فرد یا چیز اعصابخردکن
بر اصطلاحات انگلیسی مسلط شوید که مربوط به ایجاد مشکلات هستند، مانند 'باد سرد' و 'درد در گردن'.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
فرد یا چیز اعصابخردکن
قربانی موفقیت خود
مایه آزار
نگرانکننده شدن
سدِ راه کسی یا چیزی شدن
کار سخت و زمانبر
غلبه بر یک بیماری جدی میتواند فرآیندی طولانی باشد، که نیاز به صبر و یک سیستم حمایتی قوی دارد.
سدِ راه
تفاوتهای نظر بین اعضای تیم میتواند به یک مانع در همکاری مؤثر تبدیل شود.
از پا در آوردن
ضربه آخر (که کاسه صبر را لبریز میکند)
مسئله بغرنج
کاری ببیهوده و غیر منطقی
آستین بالا زدن (برای انجام کار)
مشکلاتی که پیامد چیزی هستند
مسئولیت یا مشکل گریبانگیر
گره کور
سارا متوجه شد که اعتیاد او به قمار به یک بچه قیر تبدیل شده است؛ هرچه بیشتر سعی میکرد ترک کند، بیشتر در چرخه مخرب فرو میرفت.
غرق چیزی بودن