جامعه، قانون و سیاست - عدالت
اصطلاحات انگلیسی مربوط به عدالت را مانند "در شرایط مساوی" و "فرصت عادلانه" یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
آزمون
a chance or opportunity given to a person equally as others

فرصت برابر, شانس منصفانه
در آن شرکت هیچوقت به او فرصت برابر ندادند.
to receive an unfortunate consequence or punishment that one truly deserves as a result of one's wrong behavior

سزاوار مجازاتی بودن, مستحق تنبیه یا مجازاتی بودن
چون بقیه را هل داد، جای خودش را در صف از دست داد؛ حقش بود.
done honestly, justly, or without disobeying any rules

منصفانه و بیتقلب, پاک و قانونی
هیچکس حق اعتراض ندارد؛ آنها پاک و قانونی ما را بردند.
to blame the right person or thing

مقصر اصلی را شناختن, تقصیر را گردن آدم درست انداختن
گزارش بالاخره مقصر اصلی را مشخص کرد و کارمندهای تازهکار را تبرئه کرد.
of the same level, status, or position, without any advantage or disadvantage for one person, thing, or group over the other

در شرایط برابر, همسطح و برابر
هر دو نامزد باید در شرایط برابر رقابت کنند.
to acknowledge someone's positive qualities or actions, even if that person is generally unpleasant, evil, or disliked

از حق نگذشتن, انصافاً باید پذیرفت
ممکن است بیادب باشد، اما انصافاً باید پذیرفت همیشه سر قولش میماند.
in a transparent, honest, and lawful manner

شفاف و قانونی, بیپرده و بیکلک
اگر قرارداد شفاف و قانونی است، دلیلی برای پنهان کردنش نیست.
a fair and honest treatment

رفتار منصفانه, برخورد عادلانه
مستأجرها احساس کردند صاحبخانه با آنها منصفانه رفتار نکرده است.
a situation in which one believes that an unfortunate event that has happened to someone is well deserved

مکافات عمل, مجازات الهی
سالها دیررسها را مسخره میکرد، بعد خودش قطار را از دست داد؛ مکافات عمل بود.