جامعه، قانون و سیاست - کلاهبرداری و فریب
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به تقلب و کلاهبرداری با مثال هایی مانند "on the fiddle" و "slush fund".
مرور
فلشکارتها
آزمون
a flashy or impressive event that lacks substance or meaning

نمایش پر زرق و برق بدون محتوا, نمایش پر زرق و برق و توخالی
سرمایهگذاران ارائه را یک نمایش پر زرق و برق بدون محتوا دیدند.
a person who lends money to people, typically under illegal conditions, at a very high rate of interest

نزولخور, رباخوار
نزولخورها سراغ آدمهای درماندهای میروند که هیچ راه دیگری ندارند.
the action of taking goods from a store without paying for them

دزدی از فروشگاه, بلند کردن جنس از مغازه
فروشنده دید که چند قلم لوازم آرایش را کش رفت.
any activity or behavior that is considered suspicious, dishonest, or deceptive, often intended to deceive or cheat others

حقهبازی, کلاهبرداری
اگر در قرارداد حقهای در کار باشد، ما کنار میکشیم.
the use of misleading accounting methods to present a company's financial position in a more favorable light

حسابسازی, حسابسازی فریبنده
سرمایهگذاران درباره حسابسازی که ممکن است سود را بزرگنمایی کند، هشدار داده شدند.
the process of concealing the origins, ownership, or destination of illegally obtained money by passing it through a legitimate financial institution or businesses

پولشویی
بانک انتقالهای مشکوکی را گزارش کرد که به پولشویی شبیه بود.
the act or practice of engaging in unethical or questionable business practices that are intended to gain an advantage over competitors or deceive customers

کاسبیِ ناسالم, حقهبازی تجاری
مشتریها شکایت کردند که طرح تلفن پر از حقهبازی تجاری است.
money that is offered to someone so that they do not share a piece of information or a secret with others

حقالسکوت, پولِ ساکتکردن
حقالسکوت را رد کرد و کل ماجرا را در دادگاه گفت.
an amount of money that is set aside to be used for dishonest or illegal activities

سرمایه برای مقاصد غیرقانونی, بودجه سیاه
مدیران سرمایه را به بودجه سیاه منتقل کردند تا معاملات غیرقانونی را بپوشانند.
to take someone's possessions by force or without the right to do so

تا ته کیف کسی را خالی کردن, کسی را از همه داراییاش محروم کردن
تا وقتی کلاهبرداری فاش شد، سرمایهگذاران از قبل همه داراییهایشان را از دست داده بودند.
money that one gains without much effort and often by dishonest means

پول مفت, پول بادآورده
قمار ممکن است سرگرمکننده باشد، اما راهی برای به دست آوردن پول مفت نیست.
used to refer to a person, organization, etc. that uses dishonest or illegal methods to gain money

درگیر دوز و کلک مالی, اهل زد و بند مالی
بعد از ناپدید شدن کمکهای مالی، شک کردند خیریه درگیر دوز و کلک مالی است.
money earned quickly or with ease, particularly in a dishonest way

پول راحت, پول مفت و سریع
شرکت برای پول راحت از همهجا زد.
| جامعه، قانون و سیاست | |||
|---|---|---|---|
| مطابق قوانین | به چالش کشیدن هنجارها | عدالت | بیعدالتی |
| سیاست | مسائل سیاسی | مجازات | جامعه |
| طبقه اجتماعی | هنجارهای اجتماعی و انطباق | ترک کردن یا فرار کردن | کلاهبرداری و فریب |