک معمولاً شامل فعالیتهایی است که سواد، حساب و خلاقیت را تقویت میکند و به کودکان کمک میکند تا پایهای محکم برای یادگیری آینده بسازند.
forbidden or prohibited, especially by authority or law

ممنوع, حرام
موضوعات ممنوعه به شدت در جلسه اجتناب شد.
a point of weakness or vulnerability

پاشنه آشیل, نقطهضعف
ریاضی همیشه پاشنه آشیل او بوده است.
a dessert typically made with fruits such as oranges and bananas, often mixed with shredded coconut and sometimes whipped cream

آمبروزیا (سالاد میوه)
پیکنیک شامل آمبروسیا با آناناس تازه و نارگیل بود.
a compelling charm or attractiveness that inspires devotion and enthusiasm in others

جذبه, گیرایی
او با کاریزما انکارناپذیرش مخاطبان را مسحور کرد.
extremely large in size or scale

غولپیکر
دانشمند یک کوه یخ عظیم را کشف کرد که در آبهای قطبی شناور بود و سازههای یخی اطراف را کوچک نشان میداد.
the universe, particularly when it is thought of as a systematic whole

کیهان
تمدنهای باستانی افسانهها و اسطورهها را برای توضیح اسرار کیهان توسعه دادند.
relating to or causing sexual arousal or excitement

اروتیک, تحریک کننده جنسی
سارا از خواندن ادبیات اروتیک لذت میبرد تا موضوعات میل و شهوت را کشف کند.
used to express sudden realization, discovery, or enlightenment

یافتم! کلیدهایم را زیر بالش های مبل پیدا کردم!, پیداش کردم! کلیدهایم زیر بالش های مبل بودند!
یافتم! بچهها وقتی جواب معمای سخت را فهمیدند، شادی کردند.
a running race of 26 miles or 42 kilometers

ماراتن
او ماراتن را در کمتر از چهار ساعت به پایان رساند.
a reliable and experienced person who helps those with less experience

مربی, مرشد
منتورها نقش مهمی در استقبال از کارمندان جدید و کمک به آنها برای انطباق با فرهنگ محیط کار دارند.
a psychological trait or personality disorder where someone is excessively self-centered and believes they are superior to others

خودشیفتگی
خودشیفتگی شخصیت اصلی در خودستایی مداوم و نیاز به توجه او مشهود بود.
the sweet juice from fruits, often undiluted and pure

شربت
برند نکتار آنها محبوب است زیرا حاوی قندهای افزوده نیست؛ فقط آب میوه خالص است.
a formidable opponent or persistent force that causes misery, defeat, or downfall

دشمن قسم خورده, نمسیس
قهرمان با دشمن دیرینه خود در نبرد نهایی روبرو شد، با این دانستن که تنها یکی از آنها زنده خواهد ماند.
